آيا تعاليم مسيحيت با معارف اسلام قابل مقايسه است؟
مسيحيت با اسلام در هيچ زمينهاي قابل مقايسه نيست. مسيحيت كنوني عبارت از مشتي خرافات و افكار غلط و بدون دليل است؛چه در زمينهي عقايد كه اساس آن بر پايهي تثليث (سه گانه پرستي) باطل و غير منطقي استوار است، و چه در زمينهي آداب مذهبي كه آن نيز مشتمل بر بسياري از تعاليم نادرست است. البته اين امر مربوط به مسيحيت كنوني است و گرنه مسيحيت راستين كه آورندهي آن حضرت عيسي«عليه السلام»بوده است، منزه از اين گونه اباطيل و خرافات بوده است.
در هر حال همين كه هر دو دين داراي قانون هستند و هر دو به فضايل اخلاقي دعوت ميكنند دليل هم طراز بودن آنها نيست؛ بلكه بايد ديد قوانين آنها چگونه قوانيني هستند و اخلاقي كه به آن دعوت ميكنند بر چه بنياني قرار دارد؛ مثلاً در اسلام مشروبات الكلي شديداً منع شده است؛ در حالي كه در مسينحيت كنوني چنين منعي وجود ندارد. در اسلام مقابلهي با ستمگر و قصاص تجويز شده است؛ بلكه در موار بسياري ضروري به شمار آمده است؛ در حالي كه در تعاليم مسيحيت كنوني هست كه: اگر كسي به گونهي راستت سيلي زد، گونهي چپ را نيز پيش ببر. هر چند كه گذشت و عفو در بسياري موارد نيكو است و در اسلام نيز بدان سفارش شده است، ولي عفو و گذشت نميتواند يك حكم هميشگي و كلي باشد؛ بلكه گاهي قصاص و جلوگيري از ظلم و ستم يك ضرورت اجتناب ناپذير است. در زمينه اخلاق، مسيحيت با تلقين مسأله (فدا) و اينكه حضرت مسيح«عليه السلام» در راه اخلاص انسان از گناه قرباني شده است، در پيروان خويش روح بيبندوباري و عدم مسؤوليت اخلاقي به جود ميآورد. در صورتي كه اسلام با اصل « انّ ليس للانسان الاماسعي» و « كل امرء بما كسب رهين» آينده انسان و سعادت جهان ابدي را در گرو اعمال شخص ميداند و انسان را مسؤول كارهاي نيك و بد خود معرفي ميكند. گذشته از اين امور وسعت و عموميت نظامها و قوانين اسلام با مسيحيت قابل مقايسه نيست. اسلام در تمام شؤون زندگي انسان قانون دارد: در زمينهي امور عبادي، اقتصادي، سياسي، هنري و... در صورتي كه قوانين مسيحيت به اعتراف خود مسيحيان بسيار محدود است.














