تبليغاتX
مسجد و كليسا - mosque&church
 
HOW TO BECOME A MUSLIM
at www.CONVERTSTOISLAM.com




First of all, if you are looking at this page, as you yourself are thinking of joining Islam, then Alhumdalillah that you have found the path which we and all muslims believe to be the undeniable truth. Indeed Allah (swt) is the One who guides to the path of truth and light. We pray that you gain in strength, knowledge and spirituality and become an excellent example and encouragement to others.

The act of becoming a Muslim could not be simpler.

An individual needs to make the declaration, known as al-shahaadatain.

Arabic is the language of the Holy Quran, and you will see below that the declaration has been written in Arabic transliteration to make it easy for you to follow. The English translation is provided in the brackets.

The declaration is in two parts:
 
Ash-hadu alla ilaaha illallah

(I bear witness and attest that there is no god worthy of worship but the One God Allah (swt))

Wa ash-hadu anna Muhammad-ar-rasool ullaah

(I bear witness and attest that Muhammad (saaw) is the messenger of Allah (swt))


An individual who finds belief in Islam within his heart can become a Muslim by pronouncing the above declaration. Alhumdalillah.

As a muslim certain Islamic duties are now obligatory on the individual, but there is no need to feel scared or concerned about this. There are many sources of help for you, and many new brothers and sisters that will be very keen to assist you. You may find the following pages useful:

In addition, please email us at either of the following addresses:



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 10:33 |

مگر خداوند در قرآن كريم نفرموده‌اند: «لا اكراه في الدين‌» پس چرا، مجازات شخص مرتد، قتل است‌؟ مگر اظهار پشيماني يك فرد از دين‌، ضرري دارد كه اسلام از آن جلوگيري كرده است‌؟

 

 

آنچه موجب ايجاد چنين شبهه‌اي در ذهن مي‌شود، خلط و عدم تفكيك دو مقوله آزادي بيان و آزادي عقيده است‌. بايد دقت كنيد كه بين عقيده و بيان و طبعاً آزادي عقيده و آزادي بيان تفاوتهاي زيادي وجود دارد:

«عقيده‌» امري «قلبي‌»، «دروني‌» و «شخصي‌» است‌. امري قلبي است زيرا تا قلب آدمي به آن ايمان نياورد هيچ قدرت و عامل خارجي نمي‌تواند آن را در انسان ايجاد كند و هيچگاه با زور و اجبار، كسي به چيزي ايمان نمي‌آورد و بدان معتقد نمي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 10:29 |

معرفی کتاب Converts to Islam

"بسم الله الرحمن الرحيم کتابشناس: طاهره قائمی اواخر قرن بيستم و اوايل قرن 21، سراسر دنيا مملو از مذاهب و مشربهای گوناگونی شده است. پيروان اين مذاهب بدون هيچ گونه اجبار و تنها با بيدار شدن فطرت الاهی خود، به آيين مقدس اسلام رو می آورند. اين موج اسلامخواهی رفته رفته، زنده تر و فروزانتر می شود. اين در حاليست که خداستيزان و صاحبان زر و زور تمام سعی خود را در خاموش کردن اين نور الاهی و تمايل فطری انسانها به کار بسته اند. تهمتها و فشارهای سياسی، فرهنگی و مذهبی هيچ يک نتوانسته از گسترش اين موج جديد و مقدس جلوگيری کند. "
http://kelisa-masjed.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 10:23 |

ديدگاه قرآن درباره ي برخورد حضرت عيسي(ع) با مساله جهاد چيست؟

 

قرآن كريم درباره حضرت مسيح(ع) مي‏گويد: وقتي كه عيسي(ع) ظهور كرد منطق انبياي گذشته مخصوصاً موسي(ع) را تصديق نمود: «مُصدِقاً لِما بَين يديّ مِن التوراة» صف/6 نقطه بارز و برجسته زندگي كليم خدا تشكيل حكومت بود. نبرد دراز مدّت، درگيري با آل فرعون، زد و خورد و مانند آن براي همين هدف بوده است. معناي تصديق سنّت حضرت موسي(ع) توسط پسر مريم(ع) تصديق جنگ او با آل فرعون و مشروع دانستن تحمل سختي و نبرد دراز مدّت او براي تشكيل حكومت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 9:54 |
 

نوجوانی که اسلام را از طریق آموزه های مسیح( علیه السلام) شناخت

هری جوزف 14 ساله: خیلی از سال های عمر کوتاهم وبخصوص سال های اخیر را در جستجویی حریصانه به دنبال خدا وحقیقت جهان شمول او بوده ام. من درحومه یکی ا زشهرهای نیوانگلند درآمریکا زندگی می کنم و

از خیلی چیزها خوشم می آید،موسیقی، مطالعه واردو رفتن؛با این حال دین وخدا همیشه در زندگی ام مهم بوده اند ومن رابطه ام را دائما با خدا حفظ کرده ام.

 

http://www.rahyaftegan.com/asp/index.asp?Link=Des.asp&Code=74&OnvanID=1


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 9:47 |

در جامعه امروزي ما جواني كه مسلمان زاده است مجبور است نسبت به دين اسلام پايبند باشد و آن را بپذيرد. در صورتي كه بخواهد از دين جدا شود و به دين ديگري بپيوندد مرتد اعلام شده و اگر چنين تفكري داشته باشد جامعه او را از خود دور مي كند در صورتي كه در قرآن آمده است كه در دين هيچ اجباري نيست و انسان بايد آزاد باشد در تمامي اديان تحقيق كند و يكي را از نظر خود او انسان را به خدا بهتر نزديك مي كند بپذيرد و اين روش كه اسلام امروزي آن را در پيش گرفته اجبار است و امروزه در گزينش كارهاي دولتي فقط دين اسلام را مي خواهند. آيا در اسلام ما شرايطي وضع شده كه انسانها در انتخاب دين خود از هر طبقه و سني در انتخاب دين آزاد باشد؟

 

كساني نزد خداوند، دين دار و مؤمن محسوب مي شوند كه قلباً دين را پذيرفته، در درون خود به آن اعتقاد داشته باشند. با اجبار و اكراه ممكن نيست دين به دل و روح كسي راه پيدا كند؛ و تنها در اختيار خود فرد است كه چيزي را از لحاظ قلبي رد يا قبول كند. آزادي در انتخاب دين به همين معناست؛ يعني انسان بايد با اختيار خودش دين را بپذيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:59 |

مادر شهيدي از ژاپن/ گفتگو با خانم گونيگو يامامورا مادر شهيد محمد بابايي

گفتگو از مريم حقيقتگو خانم بابايى كه حدود 40 سال است به دين اسلام مشرف گرديده مفتخراست كه مادر شهيد و يكى از بانوان فعال در ايام پيروزى انقلاب اسلامى و دفاع مقدس باشد آنچه مى خوانيد گفتگوى كوتاهى است با خواهر گرامى خانم سبا بابايى.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:55 |

اسلام نقش مهمي در حيات جديد اجتماعي اروپا دارد

به گزارش آینده روشن به نقل از مركز خبر حوزه‌هاي علميه، در اين نشست كه روزهاي دوازده و سيزده بهمن برگزار شد،

شركت كنندگان ضمن تصريح بر روابط ديرينه روسيه با جهان اسلام در چارچوب پايه‌هاي جغرافيايي، فرهنگي و تاريخي بر همكاري استراتژيك روسيه با جهان اسلام تأكيد كردند.

در اين نشست بر ايجاد پايگاه اينترنتي اطلاعات جهاني با عنوان همكاري ميان تمدن‌ها و تشكيل جايزه‌ي سالانه به دستاوردهاي گفتگوي اسلام و مسيحيت تصريح شد.

در ادامه اين نشست دو روزه كه با حضور دبير كل سازمان كنفرانس اسلامي، پروفسور اكمل الدين احسان اوغلو، آيت‌الله‌ تسخيري دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي و شماري از فرهيختگان و علماي ديني از روسيه و جهان اسلام شركت داشتند: رئيس جمهور تاتارستان با اشاره به روابط كشورهاي اسلامي گفت: اسلام با تأكيد بر روحانيت و عدالت نقش مهمي در حيات جديد اجتماعي اروپا دارد.

خبرگزاري آينده روشن

http://www.bfnews.ir/
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:50 |
نگاهی به وضعیت مسلمانان در میانمار
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: میانمار کشوری در جنوب شرقی آسیا، کشوری است که از دیرباز پذیرای اسلام بوده، اما امروز و در پی شرایط نامساعد و تعرض به حقوق مسلمانان این کشور، آنها با تشکیل حزب مسلمانان خواستار حقوق از دست رفته خود هستند.

به گزارش خبرنگار مهر، کشور برمه یا میانمار فعلی در جنوب شرقی قاره آسیا واقع شده است و از شمال با چین، جنوب با خلیج بنگال و تایلند و از شرق با چین و جمهوری لائوس و تایلند و از غرب خیلج بنگال و بنگلادش آن را محدود کرده اند. دین مردم این کشور بودایی و اسلام است.

اکثریت مسلمانان این کشور  در منطقه آراکان در جنوب غربی برمه زندگی می کنند . بر اساس سرشماریهای رسمی در میانمار جمعیت این کشور 55 میلیون نفر است که مسلمانان کمتر از 15 درصد ةآن را تشکیل می دهند، یعنی بین 5 تا 8 میلیون نفر زندگی می کنند. مسلمانان فقیرترین گروه در میانمار هستند که آموزش و اطلاعات آنها درباره اسلام بسیار محدود است. تعداد مسجد در رانگون پایتخت میانمار حدود 32 مسجد است.

رهبران اقلیت مسلمان در رانگون می گویند: اسلام از قرن اول هجری به وسیله تجار عرب به این کشور وارد شد، هنگامی که این کشور در سال 1824 در اشغال بریتانیا بود . اوضاع مسلمانان در این کشور از زمان انقلاب نظامی به رهبری نی وین در سال 1962 بحرانی و نابسامان شد به طوری که مسلمانان از کارهای حکومتی، نظامی و ارتش طرد شدند.

ورود اسلام به آراکان

برخی از مورخان می گویند اسلام در زمان خلیفه عباسی هارون الرشید در قرن هفتم میلادی از طریق تجارعرب به منطقه آراکان وارد شد تا اینکه مسلمانان دولت مستقلی تشکیل دادند و 48 حاکم مسلمان به طور متوالی حکومت کردند و بیش از 3 قرن و نیم یعنی در میان سالهای 1430 تا 1784 حکومت کردند و آثار اسلامی چون مدارس، مساجد و انجمنهایی به جا گذاشتند. از این مساجد می توان به مسجد "بدر المقام" در آراکان نام برد که بسیار مشهور است و یا مسجد "سندی خان" که در سال 1430 بنا شده است.

در سال 1784 آراکان به وسیله پادشاه بودایی برمه ای به نام بودابای اشغال شد و این منطقه را به برمه ضمیمه کرد. وی که از اشاعه اسلام به شدت می هراسید، بیشتر آثار اسلامی چون مساجد و مدارس را ویران و به کشتار مبلغان و علما اقدام کرد. بوداییان به تحقیر مسلمانان پرداخته و اموال آنها را غارت کردند . در سال 1824 برمه توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال 1937 بریتانیا برمه را به همراه منطقه آراکان مستعمره ای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال 1948 بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد . اما بوداییان برمه ای به اشغال منطقه آراکان بی آنکه ساکنان مسلمانان آن راضی باشند، اقدام کردند و فعالیتهای ناشایست و وحشیانه ای علیه مسلمانان انجام دادند.

مسلمانان آراکان رنجها، ظلمها و خواریهای بسیاری را که از وحشیانه ترین حملات بوداییها سرچشمه می گرفت، متحمل شدند. بوداییها که اصلی ترین و سر سخت ترین دشمنان مسلمانان به شمار می روند به نابود کردن هویت و آثار اسلامی آنها اقدام کرده اند و مدارس و مساجد تاریخی آنها را نابود و مانع از ترمیم و بازسازی آن شدند.

بوداییها سعی دارند تا مسلمانان و فرهنگ اسلامی آنها در جامعه بودایی برمه ذوب شود، به همین دلیل روستاها و زمینهای زراعی آنها را گرفته و آنها را اجیر خود کردند. آنها طی سالهای 1962 در پی انقلاب نظامی بیش از 300 هزار مسلمان را از برمه اخراج و راهی بنگلادش کردند و در سال 1978 بیش از 500 هزار مسلمان را طرد و 40 هزار زن و مرد پیر را به همراه کودکان از بین بردند.

در بین مسلمانان سنی مذهب آراکان تعدادی شیعه هم دیده می‏شود و در حال حاضر به مسلمانان "روهین جیائی‏" موسوم هستند و از اول ژوئیه 1986میلادی دو حزب مسلمان این منطقه برای تقویت جبهه خود علیه دولت مرکزی متحد شدند.

این در حالی است که مسلمانان برمه خواستار مساوات در حقوق مانند دیگر شهروندان این کشور هستند تا بتوانند به راحتی تعالیم و شعائر اسلامی خود را اجرا کنند.

مسلمانان برمه ای از عدم آموزش عالی در دانشگاهها و دانشکده ها رنج می برند و از این رو به خارج سفر می کنند تا بتوانند ضمن فراگیری اصول و مبانی اسلام، به اجرای شعائر اسلامی خود اقدام کنند.


http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=441402

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:44 |

چه تفكر غلطي توسط مسيحيان در مورد «زن» در تاريخ مذهبي جهان وارد شده و نظر قرآن در اين مورد چيست؟

 

يك فكر بسيار غلط را مسيحيان در تاريخ مذهبي جهان وارد كردند كه واقعا خيانت بود. در مسأله زن نداشتن عيسي و ترك ازدواج و مجرد زيستن كشيشها و كاردينالها كم كم اين فكر پيدا شد كه اساسا زن عنصر گناه و فريب است، يعني شيطان كوچك است؛ مرد به خودي خود گناه نمي‏كند و اين زن است، شيطان كوچك است كه هميشه وسوسه مي‏كند و مرد را به گناه وامي دارد. گفتند اساسا قصه آدم و شيطان و حوا اين طور شروع شد كه شيطان نمي توانست در آدم نفوذ كند، لذا آدم آمد حوا را فريب داد و حوا آدم را فريب داد، و در تمام تاريخ هميشه به اين شكل است كه شيطان بزرگ زن را و زن مرد را وسوسه مي كند. اصلا داستان آدم و حوا و شيطان در ميان مسيحيان به اين شكل درآمد. ولي قرآن درست خلاف اين را مي گويد و تصريح مي كند، و اين عجيب است. قرآن وقتي داستان آدم و شيطان را ذكر مي كند، براي آدم اصالت و براي حوا تبعيت قائل نمي‏شود. اول كه مي‏فرمايد ما گفتيم؛ مي‏گويد: ما به اين دو نفر گفتيم كه ساكن بهشت شويد (نه فقط به آدم)، «لا تَقْرَبا هذِهِ الشَجَرَةَ»، [به اين درخت نزديك نشويد (حالا آن درخت هر چه هست).] اعراف/19 بعد مي‏فرمايد: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ» [شيطان اين دو را وسوسه كرد.] اعراف/20 نمي‏گويد كه يكي را وسوسه كرد و او ديگري را وسوسه كرد. «فَدَليّهُما بِغُرور». اعراف/22 باز «هما» ضمير تثنيه است. «وَقاسَمَهُما اِنّي لَكُما لَمِنَ النّاصِحينَ» اعراف/21 آنجا كه خواست فريب بدهد، جلوي هر دوي آنها قسم دروغ خورد. آدم همان مقدار لغزش كرد كه حوا، و حوا همان مقدار لغزش كرد كه آدم. اسلام اين فكر را، اين دروغي را كه به تاريخ مذهبها بسته بودند زدود و بيان داشت كه جريان عصيان انسان چنين نيست كه شيطان زن را وسوسه مي كند و زن مرد را و بنابراين زن يعني عنصر گناه. و شايد براي همين است كه قرآن گويي عنايت دارد كه در كنار قديسين از قديسات بزرگ ياد كند كه تمامشان در مواردي بر آن قديسين علو و برتري داشته اند.

 www.masjed.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:42 |

در آيـه 159 سوره نساء آمده است كه همه اهل كتاب قبل از مرگ خودشان يا قبل ازوفات حضرت عيسى عليه السلام به ايشان ايمان خواهند آورد . و ان من اهل الكتاب الا ليومن به قبل موته 000 . در حاليكه بسيارى از اهل كتاب به عيسى ايمان نياوردند و ندارند و ايمان نمى آورند .

 

  مـراد از ايـمـان آوردن اهـل كتاب به عيسى عليه السلام , اين است كه در آخر زمان وقتى حضرت  عيسى (ع ) تشريف بياورند همه اهل كتاب به ايشان ايمان خواهند آورد .  در همين زمينه رواياتى از حضرت على عليه السلام وجود دارد

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 8:52 |

آيا حكم ارتداد با آزادي عقيده سازگار است؟

 آيا عقلاً صحيح است كسي به خاطر عوض كردن دينش كشته شود؟

 

آيا حكم ارتداد با آزادي عقيده سازگار است؟

در اين بحث بايد به چند نكته توجه شود:

1- اجراي حدود الهي بعد از اثبات در دادگاه صالحه صورت مي گيرد. بديهي است اگر دادگاه صالحه بناشد يا قاضي آن مجتهد و عادل نباشد يا از طريق صحيح اثبات نشود مثلاً دو نفر عادل به ارتداد او نزد قاضي شهادت ندهند يا خودش نزد قاضي اقرار نكند، حد الهي بر او جاري نمي شود.

 

2- اجراي حدود الهي در نظام اسلامي اجرا مي شود، يعني در يك نظام ولايي كه تمام احكام و اجرائيات آن زير نظر امام يا فقيه عادل جامع الشرائط انجام شود. به تعبير ديگر فقيه كه حاكم اسلامي است مبسوط اليد باشد، يعني بتواند حدود الهي را اجرا كند و طاغوت و ظالمي مزاحم او نباشد. اجراي حدود در نظام طاغوتي (نظامي كه حاكم آن غير مشروع باشد يعني فقيه جامع الشرائط نباشد يا زير نظر او نباشد) طبيعتاً ممكن نخواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 8:44 |

اسلام و مسلمانان در آرژانتین

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: آرژانتین از کشورهای آمریکای جنوبی است که اگر چه نسلهای گذشته اقلیت مسلمان در این کشور از ضعف فرهنگ دینی رنج می بردند، اما اینک نسل مسلمان فعال بوده و با انسجام و یکپارچگی بیشتری به اشاعه تمدن و فرهنگ اسلام اقدام می کنند.

به گزارش خبرنگار مهر، آرژانتین کشوری است در آمریکای جنوبی که پایتخت آن بوینس آیرس است، زبان آنها اسپانیایی و دین آنها مسیحی است.

http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=455948


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:54 |

هجرت به روشنايي

داستان مسلمان شدن يک زن ايسلندي - آنا ليندا تراوستادوتير 1) من با نام ، "آنا ليندا تراوستادوتير" در خانواده اي با والدين ايسلندي/دانمارکي در ريکياويک ايسلند در سال 1966 متولد شدم و در کليساي لوتران[1] غسل تعميد[2] داده شدم.

هنگامي که جوان بودم خانواده ام به ون کوور کانادا و سپس به نيويورک کوچ کردند. دبيرستان را در سن 16 سالگي و در سال 1988 تمام کردم. مدرک کارشناسي ام را از دانشگاه مک گيل در مونت رآل کانادا اخذ کردم و از آن موقع با سفر به دور دنيا به مطالعه و کار پرداخته ام. مبدأ سفرهايم دانمارک و در سال 1990 بود.

http://www.rahyaftegan.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 23:58 |

به فرموده يكي از ائمه(عليهم السلام) اگر با تحقيق وارد دين شويد،

 از آن خارج نخواهيد شد. ما مي‏دانيم مسلمان به دنيا مي‏آييم و به سن تكليف مي‏رسيم. اگر دين ديگري را انتخاب كنيم حكم خارج شده از اسلام بر ما لازم مي‏آيد و محكوم به مرگ مي‏شويم، چه كنيم؟

 

 

اولاً انسان فطرتاً طالب كمال انساني است و مي‏خواهد به وسيله انجام دادن كارهاي شايسته به كمال حقيقي برسد. اما براي    اينکه بداند چه كارها و چه راه‏هايي او را به هدف معنويش نزديك‏تر مي‏كند، بايد نخست كمال نهايي خويش را بشناسد و شناخت آن، در گرو آگاهي يافتن از حقيقت وجود خويش و آغاز و انجام آن است، پس از آن بايد رابطه مثبت و منفي ميان اعمال مختلف و مراتب گوناگون كمالش را تشخيص دهد، تا بتواند راه صحيحي را براي تكامل انساني خويش بيابد تا اين شناخت‏هاي فطري - اصول جهان‏بيني - را به دست نياورد، نمي‏تواند به نظام رفتاري - ايدئولوژي - صحيحي برسد.

 

 پس، تلاش براي شناخت دين حق كه شامل جهان‏بيني و ايدئولوژي صحيح مي‏باشد، ضرورت دارد و بدون آن، رسيدن به كمال انساني، ميسر نخواهد شد، چنان‏كه رفتاري كه برخواسته از چنين ارزش‏ها نباشد، رفتار انساني نخواهد بود و كساني كه در صدد شناختن دين حق برنمي‏آيند؛ پس از شناخت نيز از روي لجاجت و عناد آن را كنار گذارده و به خواهش‏هاي حيواني و لذت‏هاي زودگذر مادي بسنده مي‏كنند اينان در واقع حيواني بيش نيستند. چنان‏كه قرآن مي‏فرمايد: «ان اللَّه يدخل الذين آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجري من تحتها الانهار و الذين كفروا يتمتعون و يأكلون كما تاكل الانعام و النار مثوي لهم»؛خداوند كساني را كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دهند، در بهشت جاي خواهد داد، بهشتي كه نهرهاي جاري در آن وجود دارد، در حالي كه كافران از متاع زودگذر دنيا بهره مي‏گيرند و همچون چهارپايان مي‏خورند و سرانجام، آتش دوزخ جايگاه آنهاست.

 

 خداوند متعال مصلحت بندگان را بهتر از خود آنها مي‏داند و قوانيني كه تشريع كرده براي صلاح دين و دنياي مردم بوده و صددرصد منطبق بر حقيقت و مصلحت فرد و جامعه مي‏باشد و لذا بزرگان ما فرموده‏اند: «مقررات اسلام تابع مصالح و مفاسد واقعي است و اگر كسي مي‏خواهد به حقيقت برسد راهي جز عمل كردن به فرمان‏هاي خداوند وجود ندارد و در حقيقت احكام اسلامي پشتوانه‏اش حقيقت و واقعيت است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 23:53 |

ايـن گفته مسيحيت كه : هر كس كه به رخساره تو تپانچه زند رخساره ديگر را سوى او بگردان با طبع انسانى سازگارتر است از دستور اسلام كه مى گويد : هر كس به شما تجاوز كند به مانند او بر او تجاوز كنيد ؟

 

  اين دستور انحرافى باعث جرات و جسارت ظالم و تجاوزگر است كه حتى مسيحيان جهان امروز  نـيـز بـه آن عـمـل نـمـى كـنند و كمترين تجاوزى را با پاسخى شديدتر , جواب مى گويند اسلام  مى گويد : در برابر متجاوز بايد ايستاد و به هر كس حق مى دهد كه اگربه او تعدى شود به همان  مقدار مقابله كند تسليم در برابر متجاوز مساوى است بامرگ و مقاومت مساوى است با حيات , اين  است منطق اسلام .  

poparyus@gmail.com

http://masjed-kelisa.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 20:32 |

دكتر والرياپروخوا: به خاطر قرآن مسلمان شدم

دكتر والرياپوروخوا، متولد مسكو است و به گفته خودش، او يكى از اشراف‏زادگان روسى به شمار مى‏آيد. تحصيلات عاليه‏اش را در مسكو در دو رشته فلسفه و زبان‏شناسى گذرانده است. او مترجم قرآن به زبان روسى است

دكتر والريا پوروخوا، مترجم قرآن به زبان روسى‏
و يكى از معدود بانوان مسلمانى است كه قرآن را ترجمه كرده است.
دكتر خوا، از دين مسيح به اسلام گرويد و وقتى از او دليل مسلمان شدنش را پرسيدم، نگاهى به من كرد و گفت: «من به خاطر قرآن مسلمان شدم. قرآن را مطالعه كردم؛ در آن دقيق شدم و عميقاً تفكر كردم و ديدم دين ما، دين يهود و همه اديان الهى، محدود به زمانى خاص بوده‏اند. اين در حالى است كه پيامبران اين اديان، وعده و مژده دينى ماندگار و جاودانه را داده‏اند. وقتى درباره دين اسلام و قرآن تحقيق و مطالعه كردم، با اطمينان قلبى، اسلام را به عنوان تنها دين ماندگار پذيرفتم و مسلمان شدم».
او تحصيلات دانشگاهى خود را نيز در اين امر مؤثر مى‏داند و معتقد است كه تحصيلاتش در زمينه فلسفه و زبان‏شناسى، او را براى فهم و دركى عميق‏تر از قرآن يارى داده است.
از او سؤال كردم: چه شد كه تصميم گرفتيد قرآن را ترجمه كنيد؟ اندكى مكث كرد و گفت: «قرآن، قبل از انقلاب روسيه، بارها و بارها توسط غيرمسلمانان، به زبان روسى ترجمه شده بود؛ ولى هيچ‏كدام مورد تأييد نبودند؛ چون همگى با ديدگاه مسيحيت به قرآن نگاه كرده بودند. من وقتى مسلمان شدم، احساس كردم وظيفه و رسالتى دارم تا اين كار را به‏طور دقيق و درست انجام دهم. دوازده سال از عمر خود را بى‏وقفه در اين زمينه كار كردم و خوشبختانه موفق شدم ترجمه‏اى ارائه دهم كه هم بااستقبال جامعه روسيه و هم با تأييد علماى اسلام روبه‏رو شود و از اين جهت خدا را بسيار شاكر و ممنونم».
مى‏خواستم بدانم كه مردم روسيه با اين اثر چگونه برخورد كرده‏اند و وقتى اين موضوع را از او پرسيدم، لبخندى زد و با اعتماد به نفس گفت: «مسيحيان به صورت بسيار جالبى با آن برخورد كردند و دوست داشتند آن را مطالعه كنند؛ چون مردم روسيه خيلى باهوش هستند. زبان روسى، زبانى شيواست كه مى‏تواند مفاهيم بلند قرآنى را به شكل زيبايى بيان كند و اين، براى آنها جذابيت داشت. در ضمن چون خانواده ما يكى از خانواده‏هاى معروف روسيه است، بنابراين براى هم‏وطنانم جالب بود كه بدانند چطور يك اشراف‏زاده روسى از مسيحيت به اسلام گرايش پيدا كرده و قرآن را با عشق ترجمه كرده است».
وقتى اين جملات را گفت، من واقعاً عشق به قرآن را در چشمانش ديدم. در بين گفت‏وگو بدون اين كه من از او سؤالى بكنم، گفت: «كشور زيبايى داريد و نمايشگاه قرآن در ايران، يكى از باشكوه‏ترين و زيباترين برنامه‏هايى است كه من در زمينه قرآن در تمام دنيا ديده‏ام. من واقعاً خوشحالم كه به اين نمايشگاه دعوت شده‏ام».

http://www.rahyaftegan.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 11:9 |

چرا مسلمانان كه به همه انبياء و كتابهاى آسمانى معتقدند انجيل فعلى را معتبرنمى دانند ؟

 

در كـتـابـهـاى انجيل كه مسيحيان آنرا ( عهد جديد ) مي نامند اغلاط بيشمار است بذكرچند غلط اكـتـفا مى كنيم تا خوانندگان بدانند اين كتب الهى نيست و نويسندگان انجيل ( متى و لوقا و غيره ) در آيات تورات و كتب انبياء دقت نمى كردند يا ازآنها آگاهى كامل نداشتند .

1 - در انـجـيـل مـتـى بـاب 27 گـويد :

چون يهوداى اسخريوطى سى پاره نقره گرفت تا مسيح عليه السلام را تسليم يهود كند ودانست مى خواهند او را بدار آويزند پشيمان شد و آن پول را برد و در هيكل انداخت و بازگشت و روساى كهنه با آن پول مزرعه كوزه گرى را خريدند براى قبرستان غربا . و در ( 27 : 9 ) گـويـد : آنـگـاه كـامـل گرديد آنچه بوساطت ارمياه پيغمبر گفته شده بود كه مـى گـفـت پـس آن سـى پاره نقره بهاى آن شخص قيمت كرده شده را كه بعضى از بنى اسرائيل قيمت نمودندبگرفتند و آنها را در عوض مزرعه كوزه گر دادند 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 8:48 |

چه چيزي تو را از مسلمان شدن منع مي كند؟

با بزرگ شدن در يك خانواده‌ي به اصطلاح مسيحي ولي در حقيقت غيرمذهبي، هرگز نام خداوند را از زبان‌ها نمي‌شنيدم و هرگز نمي‌ديدم كسي نماز بخواند؛ بعدها دريافتم كه تنها دليل براي انجام اينگونه كارها، به دليل منفعت شخصي است.

ما عيد ميلاد مسيح، عيد پاك، جشن 24 ژوئن و تمامي روزهاي مقدس را جشن مي‌گرفتيم.
فكر مي‌كردم اين جشن‌ها نيز گوشه‌اي از رسومات سوئدي است. به عنوان يك مسيحي پروتستان، مي‌توان قبل از اتمام سن 15 سالگي، بعد از برگزاري يك سري مراسم خاص، به عضويت رسمي كليسا پذيرفته شد (جشن تكليف). اين به آن معني است كه افراد مي‌توانند براي تثبيت اعتقادات خود، در كلاسي براي آگاهي يافتن از مطالبي درباره‌ي مذهب خود شركت مي‌كنند. من كه مي‌خواستم مطالبي در مورد مسيحيت بدانم، براي شركت در يك اردوي سه هفته‌اي كه مجموعه‌اي از ورزش گلف و دوره‌اي مربوط به مراسم جشن تكليف بود، نام‌نويسي كردم. صبح‌ها در كلاس‌هايي كه توسط يك كشيش سالخورده اداره مي‌شد شركت مي‌كرديم؛ در حاليكه ذهن و حواس ما معطوف به بازي گلف بعد از كلاس بود ـ بنابراين چيزي از كلاس‌ها نمي‌فهميدم.
وارد دبيرستان شدم، در حالي كه احساس مي‌كردم كه هيچ چيز نمي‌تواند به من آسيبي برساند.
هميشه بهترين نمرات را مي‌گرفتم و از درجه‌ي اعتماد به نفس بالايي برخوردار بودم. درباره‌ي دين و مذهب هرگز چيزي به ذهن من خطور نمي‌كرد. از عهده‌ي هر چيزي كاملاً به خوبي برمي‌آمدم. هر فرد مذهبي‌اي كه مي‌شناختم، بعد از يك دوره بيماري جسمي يا رواني به دين پناه آورده بود. آنها مي‌گفتند كه در زندگيشان براي قادر بودن به ادامه‌ي زندگي، به مسيح محتاج هستند. من احساس مي‌كردم كه مي‌توانم هر چيزي كه ذهنم را معطوف آن كنم، انجام دهم و آن نوع مذهب، تنها بهانه‌اي براي پنهان شدن از واقعيت بود.
در دانشكده، شروع كردم به فكركردن درباره‌ي معني زندگي. به دليل جنگ‌ها و مشكلات مربوط به هر مذهبي، دوره‌ي سخت و توان‌فرسايي را براي قبول هرگونه مذهب مي‌گذراندم. فلسفه‌ي شخصي خودم را بافتم و قانع شدم كه قدرتي، همه‌ي چيزها را خلق مي‌كند، اما نمي‌توانستم بگويم كه آن قدرت، «خداوند» است.
«خدا» براي من، مبتني بر تفكر مسيحي، پيرمردي سالخورده بود با انبوهي از ريش سفيد و مي‌دانستم كه يك مرد سالخورده نمي‌تواند جهان را خلق كرده باشد. به زندگي پس از مرگ معتقد بودم، به دليل آنكه نمي‌توانستم اعتقاد داشته باشم كه «عدالت» اجرا نخواهد شد. همچنين به اين موضوع كه هر چيزي به دليلي اتفاق مي‌افتد، (به رابطه‌ي علت و معلول) معتقد بودم. به علت پيشينه‌ و تحصيلاتي كه داشتم؛ با اعتقاد به فرضيه‌ي داروين، از آنجائيكه همانند حقيقت تصور مي‌شد، فريب خوردم. هرچه بيشتر درباره‌ي معناي زندگي فكر مي‌كردم، بيشتر متأثر مي‌شدم و احساس مي‌كردم كه اين نوع زندگي همانند يك زندان است. تقريباً تمامي انگيزه‌ام را براي زندگي از دست داده بودم.
از آنجائيكه در دوران مدرسه، به آيين بودا و هندو علاقه‌مند بودم، مطالب زيادي درباره‌ي آنها مي‌دانستم؛ ما مطالبي درباره‌ي چگونگي تفكر و عبادت آنها با ذكر جزئيات ياد مي‌گرفتيم.
من چيزي درباره‌ي اسلام نمي‌دانستم. كتاب ديني درسي دبيرستان را كه چگونگي نماز خواندن مسلمانان را نشان مي‌داد به خاطر مي‌آورم. همانند يك فيلم كارتوني بود كه حركات را نشان مي‌داد. اما چيزي درباره‌ي اعتقاد آنها دستگيرم نشد. با توجه به تبليغات سوء در روزنامه‌ها، راديو و تلويزيون، مطمئن شدم كه تمامي مردان مسلمان نسبت به زنان خود ستم مي‌كنند و كودكان خود را كتك مي‌زنند. همه‌ي آنها خشونت‌طلب هستند و از كشتن ابايي ندارند.
در سال آخر دانشكده، اشتياق و علاقه‌ي شديدي به علم‌آموزي داشتم و براي ورود به صحنه‌ي كار آماده بودم. يك حرفه‌ي بين‌المللي و يا حداقل چند تجربه‌ي بين‌المللي براي بهبود بخشيدن به زبان انگليسي و برخورداري از امتياز براي پيشي‌گرفتن از جويندگان كار، احتياج بود. خيلي اتفاقي در بوستون با چهار مسلمان روبرو شدم. در آن زمان نمي‌دانستم كه «محمد» كيست و يا اينكه «الله» همان خداوند است. شروع كردم به پرسيدن و خواندن كتاب. اما مهم‌تر از همه‌ي آنها، معاشرت با مسلمانان را شروع كردم. قبل از آن هرگز دوستي خارجي نداشتم، (چه برسد دوستي از مذهب ديگري). همه‌ي مردماني كه مي‌شناختم، سوئدي بودند ـ مسلماناني را كه ملاقات مي‌كردم، مردماني خوب بودند. بلافاصله مرا پذيرفتند و هيچ چيزي بر من اجبار نمي‌كردند. آنها نسبت به من با گذشت‌تر و سخاوتمندتر از خانواده‌ام بودند. به نظر مي‌رسيد كه اسلام شيوه‌ي مناسبي براي زندگي است و من اصول و دستورات آن را تصديق مي‌كردم؛ ولي مطمئن نبودم كه اسلام متناسب با من است.
يكي از مشكلاتم اين بود كه علم، دين را نفي مي‌كرد (حداقل با توجه به آنچه كه از مسيحيت مي‌دانستم). كتاب «انجيل، قرآن و علم» نوشته‌ي «مورايس بوسايلي» (Maurice Bucaille) را خواندم و پاسخ پرسش‌هاي خود را دريافتم. دريافتم كه اسلام ديني است كه با علم مدرن هماهنگي دارد. هيجان زيادي داشتم، اما هنوز چيزي را در قلبم حس نمي‌كردم.
هنگامي‌كه به طور دقيق درباره‌ي مطالب جديدي كه فهميده بودم، فكر مي‌كردم، دوره‌اي از پريشاني را سپري مي‌كردم. احساس مي‌كردم كه قلبم لطيف شده و سعي مي‌كردم كه زندگي را همانند يك مسلمان تصور كنم. زندگي كوچكي سرشار از صداقت، پايداري، صلح، احترام، بخشش و مهرباني و مهم‌تر از همه، زندگي معني‌داري را حس مي‌كردم.
مي‌دانستم كه مجبورم از نفس‌ام بگذرم و در برابر نيروي بسيار قدرتمندتر از خودم، خضوع كنم.
دو بار از من پرسيده شد: «چه چيزي تو را از مسلمان شدن منع مي‌كند؟»
در بار اول، وحشت كردم و در ذهنم جوابي نداشتم.
در بار دوم، مدتي به منظور جست‌وجوي بهانه‌اي، فكر كردم. بهانه‌اي وجود نداشت. بنابراين شهادتين را گفتم و مسلمان شدم؛ الحمدالله.
__________________

منبع: باشگاه انديشه به نقل از باشگاه جوانان ايراني

http://www.rahyaftegan.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 22:46 |

مسلمان شدن 40 تا 70 هزار آمريكايي

انجمن اسلامی آمريكا از اسلام آوردن 40 تا 70 هزار آمريكايی مقيم پايتخت خبر داد.

به گزارش خبر گزاری قرآنی ايران (ايكنا ) به نقل از پايگاه اطلاع رسانی «نسيج»، انجمن اسلامی آمريكا ضمن اعلام اين خبر گفت: بيشتر افراد تازه مسلمان از ساكنان واشنگتن، پايتخت آمريكا هستند.
به نقل از خيمه

انجمن مذكور ضمن بيان اين مطلب كه تازه مسلمانان اغلب افراد دارای 20 تا 40 سال‌اند افزود: اغلب آنان پيش از تشرف به دين اسلام از مسيحيان ارتدوكس بوده‌اند.

از سوی ديگر افراد تازه مسلمان با ابراز خشنودی از پيوستن به شريعت نبوی(ص) تصريح كردند: به دنبال گذراندن برخی دروس اسلامی در دانشگاه و آشنايی با مسلمانان به جرگه مسلمانان پيوسته اند.

افراد مذكورهمچنين اظهار كردند: مسلمان شدن آنهابه هيچ‌‌وجه موجب قطع رابطه آنان با خانواده نخواهد شد.

آنان تصريح كردند: بسياری از ارزش‌های دين اسلام به‌ويژه دايره حقوقی زنان و لزوم احترام به آنان از عوامل مهم گرايش‌شان به اسلام بوده است.

گفتنی است، اغلب تازه مسلمانان مقيم آمريكا از كشورهای اسلووادور ،پرو، پاناما واكوادور هستند.

http://www.rahyaftegan.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 0:30 |

كشيش مسلمان

آقاي جرالد الف ديلكس

آقاي جرالد الف ديلكس

1) يکي از قديمي ترين خاطرات دوران کودکي من اين بود که ناقوس کليسا براي عبادت بامدادي شنبه ها در شهر کوچک و روستا مانندي که من در آن بزرگ شده ام به صدا در مي آمد. کليساي شهر ما که تابع فرقه متديست بود

ساختماني چوبي و قديمي با يک برج ناقوس و دو کلاس براي مدرسه يکشنبه ها براي کودکان که در يک دخمه پشت مرغداني با درهاي چوبي که آن را از جايگاه مقدس جدا مي کند و نيز يک سن براي اجراي سرود که در کنار کلاسهاي يکشنبه براي بچه هاي بزرگتر قرار دارد.

کليسا کمتر از دو بلوک با منزل ما فاصله داشت. همين که صداي ناقوس بلند مي شد ما به طور خانوادگي مي آمديم و مراسم زيارت هفتگي کليسا را به جا مي آورديم.

2) در آن منطقه غير شهري در حوالي دهه 1950، سه کليسا در شهري با حدود 500 نفر جمعيت، مرکز تجمع اهالي به شمار مي آمدند، کليساي متديست، که خانواده من با آن مرتبط بودند نيز چنين بود.

اين کليسا "مهمانيهاي بستني"[1] با بستني هاي دست ساز خانگي و "ميهمانيهاي جوجه سوخاري"[2] و نيز "مهمانيهاي ذرت"[3] را ترتيب مي داد. من و خانواده ام در هر سه مهماني شرکت مي کرديم ولي هر کدام از اين ميهمانيها تنها سالي يکبار برپا مي شد. به علاوه در هر ماه ژوئن يک کلاس انجيل عمومي دو هفته اي برگزار مي شد که من (از کلاس هشتم مدرسه به بعد) هم شرکت کننده مستمر آن بودم. به هر حال مراسم صبح شنبه و کلاسهاي يکشنبه ها رويدادهاي هفتگي بودند و من هم تلاش مي کردم که کلکسيون سنجاقکهايي که به خاطر شرکت درجلسات به ما مي دادند و نيز کلکسيون جوايز حفظ آيات انجيل خود را گسترش دهم.

http://www.rahyaftegan.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 0:29 |
رايزنی فرهنگی ايران در زيمباوه:
همايش اسلام، مسيحيت و تكثرگرايی، بهانه‌ای برای بازكردن باب گفتمان بين اديان در آفريقا بود

گروه بين‌الملل: همايش مناسبات مسلمانان و مسيحيان زيمباوه بهانه‌ای برای بازكردن جايگاه گفتمان اديان در آفريقا و كشور زيمبابوه و راهی برای ايجاد نزديكی بين دين اسلام و مسيحيت بود.

محمد حسن ايپكچی، رايزن فرهنگی ايران در زيمبابوه

«محمد حسن ايپكچی» رايزنی فرهنگی سفارت ايران در «حراره» پايتخت كشور آفريقايی زيمبابوه در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با اشاره به تازگی‌داشتن همايش «اسلام، مسيحيت، تكثرگرايی» در آفريقا، برگزاری چنين همايش‌هايی را راهی برای ايجاد باب گفتمان بين مسلمانان و مسيحيان عنوان‌ كرد.

وی افزود: مسلمانان اقليت در زيمبابوه حدود يك درصد از جمعيت 13 ميليونی اين كشور را تشكيل می‌دهند، اين درحالی است كه مسيحيان 70 درصد جمعيت زيمبابوه را به خود اختصاصا داده‌اند لذا برپايی همايش مذكور نقطه عطفی در تقريب بين دو دين اسلام و مسيحيت محسوب می‌شود.

رايزن فرهنگی ايران در زيمبابوه با اشاره به حساس بودن اين برهه از زمان در خصوص گفتمان بين اديان گفت: در حال حاضر جهان با موقعيت حساسی روبه‌رو است، بر همين اساس برگزاری همايش «اسلام، مسيحيت، تكثرگرايی» مشتركات بين دو دين اسلام و مسيح را مورد كنكاش قرارداد.

وی درباره نتايج حاصل از برپايی اين همايش تصريح كرد: نتايج معمولا با گذر زمان حاصل می‌شود، ولی از آن‌جايی كه اين نوع گفتمان برای نخستين‌بار به اين شيوه در آفريقا برگزار می‌شد؛ می‌توان گفت تاثير مثبتی را بر روی شركت‌كنندگان مسلمان و مسيحی دربرداشت.

ايپكچی همچنين افزود: هرچه‌قدر بيشتر در زمينه اشتراكات بين دو دين مختلف كارشود، به يقين شاهد اثرگذاری‌های مطلوب در روابط بين مسلمانان و مسيحيان خواهيم بود.

رايزن فرهنگی ايران در زيمبابوه سهم جمهوری اسلامی ايران دربرپايی اين همايش را در حمايت و كمك به سازمان‌های اسلامی و مسيحی و نيز دانشگاه زيمبابوه بسيار مهم ارزيابی كرد.

وی درباره نحوه اطلاع‌رسانی و انتخاب مدعوين يادآورشد: مهمانان و سخنران‌‌های اين همايش از طريق فراخوانی كه در مطبوعات چاپ‌شد و نيز از طريق سازمان‌های دينی دو طرف و دانشگا‌ها و كميته علمی همايش در اين گردهمايی شركت كردند.

ايپكچی در پايان با اشاره به اينكه همايش اسلام، مسيحيت و تكثرگرايی در نوع خود با ابتكار و ساختار مناسبی برگزارشد، تصريح‌كرد: با برپايی همايش مناسبات مسلمانان و مسيحيان تا حدود زيادی توانستيم در زمينه‌های مختلف بين دو دين آسمانی اسلام و مسيح نزديكی ايجاد كنيم.

يادآوری می‌شود، همايش مناسبات مسلمانان و مسيحيان با عنوان «اسلام، مسيحيت و تكثرگرايی» با حضور يك‌صد تن از انديشمندان و اساتيد، پنجم اسفندماه با همكاری دانشگاه زيمبابوه و رايزنی فرهنگی سفارت ايران در سالن سخنرانی دانشگاه زيمبابوه برگزارشد.

در اين همايش تعداد 9 عنوان مقاله منتخب از ميان مقالات ارسالی فراخوان مطبوعاتی توسط كميته علمی و اجرايی دانشكده مطالعات دينی و فلسفی زيمبابوه ارائه شده و مشتركات و مناسبات بين دو دين اسلام و مسيح مورد بررسی قرارگرفت.

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 9:18 |

به گفته امامان جماعت و كارشناسان، اسلام در ميان آفريقايي‌الاصل‌هاي آمريكا كه آنان نيز از افزايش سختگيري بر مسلمانان پس از 11 سپتامبر بوده‌اند، به سرعت در حال افزايش است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «رويترز»، افرادي كه جزو جامعه سياهان بوده و به اسلام گرويده‌اند، مجذوب قواعد و نظم و عبادت و نماز خواندن، تأكيد بر تسليم به خدا و همبستگي و همدلي با مردمي كه تحت ظلم و جور هستند، شده‌اند.

عده‌اي از سياهان نسبت به هشدارهاي دولت آمريكا درباره ظهور دشمنان جديد پس از حملات 2001 مشكوكند، چراكه اين تفكرات باعث ايجاد خاطرات بدي براي آنهاست؛ روندي كه باعث اهريمن نشان دادن رهبراني مانند «مارتين لوتركينگ» و «مالكوم ايكس» شد.

در نتيجه، اين عده تمايل دارند كه به اسلام به عنوان يك جانشين مشروع براي مسيحيت اين اكثريت سياهان آمريكا نگاه كنند.
«لارنس ماميا»، استاد اديان دانشكده واسار و معرف اسلام در ميان سياهان آمريكا مي‌گويد: اين دين يكي از پوياترين و پرسرعت‌ترين دين‌هاي در حال افزايش آمريكاست».

او ادامه داد: حدود دو ميليون مسلمان سياه در آمريكا زندگي مي‌كنند كه البته اين آمار دقيق نيست. وي اضافه كرد: «مقامات آمريكا اين روند را يك «تهديد» نمي‌دانند، چراكه تعداد فعلا كم است، اما زماني كه جنگ عليه ترور تمام شده و تصورهاي منفي پاك شود، اين گسترش ادامه خواهد داشت».

«آمنه مك كلود»‌، استاد مطالعات اديان در دانشگاه «دپل» شيكاگو، مي‌گويد: آمريكايي‌هاي سياه، نوعا مساجدي جداي از ديگر مهاجران دارند، اما امام جماعت‌‌هاي آتلانتا كه مركز آمريكايي سياهان مسلمان است، مي‌گويند كه آنان كمتر از مسلمانان خاورميانه و شبه قاره هند مورد توجه و كنترل هستند.

بسياري از سياهان در دوره آزادي‌ها و حقوق مدني و زماني كه «مالكوم ايكس» به محبوبيت ملل اسلامي كمك زيادي كرده و افرادي مانند «محمدعلي كلي» را به خود جذب كرد، به اسلام گرويدند. اسلام هنوز هم سياهان معروف را به خوئ جلب مي‌كند. در مراسم نماز جمعه در مسجدي در گوشه خيابان يكي از حومه‌هاي قديمي شهر، مي‌توان قدرت تاريخ اسلام در آمريكا براي سياهان را ديد.

«نديم علي»، امام جمعه داستان‌هايي را از بردگاني مي‌گويد كه از آفريقا به اينجا آورده شده و در برابر مالكان خود، سعي مي‌كردند كه همه اعتقاداتشان را حفظ كنند.

او مي‌گويد: اگر بردگان در آن شرايط ايمان خود را نگه داشتند، پس همه بايد از آنان پيروي كنند.
وي پس از مراسم در گفت‌وگويي اظهار داشت: «شما از مردمي سخن مي‌گوييد كه از ريشه‌هاي خود جدا شده‌اند و اسلام بار ديگر آنان را با آفريقا و ديگر نقاط جهان پيوند داده است».

اين مسجد، رابطه مستقيمي با تاريخ سياهان دارد و به دست «رب براون» از اعضاي گروه پلنگ‌هاي سياه در دهه 60 ساخته شد. براون در دهه 70 در زندان مسلمان شده و نامش را به «جميل الامين» تغيير داد.
اين مسجد آموزش مي‌دهد كه اختلافي بين شيعيان و سنيان نيست و مردم را به كار و دوري از ارتكاب جرم و مواد مخدر و پايبندي به خانواده تشويق مي‌كند.

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 1:17 |
نگاهی به وضعیت اقلیت مسلمانان در تانزانیا
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: تانزانیا کشوری در شرق آفریقا است که مسلمانان آن در دهه های گذشته از بهترین شرایط آموزشی و مالی برخوردار بودند و اینک با وجود همزیستی مسالمت آمیز با دیگر پیروان ادیان الهی از مساوات کامل با شهروندان مسیحی برخوردار نیستند و از تبعیض رنج می برند.

به گزارش خبرنگار مهر، تانزانیا کشوری در شرق آفریقا است و 35 درصد یعنی بیش از 30 میلیون نفر آمار مسلمانان در سال 1998 در مقایسه با 45 درصد مسیحی و 20 درصد ادیان دیگر گزارش شده است. اقلیت مسلمان تانزانیا از ساکنان قدیمی زنگبار هستند که در شهر دارالسلام زندگی می کنند و تعداد آنها 2 میلیون نفر است که با ادیان دیگر با همزیستی زندگی می کنند، اما احساس مساوات کامل با شهروندان مسیحی را ندارند.

گفته می شود، فردریک التون اولین کسی بود که در سال 1893 به دار السلام مسافرت کرد و پایتخت تانزانیا را به گونه ای نیکو یافت که انسان را مدهوش می کرد. بنابراین نام دار السلام را بر آن نهاد که برخی از افراد از آن به عنوان بلد السلام نیز یاد می کردند.

این شهر توسط عبدالمجید از بازماندگان دربار عثمانی تأسیس شد. بیشتر حکام این کشور از حکام زنگبار هستند و در آن موقع تانزانیا به حد شکوفایی رسید و تا امروز دارالسلام به عنوان قلب تانزانیا به شمار می رود. این شهر پایتخت دولت و مرکز اداری بوده و ساکنان از زندگی خوبی با وجود کمبود امکانات برخوردار بودند.

در تانزانیا 120 قبیله مختلف زندگی می کنند که از اعراب، اروپاییها و آسیاییها هستند که پس از استعمار به این کشور مهاجرت کرده اند. بر اساس سرشماریهای سال 1980 سطح بی سوادی در این کشور کمتر از 20 درصد عنوان شد در حالی که کودکان بسیاری در این کشور زندگی می کنند که از پیوستن به مدارس دولتی محرومند و حتی نمی توانند قرآن بخوانند و از فواید آن بهره مند شوند.

مورخان می گویند که مسلمانان تانزانیا بسیار ریشه دار هستند و در عصر طلایی دولت زنگبار زندگی می کردند و از بزرگان تجار، زمین داران و ثروتمندان به شمار می رفتند. آنها به کودکان خود قرآن کریم را آموزش می دادند. اما امروزه به دلیل عدم امکانات 50 درصد مسلمانان نمی توانند بخوانند و بنویسند.

شعبان شانتی مدیر مدرسه دینی در دارالسلام می گوید که به کودکان در خانواده های فقیر کمک می کند تا آنها بتونند با دین و آموزه های قرآن و قرائت آن آشنا شوند. اگر چه سالها پیش سطح بی سوادی در این کشور کمتر از 20 درصد بوده، اما امروزه به دلیل عدم توجه به علم و آموزش کودکان، ثبت نام آنها در مدارس دولتی انجام نمی شود. به این خاطر نیمی از مسلمانان بی سواد هستند و از قرائت قرآن کریم عاجز و نمی توانند از فواید آن بهره مند شوند. با این همه تعدادی از مدارس به شهر نزدیکند، اما مسلمانان به علت فقر نمی توانند زندگی کنند. این در حالی است که آموزش تنها راه آنها برای به دست آوردن آینده ای بهتر برای مسلمانان به شمار می رود.

مدرسه "بصیره" که مرکز آموزش اسلامی است، یک ساعت از دارالسلام فاصله دارد و حدود 50 کودک به صورت رسمی آموزش می بینند و اقلیت مسلمان در آن تشریک مساعی می کنند. اما کمبود امکانات، فقر و نیازهای مالی عاملی برای عدم ادامه تحصیل می شود که سرنوشت مسلمانان را تحت الشعاع قرار می دهد؛ این مسئله نیازمند اجرای تدابیر برای بهبود اوضاع به شمار می رود.

در این میان مسلمانان تانزانیا خواسته هایی دارند که از آن می توان به تعطیلات هفتگی روز جمعه به جای یکشنبه اشاره کرد. آنها می خواهند که به علمای مسلمان و ائمه جماعات اجازه داده شود تا حقوق سیاسی مساوی با مسیحیان داشته و در شوراهای محلی و پارلمانها کاندید شوند.

اقلیت مسلمان خواستار عدم فشار بر جوانان مسلمانی که در مؤسسات آموزشی و آکادمی به آموزش می پردازند، هستند تا زمینه های رشد و شکوفایی جوانان مسلمان برای تحقیق و بررسی علوم معاصر فراهم شوند. 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 0:53 |

چرا از دين حضرت عيسي (ع) هميشه از صلح و دوستي ياد كرده‏اند، ولي هر جايي كه اسم اسلام مي‏آيد، به دنبالش شمشير و جنگ وجود دارد، در صورتي كه در دين ما بيش‏تر از صلح و دوستي ياد شده است؟

 

در ابتدا بيان اين مطلب بايسته است كه اديان الهي در مسائل مهمي مانند صلح و جنگ، تفاوت ندارد، بدين معنا كه دين مسيحيت مردم را به صلح و صفا فرا خوانده باشد و اسلام به خشونت تفاوت هايي كه در اديان الهي وجود دارد، ريشه در شرايط زمان و ميزان رشد فكري انسان‏ها دارد، همان گونه كه در سيره معصومان (ع) شرايط زمان و مكان تاثير گذار مي‏باشد، پيامبر (ص) در يك مقطع زماني با دشمنان صلح مي‏كند و در مقطع زماني ديگر به دفاع و جهاد مي‏پردازد. برخي از امامان ما قيام و برخي ديگر صلح مي‏كنند.

    بر اين اساس معرفي اسلام به عنوان دين شمشير و خشونت غالباً جنبه تبليغاتي داشته و اتهامي است نسبت به آن روا داشته شده است.

    به نظر مي‏رسد عوامل زير در متهم نمودن اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند:

    1 - سياست اسلام ستيزي دشمنان

    يكي از علل عمده معرفي شدن اسلام به عنوان دين خشونت، سياست‏هاي استكبار جهاني عليه اسلام و مسلمانان است، استعمار ستيزي دين اسلام و روحيه استقلال‏طلبي مسلمانان و الهام گرفتن از آيات جهاد در قرآن، منافع استعمار را به خطر انداخته و همين موجب شد كه آن‏ها در صدد مقابله با آن بر آيند، بهترين راه را در مبارزه با ريشه اين احساس  و انگيزه در مسلمانان ديده‏اند و آن هدف گرفتن آيات جهاد و سيره پيامبر (ص) بوده است، به همين خاطر آن‏ها اسلام را خشونت گرا معرفي مي‏نمايند.

    اين در حالي است كه جنگ افروزان غرب ركورد دار خشونت در جهان هستند، در جنگ جهاني اوّل و دوم حدود 63 ميليون انسان كشته شدند، اين كشتار را آناني به وجود آوردند كه اسلام و مسلمانان را به خشونت معرفي كرده و از طرفداران دين مسيح هستند جالب آن كه در هر دو جبهه فقط خود شان بوده‏اند يا ميدان اصلي جنگ ميان خود آن‏ها بوده آيا قتل عام صد هزار انسان در كوبا، ويتنام و افغانستان از سوي همان‏ها به وجود نيامده است كه امروزه ناقوس صلح جويي تساهل صدا در مي‏آورند در گذشته تاريخ وضع آنان فاجعه بارتر بوده است، آنان بودند كه جنگ‏هاي صليبي را به وجود آورده و تا توانستند مسلمانان را كشتند.

    گوستاولوبون مسيحي از قول روبرت راهب كه خود در جنگ حضور داشت گزارش مي‏دهد: "لشكر ما (صليبي‏ها) در گذرگاه‏ها، ميدن‏ها و پشت بام‏ها، در حركت بودند و مثل شير ماده‏اي كه بچه‏اش را ربوده باشد، از قتل عام لذت مي‏بردند، اطفال را پاره پاره مي‏كدند و جوانان و پيرها را در يك رديف از دم شمشير مي‏گذراندند و چندين نفر را در يك ريسمان به دار مي‏آويختند".

    گوستا ولوبون در خصوص رفتار مسلمانان با مسيحيان مي‏نويسد: "صلاح الدين سردار فاتح مسلمانان به عيسويان بيت المقدس عفو عمومي داد و براي فليپ، و "ريشار"  در ايام بيماري از انواع اغذيه و ادويه مقوي مي‏فرستاد"

    بعد از جنگ‏هاي صليبي در اسپانيا مسلمانان را قتل عام كردند و با قي مانده را به دريا ريختند كه اين يكي از مظاهر نسل كشي است در زمان حاضر مي بينيم كه به نسل كشي مسلمانان در بالكان رو آوردند و ده‏ها هزار مسلمان بيگناه بوسني را كشتند نيز همان‏ها امروزه مدام فلسطينيان مظلوم را به خاك و خون مي‏كشانند.

    بنابر اين كاملاً روشن و آشكار است كه جنايت‏ها و كشتار مسلمانان توسط مسيحيان و يا حتي كشتار خودشان بسيار بيشتر از مسلمانان بوده است، اما متأسفانه با ابزار تبليغاتي گسترده‏اي كه دارند، اين امر را وارونه جلوه مي‏دهند.

    2 - جنگ‏ها در حوزه تاريخ اسلام

    يكي از عوامل مهم كه زمينه اتهام خشونت گرايي اسلام را فراهم نمود، جنگ هايي بود كه در حوزه تاريخ اسلام شكل گرفتند آن جنگ‏هايي كه در زمان پيامبر(ص) به وجود آمده بود، جنبه دفاعي داشت و از هدف متعالي حمايت از مستضعفان بهره‏مند بود و حال اگر در دوره برخي از سلسله‏هاي ستمگر با نام اسلام، جنگ‏هاي ظالمانه را بر راه انداختند، اين كار منحصر به آنان نيست، در همه كشورها در طول تاريخ كم و بيش چنين اتفاقي وجود دارد ميان پيروان ديگر اديان بسيار اتفاق افتاده است كه بر خلاف آموزه‏هاي ديني خود، به خونريزي رو آورده‏اند، بنابر اين اگر پادشاهي با انگيزه مادي و با نام اسلام به خشونت رو آورده باشد و نبايد اين كار را به نام اسلام تمام كرد، همان گونه كه تاريخ يهود و مسيحيت شاهد جنگ‏ها و خشونت‏ها بوده است اما اين خشونت‏ها به گونه‏اي تفسير و توجيه شده است كه گويا اصلاً اتفاقي نيافتاده است: افكار عمومي نيز به آن‏ها توجه ندارد و آن را ناديده مي‏گيرد.

    3 - عدم معرفي ابعاد اسلام

    يكي از عوامل بسيار مؤثر در متهم ساختن اسلام به عنوان دين خشونت، عدم معرفي ابعاد و جامعيت اسلام است، اسلام همان گونه كه آيات جهاد، دفاع و جنگ دارد، آيات صلح و زندگي مسالمت‏آميز نيز دارد، اگر آيات صلح قرآن بيشتر از آيات جهاد آن نباشد كمتر نخواهد بود، متأسفانه آن چه كه بدان پرداخته شده، بُعد جهاد و جنگ اسلام بوده، معرفي بُعد صلح اسلام بسيار كم رنگ مي‏باشد و عامل گسترش اسلام را جنگ‏ها مي‏دانند!

    در حالي كه اين تفكر به وسيله حتي برخي از متفكران با انصاف غربي رد شده است.

    گوستاولوبون مي‏نويسد: زور شمشير موجب پيشرفت قرآن نشده، زيرا رسم اعراب (مسلمانان) اين بود كه هر كجا را فتح مي‏كردند، مردم آن جا را در دين خود آزاد مي‏گذاردند، اين كه مردم مسيحي از دين خود دست بر مي‏داشتند و به دين اسلام مي‏گرويدندو زبان عرب را به جاي زبان مادري خود بر مي‏گزيدند،  بدان علت بود كه عدل و دادي كه از عرب‏هاي فاتح مي‏ديدند، از زمامداران پيشين خود نديده بودند."

    در قرآن از پيامبر اسلام (ص)  به عنوان پيامبر صلح و صفا ياد شده است.(4)

    در برخي از روايات از اسلام به عنوان دين سهله (آسانگير) تعبير شده است.

    در مقابل همه اين برخوردهاي منفي در مورد اسلام، در دين مسيحيت بر عكس دين اسلام تبليغ مي‏شود، بدين معنا كه دستورها و آموزه‏هاي صلح آن بسيار پر رنگ جلوه داده شده است حتي به شعار رو آوردند  كه دين مسيح، پيام آور صلح و صفا است، مسيحيان در معرفي دين مسيح به عنوان "دين صلح گرا" موفق بوده‏اند  از سوي ديگر دين تحريف شده مسيحيت با منافع استكبار تضاد نداشت و اين امر موجب شد كه استكبار عليه دين مسيح تبليغات انجام نداده و گاهي از آن دفاع نمايد، حال آن كه دين مسيح همان گونه كه آموزه‏ها و برنامه‏هاي صلح‏آميز دارد، برنامه‏هاي جهاد و ستم ستيزي نيز دارد. اصولاً ديني كه برنامه دفاع و مقابله با دشمنان نداشته باشد و در رفع ستم از جهانيان سخني نداشته باشد، دين ناقصي است.

    4 - قيام‏ها

    قيام هايي كه آزادي خواهان و مصلحان انجام دادند، نيز در اتمام اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند قيام‏هاي كه شيعيان در طول تاريخ عليه حاكمان ستمگر انجام دادند و قيام‏هاي كه امروزه مسلمانان به منظور دفاع از جان، مال و سرزمين خويش انجام مي‏دهند. 

    اين دسته از قيام‏ها زمينه تبليغ دشمن را فراهم نموده و دشمن مسلمانان به ويژه شيعيان را خشونت گرا معرفي نموده، حال آن كه در تاريخ مسيحيت نهضت‏هاي اصلاحي و انقلاب‏هاي آزادي بخش شكل نگرفته‏اند و يا خيلي كم رنگ است.

    5 - عملكرد برخي از مسلمانان تندرو

    متأسفانه عملكرد برخي از مسلمانان موجب شده است برخي اسلام را به عنوان دين خشونت بشناسند، عملكرد گروه هايي مانند طالبان و يا برخي از مسلمانان تندرو، فضاي جامعه امروزه را آلوده كرده است، همان گونه كه در طول تاريخ گروه‏ها و افراد افراطي بودند كه از برنامه‏هاي اسلام، برداشت‏هاي غير منطقي نموده و باور داشتند كه تنها راه گسترش دين و آموزه‏هاي آن، بهره‏گيري از اهرم فشار و جنگ است. البته در همين جا نيز مي‏توان دست‏هاي پنهان را براي به وجود آوردن اين گروه‏ها در داخل اسلام و ايجاد فرقه‏هاي مذهبي مانند وهابيت و بهائيت ناديده گرفت.

poparyus@gmail.com

http://masjed-kelisa.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 0:52 |
نگاهی به روند رو به رشد اسلام در توگو
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: توگو کشوری است که اولین بازار اسلامی در قاره آفریقا به شمار می رود، در گذشته جمعیت مسیحیان بیش از مسلمانان بود، اما امروزه با اشاعه اسلام و ترویج این دین، شمار مسلمانان در این کشور رو به افزایش است، به طوری که در حال حاضر بیشتر ساکنان توگو مسلمانان هستند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسلام الیوم، کشور توگو که در غرب آفریقا واقع است، مساحتی در حدود 56 هزار کیلومتر مربع دارد، پایتخت آن شهر "لومی " و زبان فرانسوی از زبانهای رسمی این کشور است. اما در کنار این زبان، لهجه های مختلف آفریقایی چون هوسا و یوربا نیز وجود دارد. واحد پول این کشور فرانک آفریقاست که هر 50 فرانک آفریقایی برابر با یک فرانک فرانسه و نظام حاکم در این کشور نیز جمهوری است .

در سال 1312 هجری ( 1894 میلادی) توگو  تا پایان جنگ جهانی اول مستعمره آلمان بود و پس از آن میان بریتانیا و فرانسه تقسیم شد و در نقشه از این کشور به عنوان " توگوی فرانسه" و "توگوی بریتانیا" نام می بردند. در سال 1377 هجری ( 1957 میلادی) "توگوی بریتانیا" به کشور غنا ضمیمه شد و "توگوی فرانسه" در سال 1380 هجری( 1960 میلادی) به استقلال رسید.

این کشور کوچکترین کشور آفریقایی و به شکل مستطیل است و میان دو کشور غنا و بنین واقع شده، جمعیت آن بیش از 3 میلیون نفر است که از این تعداد 65 درصد مسلمان، 20 درصد مسیحی و بقیه عقاید محلی دارند.

از مشهورترین قبایلی که در این کشور زندگی می کنند، هوسا، یوربا، ایوی و پاول است؛ قبیله هوسا رهبری دین اسلام را به ریاست شیخ الاسلام به عهده گرفته است که خطابه های دینی را در مساجد به همراه قرائت قرآن، دفن مردگان و قضاوت میان مسلمانان را انجام می دهد. امروزه قبیله یوربا در کنار قبیله مذکور نقش بسیار مهمی در اشاعه اسلام دارد.

مساجد توگو

از مشهورترین مساجد توگو مساجد جامع واقع در لومی با نامهای " هوسا" و " یوربا" است که امامان این مساجد از یک سو به شناخت شوراهای اسلامی جهان و حتی توگو می پردازند و از سوی دیگر به اشاعه اسلام اقدام می کنند. قدمت این مساجد به بیش از یک قرن می رسد و جزء آثار باستانی و تاریخی به شمار می روند.

مساجد دیگری به نام مسجد" سوکودی" در شمال و مسجد" بالمی "در جنوب توگو قرار دارد که اینها نیزجزء مساجد باستانی توگو هستند. به طور کلی تعداد مساجد تاریخی و باستانی توگو به 20 مسجد می رسد.

این در حالی است که به جز 20 مسجد مذکور، مسلمانان توگو در 100 مسجد دیگر نمازهای پنچگانه و یومیه را می خوانند.

گفته می شود امامان جمعه این مساجد به زبان عربی خطبه نماز جمعه را می خوانند که یکی از مسلمانان آن را به زبان محلی متداول ترجمه می کند.

ورود و اشاعه اسلام

در قرن چهارم هجری اسلام از طریق تجار عرب وارد توگو شد و آنها به منظور انجام کارهای بازرگانی و داد و ستد در این منطقه از قاره آفریقا در آن مستقر شدند.

با توجه به تاریخ این کشور می توان دریافت که توگو از قدیمی ترین بازارهای اسلامی در آفریقا به شمار می رود که تجار آفریقایی و عرب به منظور ترویج کالاها و دادوستد آنها با یکدیگر در ارتباط بودند. این بازارها با معاملات اسلامی رونق بیشتری پیدا کرد و علاوه بر روابط تجاری، روابط پزشکی نیز میان مسلمانان و آفریقایی ها به شکل بسیار گسترده ای شکل گرفت. از این رو قبایل مختلف آفریقایی به توگو می آمدند و در این کشور ساکن می شدند. این قبایل پس از مدتی مسلمان شده و به اشاعه اسلام در این منطقه اقدام می کردند.

یکی از تجاری که به اسلام روی آورد " شیخ تخاری معلوم" بود که پس از مسلمان شدن به شمال آفریقا آمد و این منطقه را به منطقه ای مسلمان نشین که تنها اسلام خالص در آن به چشم می خورد، تبدیل کرد و معاملات و تجارتهای اسلامی را گسترش داد.

با اشاعه هر چه بیشتر اسلام، مسلمانان به برپایی مراکز اسلامی چون مسجد، مدارس و مؤسسات اسلامی اقدام کردند. همچنین آنها آموزشگاه های قرآن را که نتیجه شکوفایی تمدن اسلامی در بخش شمالی توگو بود، تأسیس کردند.

اسلام از شمال توگو به جنوب این کشور نیز راه یافت و مؤسسات اسلامی در این کشور به منظور اشاعه اسلام فعالیتهای بسیارمی کردند تا اینکه توگو مبدل به کشوری اسلامی در غرب قاره آفریقا شد.

همکاری مسلمانان آفریقا

میان مسلمانان توگو و کشورهای دیگر به ویژه کشورهای همجوار آن روابط بسیار خوبی برقرار است به طوری که مؤسسات اسلامی در نیجریه، بنین، غنا، ساحل عاج، مالی و نیجر با توگو  همکاری قابل توجهی، به منظور نشر اسلام و قرآن دارند. توجه به اسلام و تمایل به اشاعه آن زمینه ای فراهم آورد تا این منطقه از مهمترین مناطق اشاعه اسلام و توجه به زبان عربی در آفریقا شود .

مؤسسات و مراکز اسلامی توگو

از مهمترین مؤسسات اسلامی توگو می توان به اتحادیه مسلمانان ، شورای عالی امور اسلامی، شورای حفظ قرآن و سنت و مرکز تحقیقات اسلامی این کشور اشاره کرد. مسلمانان این کشور به منظور باز گرداندن جایگاه اولیه خود بسیار تلاش می کنند، زیرا آن را راهکاری برای حفظ هویت دینی و اعتقادی خود می دانند.

این کشور به منظور انتشار معارف صحیح اسلام به ساخت مدارس اسلامی اقدام کره است . این در حالی است که الازهر به منظور اشاعه اسلام و انجام فعالیتهای دینی در توگو بسیار فعال عمل می کند، از این رو از یک سو به افتتاح 20 مرکز قرآن وابسته به مساجد توگو اقدام کرده و از سوی دیگر به دانشجویان و محققان این کشور که به تحقیق در علوم اسلامی می پردارند، دانشکده و آموزشگاهی را در مصر و وابسته به الازهر اختصاص داده است.

منبع:http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=307090

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 8:45 |

دوست عزيزم آقاي بارناباي جوينده در صفحه نظرات به چند نكته اشاره كرده اند كه من لازم مي دانم مطالبي را در جواب به ايشان و در محضر خوانندگان عزيز عرض كنم. 

ايشان فرموده اند:

1- مسلمانان از امکانات بسیار بیشتری برخوردارند. چون در جهان غرب، ابتدا بفکر آبادانی و سیر کردن زن و بچه هاشونن بعد به این فکرا ...

دوست عزيز داستان طوفان كاترينا و عدم كمك هاي امدادي دولت آمريكا را به مردمش حتما شنيده ايد.  فقر در آمريكا و اروپا  هم داستاني است كه همگان مي دانند. بطوريكه كشوري مانند ونزوئلا مجبور به اهداي نفت رايگان به مردم فقير آمريكا مي شود. مردمي كه از هر هشت نفرشان يك تفر فقير مي باشد.به اين خبر توجه بفرماييد:

 
 
پول و سرمايه - همشهري آنلاين:
يك هشتم شهروندان آمريكايي سال گذشته را زير خط فقر سپري كرده‌اند.

 بنا به اعلام اداره آمار آمريكا اين وضعيت براي سياه پوستان بدتر بوده و يك چهارم آنها زندگي را زير خط فقر گذرانده‌اند. اين رقم نسبت به دو سال پيش چندان تغييري نداشته است.
خبرگزاري سوييس گزارش كرد‏‏، بر اساس تحقيق انجام شده در اداره آمار آمريكا، حدود 15.9 درصد از جمعيت اين كشور معادل 46.6 ميليون نفر زير هيچ پوشش بيمه خدمات درماني نيستند. با وجودي كه اقتصاد آمريكا در محدوده زماني سال گذشته 3.2 درصد رشد داشته است، با اين حال تعداد افراد بيمه نشده 0.3 درصد رشد داشته است.
در مجموع 37 ميليون آمريكايي در اين كشور زير خط فقر زندگي مي‌كنند. درآمد سرانه سالانه اين افراد معادل حدود 10 هزار دلار در سال و براي يك خانواده چهار نفري حدود 20 هزار دلار است. بر اساس اين آمار‏، دريافتي حدود يك چهارم سياه پوستان و 21.8 درصد شهروندان اسپانيولي تبار آمريكايي حتي به اين كمينه (مينيمم) درآمد هم نمي‌رسد.
جورج ميلر، نماينده دموكرات كنگره آمريكا در اين باره گفت: بسياري از خانواده‌هاي آمريكايي هستند كه سخت كار مي‌كنند و به قوانين پايبندند اما هميشه در فقر زندگي مي‌كنند.

اما راب پورتمن، مدير امور خانوار دولت آمريكا اين ايده را رد كرده و مدعي شده است كه سياست اقتصادي كاخ سفيد موفق بوده است.

 

اما در مورد كمك به حزب الله لبنان و مردم بي دفاع فلسطين

دوست عزيزم آقاي برنابا

بر هيچ كس پوشيده نيست كه اگر امروز كودكي در سراسر جهان و از جمله افغانستان، فلسطين، لبنان و عراق كشته مي شود اين كشتار به وسيله بمبهاي اهدايي دولتهاي غربي و دولتمردان مسيحي و يهودي آن مي باشد. مسيحياني كه هميشه دم از صلح و دوستي و مهر و محبت مي زنند. آري دولت و نظام مقدس جمهوري اسلامي وظيفه خود مي دانند در مقابل اين همه تزوير و دروغ و جنايت از مردم بي دفاع لبنان و فلسطين دفاع كنند.

شما فرموده ايد:

2- اسلام چیزی برای تبلیغ کردن ندارد. بیخود نیست که مسلمانان صرفا وقت خود را به حمله به مسیحیت و نقطه ضعف پیدا کردن در مسیحیان اختصاص داده اند.

بايد توجه شما را به چند خبر عرض كنم:

نگاهی به روند رو به رشد اسلام در توگو

اسلام و مسلمانان در برزیل

نگاهی به وضعیت اقلیت مسلمانان در تانزانیا

اسلام و مسلمانان در تایلند

در همين زمينه اين خبر هم جالب است:

يكي از مهمانان خارجي مراسم گراميداشت دهه فجرانقلاب اسلامي در كيش گفت:
وقوع انقلاب اسلامي ايران سبب شتاب بيشتري در گسترش اسلام در جهان شد.

مارتا گلزار، روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگارايرنا در كيش افزود: با اشاره به رشد اسلام در دنيا كارشناسان معتقدند تا سال ‪ ۲۰۲۰‬دين اسلام در بسياري از كشورهاي اروپايي به عنوان دين دوم مطرح خواهد شد.

وي كه پس از ازدواج با همسر ايراني خود در حوزه‌هاي علميه شهر قم مشغول تحصيل در رشته علوم و معارف اسلامي است، گفت: روز به روز بر تعداد بانوان طلبه خارجي در شهر قم كه اسلام آورده‌اند، اضافه مي‌شود.

اين بانوي مسلمان مكزيكي، تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته حسابداري در كشور آلمان به پايان رسانده و الان در رشته ترجمه متون اسلامي به زبانهاي اسپانيايي و انگليسي فعاليت دارد.

وي در پاسخ به سوالي در خصوص فشار كشورهاي غربي و آمريكا بر ايران براي عدم‌استفاده از انرژي صلح آميز هسته‌اي گفت: آنها نمي‌خواهند قدرت خود را از دست بدهند لذا آخرين تلاشهاي خود را در اين زمينه‌عليه ايران انجام مي‌دهند.

گلزار گفت: آنها به دنبال در اختيار گرفتن همه چيز از جمله نفت و انرژي و انرژي هسته‌اي هستند تا اجازه پيشرفت به ديگران ندهند.

وي با اشاره به دستاوردهاي علمي دانشمندان ايراني در سالهاي اخير گفت:
ايران به رغم تهديدها و تحريم‌ها پيشرفتهاي خوبي در زمينه علمي به خصوص در بخش انرژي هسته‌اي داشته است.

يا اين خبر:

گزارش كريستين ساينس مانيتور از رشد اسلام گرايي در اروپا

سرويس ترجمه: روزنامه كريستين ساينس مانيتور طي گزارشي در خصوص موج جديد گرايش به اسلام در اروپا مي نويسد: "مري فالون"، بدون آن كه كوچكترين شباهتي به يك مظنون تروريستي داشته باشد، دستگير مي شود به طوري كه چنين تصوري در خصوص او، كاملاً اشتباه است. او زني است لاغراندام و محجوب و فرانسوي سفيد پوست و هيچ گونه مشخصه بارزي ندارد كه بتوان او را از ساير زناني كه در كافه نشسته بودند و در حال نوشيدن قهوه هستند متمايز نمود.




اين مسأله در واقع همان چيزي است كه مسؤولان ضد تروريست اروپايي را نگران و توجهشان را به سمت هزاران نفر چون او جلب كرده است.
خانم "فالون" كه تازه به اسلام گرويده است، از نگاه پليس يك خطر بالقوه به شمار مي آيد. مرگ "موريل دگوك" زن بلژيكي كه با اقدامات انتحاري به نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق حمله كرد، باعث شد تا در اروپا نگاه ها به سمت گرويدن تعداد روز افزون اروپاييان به اسلام جلب شود.
"پاسكال ميلهوس" رئيس سازمان اطلاعات و امنيت داخلي فرانسه در مصاحبه اخير خود با "لوموند" گفته است: ما بايد جلوي تجمع و گردهمايي هاي افراد را در مكانهاي گوناگون بگيريم. كارشناسان امنيتي اروپا بايد در خصوص تهديدات مردان جواني كه اصالت خاورميانه اي دارند، هوشيار باشند، چرا كه اين مردان جوان در روابط خود با زنان اروپايي بسيار راحت تر عمل مي كنند.
به ادعاي آنان تروريستها و افراطيون اسلامي مي توانند از تازه مسلمانها براي پوششهاي مختلف در مواقع تدابير شديد امنيتي و حفاظتي استفاده كنند، بدون آن كه توجهي به سوي آنان جلب شود.
ماگنوس رانستورپ، كارشناس تروريسم از كالج دفاع ملي سوئد در استكهلم با اظهارات فوق مي گويد: بايد مراقبت و هوشياري بيشتري داشته باشيم.خانم "فالون" كه سه سال پيش به دين اسلام گرويده است، پس از اين كه در كودكي براي بعضي از مسايل ديني اش در مذهب كاتوليك پاسخي نيافت، به دين اسلام گرايش پيدا كرد. او مي گويد: اسلام پيام عشق، صلح، شكيبايي و سازگاري است.




لذا اين مسأله مؤيد آن است كه اروپا نسبت به رشد اسلام هراسان است؛ هر چند كه افراد يا ناظران ويژه اي در اين خصوص وجود ندارند ولي آنها آمار جمعيتي مسلمانان اروپايي را كنترل مي كنند كه چگونه سالانه هزاران زن و مرد اروپايي به اسلام مي گروند. از ميان اين دسته از مسلمانان جديد، تنها گروهي كوچك جذب گروه هاي راديكال و افراطي مي شوند و تعداد كمي از آنها به اعمال خشونت آميز كشيده مي شوند.تحقيقات نشان داده كه گرويدن به اسلام در زنان اروپايي بيشتر از مردان است و تنها تعداد كمي از آنان به دليل ازدواج با يك مرد مسلمان به دين اسلام در آمده اند.
حنيا جواد، استاد دانشگاه بيرمنگام انگليس مي گويد: تغيير دين به خاطر ازدواج، عمومي ترين راه مسلمان شدن بود. اما بتازگي زنان خود را از اين الزامها بيرون آورده و به ميل خود مسلمان مي شوند، زيرا به مسايل اخلاقي و مصونيت از اذيت و آزار آنان توجه عميقي شده است.
خانم مري فالون مي گويد: روشي را كه اسلام در آن به دنبال نزديكي با خداست، دوست دارم. اسلام از هر نظر آسانتر، ساده تر و دقيق تر است؛ زيرا با صراحت و شفافيت با مسايل برخورد مي كند. او مي گويد: به دنبال معيار دقيق بودم. انسان نيازمند قوانين و رفتارهايي است كه بتواند از آنها پيروي كند. دين مسيحيت، راهكارهاي قابل ملاحظه و دقيقي را به من ارايه نداده بود.كريستين ساينس مانيتور در ادامه مي گويد: به اعتقاد كارشناساني كه به موضوع گرويدن زنان اروپايي به اسلام و دلايل آنان براي اين كار پرداخته اند، اين عمل زنان اروپايي در واقع واكنشي است كه نسبت به امور نامعلوم و ترديدهاي اخلاقي جامعه غربي از خود نشان مي دهند. آنان علاقه مندند تا حس تعلق، مراقبت و حمايت و سهيم بودن در امور را داشته باشند؛ چيزي كه دين اسلام به آنان اهدا مي كند.
"كارين وان نووكرك" كه درباره زنان تازه مسلمان شده هلندي تحقيق مي كند، مي گويد: ارايه ايده مشخص و معين اسلام از زن و مرد، باعث جذب افراد شده است و علاوه بر اين، اسلام جايگاه بيشتري براي خانواده و ايفاي نقش مادري قايل شده است. "سارا جوزف" يك انگليسي تازه مسلمان و مدير مجله "شيوه زندگي مسلمان" (Emel) است، وي مي گويد: همه زنان اروپايي كه به اسلام گرويده اند، در جستجوي يك شيوه زندگي زيبا و به دور از تمامي افراط هاي فمينيسم غربي هستند.
"استنفانواليوي" پروفسور و استاد دانشگاه "پادوا" ايتاليا مي گويد: برخي زنان ديگر نيز به دلايل سياسي مسلمان مي شوند؛ چون اسلام بر معنويت و روحانيت سياستمداران تأكيد دارد و ايده يك قانون الهي و مقدس را مطرح مي كند. پس از تصميم گيري، برخي از تازه مسلمان شده ها رفته رفته خود را با روش زندگي مسلمانان وفق مي دهند. براي مثال، "فالون" هنوز آمادگي ندارد روسري بپوشد و از لباسهاي بلندتر و گشادتر استفاده كند.
"بتول التوما" مجري برنامه ويژه اي به نام "تازه مسلمانها" در مركز اسلامي شهر "لي ستر" انگلستان معتقد است: مراحل اوليه و آغاز گرايش افراد به اسلام، زمان بسيار حساسي است؛ زيرا شخص به دانش اوليه خود اعتماد چنداني ندارد و يك تازه وارد است و ممكن است طعمه افراد و سازمانهاي افراطي و تروريستي مختلف شود.


يا اين خبر:
بازگشایی فروشگاه‌های عرضه محصولات حلال، اجرای قوانین اسلامی در بخش‌های مسلمان‌نشین بیرمنگام، حضور دانش‌آموزان و دانشجویان با حجاب اسلامی در مراکز آموزشی و تشکیل حزب اسلامی Respect در مجلس انگلیس و نیز حضور مسلمانان در شوراهای شهری بیانگر قدرت‌یافتن جامعه مسلمانان انگلیس است. اما رشد اسلام در شهر کمبریج، در مقایسه با دیگر مناطق بریتانیا، سرعت بیشتر یافته است.

ایجاد سه نمازخانه در دانشکده‌های مختلف دانشگاه کمبریج، اختصاص مکانی در بیمارستان‌ آدن‌بروکز برای ادای نماز و دو مسجد بزرگ در مناطق مهم کمبریج و تدریس علوم اسلامی در مسجد صدیق، فرصت ترویج اسلام و انجام مناسک اسلامی را برای چهار هزار مسلمان این شهر فراهم کرده است.

مسلمانان در شورای شهر کمبریج حضور پررنگی دارند به‌گونه‌ای که اکثریت مطلق در شورا با مسلمانان است.

البته گسترش اسلام نگرانی‌هایی در محافل سیاسی انگلیس بوجود آورده است. برخی از اعضای حزب ملی بریتانیا با ابراز نگرانی از این امر عنوان کرده‌اند که دولت انگلیس در کمبریج و دیگر مناطق با گسترش تدریجی اسلام در حال باختن بازی به مسلمانان در عرصه سیاسی و اجتماعی است و از غیرمسلمانان خواسته‌اند در مناطقی که جمعیتی بیشتری از مسلمانان ساکن هستند، با شرکت خود در انتخابات مختلف و رای به رقبای نامزدهای مسلمانان از ورود آنها به پارلمان و شوراها جلوگیری کنند.

و تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل

دوست عزيزم

چشمها را بايد شست

طور ديگر بايد ديد

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 8:33 |

بين اسلام و مسيحيت چه مغايرت هايي است؟

 

بين اسلام و مسيحيت، هم در مسائل اعتقادي و اصول دين و هم در زمينة دستور عمل زندگي و فروع دين، تفاوت هاي اساسي وجود دارد كه بيان كامل و جامع اين تفاوت ها فرصتي بيش از فرصت نامه نگاري را مي طلبد. اينك به گونه اي گذرا به برخي از تفاوت ها اشاره مي كنيم:

أ‌) اعتقادات و باورها:

اگر چه در اعتقاد به خدا، معاد و نبوت عامه، بين مسلمانان و مسيحيان وحدت عقيده وجود دارد، ليكن در برخي از ديگر امور اعتقادي اختلافاتي موجود است، از جمله:

1ـ تثليث: مسيحيان به تثليث و سه مقام الوهي (اب، ابن، روح القدس) اعتقاد دارند كه اسلام آن را نادرست مي داند. اعتقاد به تثليث يكي از چالش هاي عقيدتي در فلسفه اسكولاستيك مسيحيت مي باشد. آنان مي گويند ما در عين پذيرش خداي يگانه، تثليث را قبول داريم. از اين كه در توجيه آن ناتوان شده اند مي گويند:

"با گذشت زمان و در طول تاريخ كليسا مسيحيان به اين نتيجه رسيدند كه طبيعت سه گانه خدا يك راز است و نمي توان آن را با تعابير بشري دنبال كرد".

2ـ كتاب مقدس: كتاب مقدس كه مجموعه اي است از كتاب هاي عهد عتيق و عهد جديد، مسيحيان به آن معتقدند و مي گويند: خداوند كتاب هاي مقدس را توسط مؤلفان بشري نوشته است، امّا مسلمانان به اين كتاب ها عقيده اي ندارند و بسياري از مندرجات آن را نادرست، خرافاتي، ضد عقل، ضد علم و تحريف شده مي دانند.

3ـ عيسي و تجسم وحي الهي: به باور مسيحيان، عيسي كتاب وحي شده نياورده، بلكه خودش تجسم وحي الهي است كه مسلمانان قبول ندارند.

4ـ فديه و گناه اوليه: مسيحيان مي گويند: به واسطة گناه حضرت آدم در بهشت، اين گناه بر همه فرزندان او نوشته و ثبت شده است. به جهت گناه ذاتي بشر، عيسي(ع) خود را فدا كرد و به صليب كشيده شد تا كفاره گناهان بشر بشود و اين سخن مورد قبول مسلمانان نيست.

5ـ عشاي رباني و نان و شراب: مي گويند عيسي مسيح در شام آخر به حواريون نان و شراب داد. نان جسد عيسي است و شراب خون عيسي. مسيحيان در مورد مراسم عشاي رباني اعتقاد دارند نان و شرابي را كه پدر روحاني به دهان مسيحي مي گذارد، به جسم و خون عيسي تبديل مي گردد.

6ـ اعتقاد به پيامبري محمد بن عبدالله(ص): (پيامبر اسلام) و خاتميت حضرت كه از جمله باورهاي مسلمانان است، امّا مسيحيان آن را نمي پذيرند.

7ـ اعتقاد به اين كه قرآن كتاب آسماني است: اين سخن را اكثر مسيحيان قبول ندارند.

ب‌) احكام و دستور عمل زندگي:

مسيحيان به مقتضاي متون مقدسشان مي بايست پيرو احكام و شريعت حضرت موسي(ع) باشند. در اين صورت تفاوت در احكام دو شريعت نسبت به مشتركات اندك است، امّا مسيحيان خود را ملزم به رعايت آن نمي دانند كه با اين وجود بين دو دين اسلام و مسيحيت اختلاف بسياري وجود دارد.

احكام آنان در آيين هاي هفت گانه: غسل تعميد، قرباني، اعتراف به گناه، تناول يا عشاي رباني، ازدواج و مسح روغن مقدس خلاصه مي شود. در حالي كه دامنة شريعت در اسلام بسيار گسترده و فراگير و در همة پهنة زندگي آدمي است.

poparyus@gmail.com

http://masjed-kelisa.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 0:21 |

به دنبال اشاعه فرهنگ اسلام و تبيين جايگاه والاي اين دين از سوي شوراي جهاني جوانان مسلمان 13 کشيش و 58 مسيحي در فيليپين اسلام آورده‌اند.

به گزارش مهر، پس از تأسيس دفتري اسلامي از سوي شوراي جهاني جوانان مسلمان در فيليپين و در پي فعاليت‌هاي اين شورا مبني بر اشاعه فرهنگ اسلام و تبيين جايگاه اين دين و شناخت و آگاهي از اين دين به عنوان دين نور و هدايت 13 کشيش و 58 مسيحي به اسلام روي آوردند و مسلمان شدند.

به گزارش خبرگزاري «محيط»، اين شورا با همکاري مسئولان حکومتي فيليپين، نمايندگان مردمي وعده زيادي از مسلمانان وغير مسلمانان به فعاليت‌هاي خود ادامه مي دهد.

اين افراد پس از آگاهي از مبادي و مباحث دين اسلام، و پس از آشنائي با ديدگاه‌هاي اين دين با شنيدن قرآن کريم و خواندن شهادتين مسلمان شدند.

دکتر «جمال‌الدين بن يوسف» مديرکل فعاليت‌هاي خارجي اين شورا گفت: اين شورا به منظور اجراي برنامه هاي ديني خود به چاپ، انتشار و توزيع مطبوعات و جزوات ديني به دو زبان انگليسي و فيليپيني اقدام نموده است تا اين گروه بتوانند موازين اسلامي را دريابند و با آگاهي کامل به اين دين روي آورند.

دکتر «جمال‌الدين بن يوسف» تصريح کرد: به منظور آشنا کردن اين افراد با موازين و مبادي اسلامي به آموزش علوم دين اسلام و شناساندن واجبات ديني و فرايض اين دين اقدام نموديم.


+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 6:59 |

يكي از برجسته‌ترين علماي عصر صفوي با نام سيدمحمدباقر خاتون‌آبادي، انجيل را از عربي به فارسي ترجمه كرد و همراه با توضيحات، در اختيار دوستداران قرار داد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين عالم عصر صفوي كه صاحب بزرگ‌ترين منصب ديني ـ سياسي وقت، يعني مقام ملاباشي و شيخ‌الاسلامي اصفهان بود، متن چهار انجيل معروف را از روي يك نسخه چاپي انجيل كه در شهر حلب در اوائل قرن هفدهم ميلادي چاپ شده بود، ترجمه نمود.

وي كه در درك معاني برخي از كلمات و اسامي، دشواري داشته، براي آن‌كه بتواند يك ترجمه دقيق ارائه دهد، با كشيشان اروپايي مقيم اصفهان گفت‌وگو مي‌كرد و از مشورت علمي آنان و نيز كتاب‌هايي كه در اختيار داشتند، بهره مي‌برد.

وي علاوه بر ترجمه انجيل‌هاي «متي»، «مرقس»، «لوقا» و «يوحنا»، حواشي و تعليقاتي هم بر اين ترجمه نوشته است. اين حواشي در توضيحات برخي از مشكلات انجيل است كه آنها را با استفاده از مشاوره كشيشان و كتاب‌هاي مسيحي تهيه كرده است. وي علاوه بر آن تلاش كرده است تا اختلافات موجود ميان اناجيل را هم در اين حواشي ارائه دهد.
متن اين كتاب به تازگي با تحقيق رسول جعفريان و توسط انتشارات «ميراث مكتوب» چاپ شده است.

نكته جالب توجه آن است كه دو نفر از علماي اسلامي و مسيحي هم بر آن مقدمه نوشته و از ترجمه ستايش كرده‌اند. مقدمه اول از آيت‌الله مصباح يزدي است و مقدمه دوم از پروفسور امتو ـ كه يك زبان‌شناس است ـ مي‌باشد.

چندي پيش در جلسه‌اي در محل «ميراث مكتوب»، با حضور پروفسور فرانسيس ريشار، دكتر جعفري مذهب و رسول جعفريان اين ترجمه مورد نقد و بررسي قرار گرفت.

انجيل، ترجمه‌هاي متعددي به فارسي دارد كه برخي از آنها مربوط به دوره ايلخانان و برخي مربوط به دوره قاجار است. در زمان نادر شاه نيز شماري از علما به دستور وي انجيل را به فارسي ترجمه كردند. در زمان فتحعلي شاه هم يكي از علماي وقت، به دستور عباس ميرزا، انجيل را به فارسي ترجمه كرد.

گفتني است، در اواخر دوره صفوي، تبليغات مسيحي به دليل رفت و آمد کشيشان به اصفهان در اين شهر بيشتر شد. با اين حال، اصفهان صفوي آن اندازه از لحاظ علمي نيرومند بود که دست‌کم دو کشيش که رئيس دير کارملي‌ها در اصفهان بودند دست از مسيحيت شسته و اسلام را پذيرفتند. يکي از آنان پدر آنتونيو دوژزو پرتغالي بود که مسلمان شد و کتابي هم در نقد تورات نوشت که سال‌ها پيش توسط انتشارات «انصاريان» در قم چاپ شد.

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 6:53 |

افشاي سند سرپوش گذاشتن واتيكان بر تجاوزات جنسي كشيش‌ها

واتيكان به همه كليساها دستور داده است در صورت مشاهده تجاوز يا آزار جنسي كودكان به وسيله كشيش‌ها، بر آن سرپوش گذاشته و در صورتي‌كه كساني قصد افشاي چنين تجاوزات و اعمال خلاف اخلاقي را داشته باشند، با تهديد به خروج آنان از دين مسيحيت، جلوي انتشار چنين مطالبي را بگيرند. پاپ كنوني پيش از رسيدن به مقام پاپ، مسئول اين بخش در واتيكان بوده است.

افشاي يك سند سري از واتيكان به وسيله «بي.بي.سي»، كليساهاي كاتوليك را با بحران جدي روبه‌رو كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از پاريس، محور اصلي خبرهاي رسانه‌هاي غربي، در اين روزها، اختصاص به انتشار سندي از سوي «بي.بي.سي» دارد كه در آن، واتيكان به همه كليساها دستور داده است در صورت مشاهده تجاوز يا آزار جنسي كودكان به وسيله كشيش‌ها، بر آن سرپوش گذاشته و در صورتي‌كه كساني قصد افشاي چنين تجاوزات و اعمال خلاف اخلاقي را داشته باشند، با تهديد به خروج آنان از دين مسيحيت، جلوي انتشار چنين مطالبي را بگيرند.

بنا بر اين گزارش، در اسناد منتشره توسط خبرگزاري‌هاي جهان، مطلب مهمي نيز بيان شده، مبني بر اين‌كه پاپ «بنديكت» شانزدهم (پاپ كنوني) پيش از رسيدن به مقام پاپ، مسئول اين بخش در واتيكان بوده است؛ يعني بر جنايات كشيش‌ها سرپوش گذاشته و به هر نحو ممكن، سعي در حفظ آبروي ظاهري كليسا در اذهان عمومي مردم مي‌كرده است.

گفتني‌ است، آمار و ارقام منتشره در چند سال اخير، حكايت از تجاوزات جنسي متعدد و مكرر كشيشان به مراجعان كليسا و به ويژه كودك‌آزاري اين قشر داشته كه با توجه به تأثير منفي عظيمي كه اين موضوع بر تفكرات مردم نسبت به واتيكان و كليساي كاتوليك گذاشته، واتيكان اقدام به صدور چنين دستوري كرده است.
اما نكته مهم اين‌كه، اين دستور از مدت‌ها پيش صادر شده و با وجود اين دستور، فجايع كليسا تا به اين اندازه اعلام شده است؛ بنابراين، مشخص نيست كه اگر چنين دستوري كه پاي خدا و عيسي مسيح را براي انتشار ندادن تجاوزات جنسي كشيش‌ها به ميان ‌كشيده، نبود، چه تعداد از شنايع اخلاقي كشيش‌هاي كاتوليك فاش مي‌شد!

www.baztab.com

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 6:47 |
 با هم ديدار می‌كنند

گروه بين‌الملل: شيخ محمد طنطاوی، رئيس دانشگاه الازهر مصر دعوت رسمی پاپ برای گفت‌وگو بارهبر كاتوليك‌های جهان در واتيكان را پذيرفت.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از خبرگزاری Catholic News Service، كاردينال پل پوپارد،‌ مسئول هماهنگی گفت‌وگوی بين‌اديان واتيكان، روز گذشته در ديدار با طنطاوی در قاهره دعوت رسمی پاپ از وی برای سفر به واتيكان و گفت‌وگو را تسليم رئيس دانشگاه الازهر كرد.

طنطاوی نيز با ابراز خرسندی از ديدار با نماينده پاپ، دعوت رهبر كاتوليك‌های جهان را برای گفت‌وگو پذيرفت.

همچنين موافقت با اين ديدار پس از پنج ماه كشمكش ميان واتيكان و الازهر صورت گرفته است.

پيش از اين طنطاوی هرگونه مذاكره با پاپ بنديكت شانزدهم در چهارچوب گفت‌وگوی بين‌اديان به دليل اظهارات توهين‌آميز نسبت به ساحت مقدس رسول اكرم (ص) و دين اسلام را رد كرده بود.

يادآوری می‌شود، تابستان گذشته پاپ در سخنانی توهين‌آميز در آلمان اسلام را فاقد عقلانيت و آموزه‌های پيامبر(ص) را غيرانسانی و شيطانی خوانده بود.

منبع: www.ikna.ir

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 22:40 |
كشيش جن گير به زندان محكوم شد.
برگزاري دادگاه كشيش جن گير امريكايي در روز جمعه گذشته ، به يكي از مهمترين اخبار حوادث مطبوعات جهان تبديل شده است.
اين كشيش متهم است در يك مراسم جن گيري كودك ٨ساله اي به نام ترنس كوترل جر را به قتل رسانده است. به گزارش تلويزيون كورت تي وي ، كشيش ٤٧ساله ، ري همفيل ، متهم است در يك مراسم جن گيري ، ترنس كوترل جر كودك ٨ساله را كه فكر مي كرده جن در روح او حلول كرده ، به قتل رسانده است.
به گفته بازپرسان پرونده ، اين كشيش امريكايي كه هيچ گونه تحصيلات رسمي مذهبي ندارد، از مدتها قبل در كليساهاي مختلف جن گيري مي كرده است.
بيشتر كساني كه به اين كشيش مراجعه مي كرده اند والدين كودكاني بوده اند كه فرزندانشان در برقراري ارتباط با بچه هاي هم سن و سال خودشان مشكل داشته اند. ترنس كوترل جر، كودك ٨ ساله اي كه از سوي اين كشيش به قتل رسيده است نيز داراي مشكل ارتباطي بود و مادرش براي آن كه وي بهبود يابد از ري همفيل خواست تا به فرزندش كمك كند. كشيش نيز در ٢٢ آگوست ٢٠٠٣ براي او مراسم جن گيري ترتيب داد، اما كودك در اين مراسم دچار خفگي شد و مرد. به گفته شاهدان ، قتل زماني اتفاق افتاد كه كشيش براي آن كه جن را از بدن كودك خارج كند ، در اتاقي كه گرماي آن به ٨٠ درجه مي رسيد ، روي سينه او نشست ودر حالي كه وردهاي جادويي مختلف مي خواند به سينه او فشار آورد. در اين زمان كودك به علت فشاري كه به قفسه سينه او وارد مي آمد، قصد فرار از كليسا را داشت ، اما كشيش به همراه مادر كودك و ٢زن ديگر سعي كردند او را در اين حالت نگه دارند. وقتي مراسم جن گيري انجام شد ، آنها لحظه اي كودك را رها كردند ؛ اما كودك به دليل خفگي جان سپرده بود. در جلسه دادگاه اين كشيش كه روز جمعه گذشته برگزار شد ، وكيل همفيل گفت كه موكلش قصد قتل كودك را نداشته و تنها سعي كرده جن را از بدن او خارج كند. او همچنين در دفاع از موكل خود گفت كه مرگ كودك به دليل دارويي بوده كه او مصرف مي كرده است و ربطي به برنامه جن گيري نداشته است.
تنها اتهام كشيش اين بوده كه از مصرف دارو از سوي اين كودك آگاه نبوده است.
او همچنين سعي كرد تا مادر كودك و ٢ زن ديگري را كه در زمان جن گيري ، كودك را ثابت نگه داشته بودند به عنوان شريك جرم به دادگاه بكشاند اما با وجود ادعاي او هيات منصفه دادگاه معتقد است كه مرگ كودك به دليل فشار سنگيني كه به قفسه سينه كودك وارد آمده ، اتفاق افتاده است و كشيش جن گير در اين حادثه متهم اصلي است اما با اين حال آنها معتقدند كه عمدي در كار نبوده است و به همين دليل كشيش را به ٥ سال زندان محكوم كردند.

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 3:44 |
images/20070213/Church.jpg
 
جام جم آنلاين: نزديك به يك دهه اعضاي كليساي شهر كوچك ريپون در كاليفرنيا سفره دل خود را پيش كشيش راندل راديچ باز مي كردند اما مشكلات شان برطرف نمي شد انگار كلكي در كار كشيش بود!
به گزارش اسوشيتدپرس ، اين موضوع يك سال پيش آشكار شد و آن هنگامي بود كه كشيش اعتراف كرد به مراجعان كليسا خيانت كرده ، ساختمان كليسا را مخفيانه فروخته و پول آن و كمك هاي مردم را به مصارف خصوصي خود مي رسانده است.
از جمله يك اتومبيل بي ام و ( به قيمت 102 هزار دلار) و يك رايانه دستي براي خود خريده بود و با نهايت و قاحت شرح خلافكاري هاي خود را در يك وبلاگ در اينترنت مي نوشت.
ديويد پراتر، از مقامات كليسا گفت: ما چيزي از خلاف هاي او نمي دانستيم تا اين كه از بانك به ما خبر دادند او يك بي ام و خريده است و با اين خودرو در خيابان هاي شهر رفت وآمد مي كرد.
كليسا خواهان مجازات شديد اين كشيش سابق بود اما وكيل او گفت راويچ 54 ساله كه 6 ماه در انتظار محاكمه زنداني بود، بيش از اين زنداني نخواهد شد زيرا موافقت كرد قاتلي را كه در زندان پيش او اعتراف كرد، لو دهد.
جودي ادواردز كشيش كنوني ريپون گفت هنوز چيزهاي مسروقه از او پس گرفته نشده است.
راديچ در شهر 14 هزار نفري و آرام ريپون چهره اي مورد احترام بود و در خانه اي متعلق به كليسا زندگي مي كرد.
نويد فردانش، رييس اتاق بازرگاني ريپون گفت: مردم اين شهر افراد مومن هستند و اعتماد زيادي به او داشتند اما او متاسفانه به مردم خيانت كرد.
راديچ اول با جعل سند مدعي مالكيت ساختمان كليسا شد و حدود 200 هزار دلار وام شخصي گرفت و بعد با جعل اوراق ديگري گفت حق فروش كليسا را دارد و آن را به 525 هزار دلار به يك زوج فروخت.
راديچ پس از اين كه پليس شروع به تحقيق درباره بي ام و 102 هزار دلاري او كرد ، به دنور گريخت. پليس او را بازگرداند و در سال 2005 توقيف كرد.
او در زندان با « روي جرالد اسميت» آشنا شد كه يك خلافكار جنسي بود كه به خاطر كشتار زني در 2005 منتظر محاكمه بود. كشيش سابق در وبلاگ خود – كه حالا تعطيل شده – نوشت كه با جلب اعتماد اسميت ، از او اعتراف گرفته است.
راديچ حاضر شد با مسوولان معامله كند: با پذيرش اتهام اختلاس آزاد شود و دادگاه 9 اتهام ديگر او را لغو كند به شرطي كه عليه اسميت شهادت دهد.
مايكل با بيت زكه وكيل راديچ گفت: چون راديچ كشيش اسميت نبود اعتراف اسميت شامل قانون رازداري كشيشان نمي شود و او مي تواند عليه زنداني شهادت دهد.
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 3:39 |

دلايل تحريف مسيحيت و برتري اسلام چيست؟

 

  در بحث از تحريف مسيحيت لازم است به چند نكته اشاره شود:

 

 1. كتاب مقدس مسيحيان دو بخش دارد، «عهد جديد» و «عهد عتيق». علت اين نامگذاري آن است كه مسيحيان معتقدند: خدا با انسان دو پيمان بسته است، يكي پيمان كهن، به وسيله‌ي پيامبران پيش از عيسي مسيح؛ و ديگري پيمان نو، توسط خداي متجلي يعني عيسي مسيح.

 در حقيقت عهد عتيق كتاب آسماني يهوديان است كه مسيحيان براي آن احترام قائل شده و آن را در آغاز كتاب خود قرار داده‌اند.163

 

 2. طبق نص صريح قرآن مجيد، انجيل حقيقي بر حضرت عيسي(ع) نازل و به او عطا شده است. (آل عمران / 3 و 65 و مائده / 46 ـ 47 و مريم / 30 و حديد / 27) و آن كتاب هيچ گونه سنخيتي با انجيل‌هاي موجود ندارد. اما تا آنجا كه تاريخ نشان مي‌دهد مسيحيان هرگز براي حضرت عيسي(ع) به كتابي قائل نبوده‌اند و اين انجيل‌ها را صرفاً بيانگر زندگي و سخنان وي دانسته‌اند.

 

 توماس ميشل، دانشمند معاصر مي‌نويسد:

 

 پيش از نوشته شدن اناجيل، يك سنت شفاهي وجود داشت. عيسي به عقيده‌ي مسيحيان در حدود سال 30 ميلادي وفات يافت و كساني كه از او پيروي كرده، وي را شناخته، كارهايش را ديده و سخنانش را شنيده بودند، خاطرات خويش از او را در حافظه نگه مي‌داشتند، هنگامي كه مسيحيان نختسين براي عبادت گرد مي‌آمدند، آن خاطرات نقل مي‌شد. اندك اندك اين منقولات شكل مشخصي يافت و بر حجم آنها افزوده شد.164

 

 در جاي ديگر نيز مي‌گويد:

 

 مسيحيان هرگز نمي‌گويند: عيسي كتابي به نام انجيل آورد. آوردن وحي توسط عيسي به گونه‌اي كه مسلمانان در مورد قرآن و پيامبر اسلام معتقدند در مسيحيت جايي ندارد.

 

 مسيحيان، عيسي را تجسم وحي الهي مي‌دانند و به عقيده‌ي آنان، وي نه حامل پيام بلكه عين پيام بوده است.165

 

 3. اعتبار كتاب مقدس را از دو ديدگاه مي‌توان بررسي كرد:

 

 الف. ديدگاه كليسا: همانگونه كه بيان شد مسيحيان نسبت به كتاب مقدس (عهد عتيق و عهد جديد) نظري كاملاً موافق دارند و تمام القاب و احترامات شايسته‌ي يك كتاب آسماني را نسبت به آن روا مي‌دارند و تعبيراتش مانند كتاب خدا و وحي در مورد آن كتب معمول است. بديهي است كه هيچ گونه تحريفي را در مورد آن كتاب قبول ندارند.166

 

 هر چند كه مي‌پذيرند انجيل وحي الهي مانند قرآن نيست.

 

 بلكه اصولاً زندگي‌نامه‌ي عيسي است پس ربطي به انجيل نازل شده ندارد.

 

 ب. ديدگاه قرآن:

 

 مسلمانان از ديرباز معتقد بوده‌اند تورات و انجيلي كه خدا نازل كرده است، دستخوش تحريف قرار گرفته و مسائلي مانند بشارت به ظهور حضرت محمد(ص) از آن حذف و خرافاتي چون جسمانيت خداي متعال به آن افزوده شده است.

 

 تحريف در كتاب مقدس را از چند طريق مي‌توان به وسيله‌ي آيات و روايات اثبات نمود:

 

 الف. برخي آيات و روايات آشكارا تحريف را در اين كتاب بازگو مي‌كنند:

 

 قرآن كريم مي‌فرمايد:

 

 «وإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَي‏ اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»؛167

 

 و در واقع برخي از آنان دسته‏اي هستند كه زبانشان را به [خواندن‏] كتاب مي‏پيچانند تا بپنداريد آن [را كه مي‏خوانند،] از كتاب (خدا) است؛ در حالي كه آن از كتاب (خدا) نيست. و مي‏گويند: «آن از نزد خداست.» در حالي كه آن از نزد خدانيست، و بر خدا دروغ مي‏بندند، در حالي كه آنان مي‏دانند.

 

 در جاهاي ديگري از قرآن كريم نيز به اين مطلب اشاره شده مثل: بقره / 79 و مائده / 41 و صف / 8.

 

 و در روايتي از علي(ع) حكايت شده: پس از غيبت موسي(ع) و عيسي(ع) تورات و انجيل را تغيير دادند و عبارات و كلمه‌ها را از مواضع خود تحريف كردند. و خدا هم دل آنان را كور نمود كه به واسطه‌ي اين كور دلي مطالب اضافي و تحريف شده را در كتاب باقي گذاردند، و همين مطلب آنان را در اين تهمت‌هاي بزرگ و تلبيس امور و كتمان واقعيات رسوا ساخت.168

 

 ب. برخي آيات قرآن نيز به طور ضمني و تلويحي به وقوع تحريف در كتاب مقدس نظر دارند: مانند:

 

 «مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَاداًلِي مِن دُونِ اللّهِ»؛169 براي هيچ بشري سزاوار نيست كه خدا به او، كتاب و حكم و پيامبري دهد؛ سپس [او] به مردم بگويد: «غير از خدا، بندگان من باشيد.» و ليكن (سزاوار مقام پيامبر آن است كه بگويد: مردمي) ربّاني باشيد،

 

 به طور ضمني مطالب موجود در عهد جديد پيرامون الوهيت عيسي(ع) را از موارد جعل معرفي كرده است و همچنين آيه‌ي:

 

 «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّورَاةِ وَالإِنْجِيلِ»؛170

 

 (همان) كساني كه از فرستاده (خدا)، پيامبر درس نخوانده پيروي مي‏كنند؛ آن (پيامبري) كه (صفات) او را در تورات و انجيل نزدشان، نوشته مي‏يابند؛

 

 به طور تلويحي به حذف عباراتي از كتاب مقدس يا تحريف معنوي و يا وجود كتاب‌هايي مقدس در بين يهوديان و مسيحيان جزيرة العرب كه از ميان رفته‌اند اشاره مي‌كند به عنوان مثال عباراتي از انجيل يوحنا كه بشارت به ظهور «فارقليط موعود» داده است، از طرف مفسران نصارا به «روح القدس» معنا شده كه اقنوم سوم تثليث است؛ در حالي كه مراد از اين شخص فردي از نوع انسان است. به همين جهت افرادي چون «مونتانوس» در قرن دوم و «ماني» در قرن سوم خود را «فارقليط موعود» معرفي كرده تعداد زيادي را به گرد خود جمع كرده‌اند.

 

 ج. با دقت در مضامين مختلف كتاب مقدس به موارد بسياري از تناقضات واضح و آشكار مي‌رسيم كه نشانگر وجود دست‌هاي جاعليني بوده كه ناشيانه به اين عمل فسادانگيز اقدام نموده‌اند. به عنوان نمونه در «انجيل يوحنا» از «يحيي» پرسيده مي‌شود: آيا تو همان ايلياي نبي ـ الياس ـ هستي كه قبل از فرا رسيدن روز موعود (ظهور مسيح) بايد بيايد؟ يحيي تاكيد مي‌كند كه من چنين شخصي نيستم (خروج 1/19) اما در انجيل به عيسي(ع) نسبت داده‌اند كه فرمود: «و اگر خواهيد قبول كنيد كه يحيي همان الياس است كه بايد بيايد) (خروج / 14).171

 

 نويسنده‌ي انجيل لوقا براي برداشتن تنافي موجود بين اين دو عبارت، مساله را به گونه‌اي ديگر توجيه كرده و مي‌گويد: «و او (يحيي) به روح قوت الياس پيش روي وي (خداوند) خواهد خراميد.»172 و نيز در انجيل «متي» سخن از «انظلام» يعني ظلم پذيري است كه با شرير مقاومت مكنيد و اگر كسي برگونه‌ي راست تو سيلي زد گونه‌ي چپ خود را نيز به طرف او بگردان...173

 

 د. از مهمترين دلايل تحريف مسيحيت عقيده به «تثليث» يعني سه خدائي (پدر ـ پسر ـ روح القدس) است يعني عيسي را خدا مي‌داند در حالي كه مسيحيت دين توحيدي بوده است و اين تثليث در انجيل‌هاي كنوني نيز به صراحت يافت نمي‌شود.

 

poparyus@gmail.com

http://masjed-kelisa.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 3:25 |

چرا مسلمانان به اندازه مسيحيان تبليغ نمي‏كنند؟

 

مسيحيان از وسايل و امكانات بسياري برخوردارند، از اين رو طبيعي است كه براي نشر دين خويش تبليغات گسترده‏تري داشته باشند.

 ولي بايد توجّه داشت كه تبليغات مسيحيت نه به خاطر اعتقاد و ايمان به حقّانيّت آيين خويش بلكه بيشتر به خاطر غارت و استثمار و بهره‏گيري از ملّتهاست چه اينكه اگر ملّت‏ها به اسلام توجّه كنند، نمي‏گذارند كه استعمار به مقاصد خويش دست يابد و ذخاير و منابع ثروت آنان را به غارت برد.

 در عين حال، تبليغات اسلامي نيز در حال گسترش است و به همين لحاظ است كه مي‏بينيم به تدريج، افراد به اسلام گرايش پيدا كرده، تعداد مسلمانان روبه ازدياد است.

 به اميد آن روز كه اسلام در تمام جهان گسترش يابد، به گونه‏اي كه همه اقوام و ملّت‏ها به آن گرايش پيدا كنند و تنها حكومت اسلامي، جهان را اداره كند.

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 0:43 |

اگر يك فرد مسيحي بخواهد مسلمان شود، چه كاري بايد انجام دهد؟

 

آغوش اسلام براي هر كه بخواهد به دين اسلام بگرود، باز است‌. بدين جهت خداوند در قرآن همة انسان‌ها را مورد خطاب قرار داده و فرموده است‌: "يَـََّأَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَآءَكُم‌ُ الرَّسُول‌ُ بِالْحَق‌ِّ مِن رَّبِّكُم‌ْ فَ ?‹َامِنُواْ خَيْرًا لَّكُم‌...;(نسأ،170) اي مردم‌، آن پيامبر ]موعود[، حقيقت را از سوي پروردگارتان براي شما آورده است‌. پس ايمان بياوريد كه براي شما بهتر است‌... ."

و نيز فرموده است‌: "يَـََّأَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَآءَكُم بُرْهَـَن‌ٌ مِّن رَّبِّكُم‌ْ وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكُم‌ْ نُورًا مُّبِينًا ;(نسأ،174) اي مردم‌، در حقيقت براي شما از جانب پروردگارتان برهاني آمده است‌، و ما به سوي شما نوري تابناك فرو فرستاده‌ايم‌."

اگر يك شخص غير مسلمان‌، چه مسيحي يا غير مسيحي‌، بخواهد اسلام بياورد، چند كار را بايد انجام دهد:

1. گفتن "شهادتين‌" است‌; يعني گفتن "اشهد ان لا اله الاّ اللّه و اشهد ان‌ّ محمداً رسول اللّه‌";

2. انجام غسل‌هايي كه پيش از اسلام آوردن‌، اسباب آن‌ها ايجاد شده است‌، مانند جنابت‌;

3. از روي تحقيق‌، به اصول دين اسلام يقين پيدا كند;

4. احكام شرعي را فرا بگيرد.

بر چنين فردي‌، انجام واجبات اسلامي كه پيش از اسلام آوردن ترك كرده است‌، لازم نيست‌; بنابراين نمازهايي كه نخوانده‌، روزه‌هايي كه نگرفته و ديگر واجبات‌، قضا ندارد.(ر.ك‌: توضيح المسائل مراجع‌، ج 1، ص 135، مسألة 207، دفتر انتشارات اسلامي / القواعد الفقهيه‌، آيت اللّه مكارم شيرازي‌، مدرسه امام اميرالمؤمنين‌، ج 2، ص 171ـ190 / القواعد الفقهيه‌، بجنوردي‌، ج 1، ص 47 به بعد، نشر الهادي‌، قم‌.)

poparyus@gmail.com

http://masjed-kelisa.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 0:34 |