تبليغاتX
مسجد و كليسا - mosque&church

پروفسور نوويكوف استاد رياضيات جهان مسلمان شد

گزارش خبرگزاري شبستان ازكرمان این استاد برجسته ریاضیات جهان که در سالهای 2002 تا 2005 فعال ترین استاد جهان در رشته ریاضی شناخته شده است ,علت مسلمان شدن خود را معجزه قرآن دانست

وگفت: مدتها در حل یک مسئله مهم ریاضی ناتوان شده بودم که عصری در عالم خواب وبیداری مردی با لباس عرب وچهره ای گندم گون به خوابم آمد وبه من گفت :حل مسئله تو در قرآن است , سه روز آن را در سینه بگیر تا مسئله ات حل شود . من نیز چنین کردم وبعد از سه روز جواب مسئله را یافتم .وبعد از این اتفاق دو سال درباره قرآن ودین اسلام تحقیق ومطالعه کردم ونتیجه گرفتم که شاید منظور آن شخص گرفتن معارف قرآن در سینه بوده است نه جلد آن. و فهمیدم قرآنی که با گرفتن جلد آن در سینه این اتفاقات می افتد اگر معارف آن را در سینه بگیریم چه اتفاقات بزرگی خواهد افتاد وقرآن می تواند منشا بسیاری از اتفاقات بزرگ وسرنوشت سازی باشد که سعادت و رستگاری بشر را تضمین می کند و به همین دلیل تصمیم گرفتم که مسلمان شوم و حاضرم با تمام قوا همه تکالیف اسلام را به طور کامل انجام دهم چون قرآن حق است پس همه تکالیفی هم که برگرفته از قرآن باشند نیز حتما حق است.
شایان ذکر است این پروفسور بزرگ جهان هم اکنون 47 سال دارد وتا کنون به هیچ مذهبی اعتقاد نداشته ولاییک بوده است ولی اکنون شیعه شده است وبه خاطرارادت به امام جعفر صادق (ع) بنیانگذار مذهب جعفری اسم جعفر را برگزیده وپروفسور نوويكوف هم اکنون پروفسور جعفر نام دارد.

علوم مربوط به امام جعفر صادق چنان پيشرفته و حيرت انگيز است که حتي در مواردي ، علوم امروزي نيز در درک آن عاجز است و اين از معجزات ائمه شيعه است که چنين درک عظيمي از علوم داشته اند ولي اکثر ما از آن غافلیم ولی کسانی که حتی خدا را هم قبول ندارند در فهم آن از شیعیان جلو میزنند

خبرگزاري شبستان به نقل از http://www.kbnocr.ir

منبع: http://www.rahyaftegan.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 3:26 |

دو زن انگليسى به اسلام گرويدند

دو زن انگليسى كه به تازگى به دين اسلام مشرف شده‏اند، طى گفتگويى با بى.بى.سى در باره علت اسلام آوردن خود مطالبى را بيان داشتند.

هر دو زن كه تحصيلات دانشگاهى خود را به پايان رسانده و قبلاً فعاليتهاى چشمگيرى در كليسا داشتند، اسلام را به عنوان مذهب خود انتخاب كردند و مايلند فرزندانشان را نيز با اين دين آشنا كنند.

يكى از اين زنان كه «مريم» نام دارد، گفت: پس از مرگ پسرم و بر اثر رفت و آمد با دوستان مسلمان كم كم مايل شدم كه چيزهايى در مورد اسلام بدانم. برادرم سالها پيش مسلمان شده بود و من در باره اين دين اطلاعات قابل توجهى از او كسب كردم و پس از مدتى معتقد شدم كه اسلام نه تنها به من آرامش مى‏بخشد بلكه با قلب، ذهن و جسم من سخن مى‏گويد.

«رقيه» نيز در اين باره گفت: هميشه به دنبال گمشده‏اى بودم و اعتقاد داشتم بسيارى از سؤالاتم بى‏پاسخ مانده است، اين بود كه پس از مطالعات و تحقيقات مفصل در باره اسلام به اين دين گرويدم. از نظر اسلام زن و مرد با هم برابرند و اين موارد براى من بسيار باارزش و مهم است.

پيام زن شماره 120

منبع: http://www.rahyaftegan.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 3:21 |

رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، تلاش جهان عليه اسلام بر اين كه بگويد اسلام حقوق زنان را به رسميت نمي‌شناسد، محكوم كرد.

به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام والمسلمين محمدي عراقي در كميسيون فرهنگي و اجتماعي بانوان در چهارمين همايش مجمع عمومي مجمع جهاني اهل بيت اظهار داشت: بايد افتخار كنيم كه پيرو مكتبي هستيم كه حضرت زهرا (س) مادر و مربي امامان بزرگ‌وار شيعه است و بايد افتخار كنيم كه پيرو مكتب امام خميني(ره) هستيم كه فرمود زنان از مردان مقدم‌ترند.

وي گفت: امروز جهاني كه عليه اسلام است بر اين نقطه متمركزشده كه بگويد اسلام حقوق زنان را به رسميت نمي‌شناسد و چه دورغ بزرگي است. كدام مكتب و كدام رهبر است مانند اسلام و پيامبر بزرگ آن كه زنان را چنان جايگاهي بخشد كه تعجب همگان را برانگيزد.

رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي با بيان اين كه گروندگان به اسلام در اروپا اكثرا بانوان هستند ابراز داشت: اين قشر عمدتا داراي تحصيلات دانشگاهي هستند و به همين دليل است كه مستكبرين از اسلام به هراس افتاده‌اند.

وي با اشاره به اين كه اسلام تنها ديني است كه در اروپا علي رغم همه تبليغات روند رو به رشدي را طي مي‌كند تصريح كرد: به بركت اسلام امروز در دانشگاه‌ها وحوزه‌هاي علميه زنان زيادي مشغول تحصيل هستند و بايد بر آن بباليم.

وي ادامه داد: يكي از ويژگي‌هاي دوران آخر زمان در روايات، تكثر زناني است كه داراي قدرت اجتهاد و فتوا هستند و به شكرانه خداوند چنين مساله‌اي امروز محقق شده است.

محمدي عراقي افزود: هر چه نعمت خدا بر انسان بيشتر باشد مسووليت او نيز سنگين‌تر است و بايد بدانيم كه امروز اسلام ناب امانت و نعمت بزرگي در دست ماست و بايد از آن با جان و دل حفاظت كنيم.

وي با تاكيد بر اين كه نيروي عظيم بانوان يكي از امكانات بزرگ ما در پيشبرد مكتب اسلام است عنوان كرد: ظرفيت بانوان مسلمان و شيعه صدها برابر آن چيزي است امروز از آن استفاده مي‌شود.

وي اضافه كرد: وقتي لابي‌هاي صهيونيسم و استكبار تمام تلاش‌ خود را براي تضعيف اسلام به كار گرفته‌اند لازم است مسلمانان نيز نيرومند و با انديشه‌اي بلند وارد ميدان شوند.

منبع:  http://www.baztab.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 22:6 |

مهندس نيكولاي پيشكين: امام زمان سبب رسيدن به انسانيت واقعي است.

مهندس نيکولاي پيشکين، تازه مسلمان روسي، شامگاه شنبه، يكم فروردين ماه در جمع شماري از دانشجويان دانشگاه پيام نور وزوان اصفهان و شماري از طلاب حوزه علميه قم در مرکز جهاني تخصصي حضرت ولي عصر(ع) ابراز داشت:

امروز همه جهانيان تشنه عدالت و خداپرستي هستند و به سوي خدا روي آورده‌اند.

وي ادامه داد: كساني كه در پي حقيقت نيستند به دليل اين است كه حقيقت را در چيز ديگري مي‌پندارند. .

اين طلبه غيرايراني مطالعه کتاب «و آنگاه هدايت شدم مي داند» را در پذيرش اسلام و مذهب شيعه به وسيله وي‌ موثر دانست و تصريح کرد: با خواندن اين كتاب بسياري از واقعيت‌ها برايم آشكار شد و پزوهش خود را براي شناخت بيشتر مذهب تشيع آغاز كردم.

وي اظهار داشت: شناخت امام زمان(ع) انسان را به واقعيت مي‌رساند و سبب رشد انسان مي شود، از اين رو هر مسلماني بايد همه تلاش خود را براي شناخت حضرت ولي‌عصر(عج) به كار ببندد.

شبكه جهاني اطلاع رساني امام مهدي(عج)

http://www.rahyaftegan.com/asp/index.asp?Link=Des.asp&Code=183&OnvanID=2

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:20 |

تاثير اسلام در خلق و خوي انسان

دني اولروم به‌جز اين‌كه يك فوتباليست خوب است، يك انسان بسيار خوش‌ قلب و مهربان است، با لبخند به پرسش‌‌هاي شما پاسخ مي‌دهد و مهرباني در سيمايش موج مي‌زند...

دني اولروم به‌جز اين‌كه يك فوتباليست خوب است، يك انسان بسيار خوش‌ قلب و مهربان است، با لبخند به پرسش‌‌هاي شما پاسخ مي‌دهد و مهرباني در سيمايش موج مي‌زند... او پس از نزديك به چهار سال زندگي در ايران تصميم گرفته كه با ما ايراني‌ها زندگي‌ كند، تا جايي كه با يك بانوي ايراني ازدواج كرده و به اسلام رو آورده و نام خود را <عرفان> گذاشته است. او حالا در ورزش ايران هم نامي شناخته شده و با 17 گل، آقاي گل ليگ برتر ايران است، (اين گفتگو پيش از اتمام ليگ انجام گرفته است)، چارچوب دروازه را خوب مي‌شناسد و از شم‌گلزني بالايي برخوردار است... <عرفان اولروم> در خانواده‌اي به دنيا آمده كه پدر و مادرش از تحصليكرده‌هاي نيجريه هستند، پدرش استاد دانشگاه كه البته چندسال پيش فوت كرده و مادرش پرستار بيمارستان است... او هم مثل خيلي از كودكان آفريقايي و همگام با آنها در خيابان‌هاي محل سكونتش پا به توپ شد... پنج سال بيشتر نداشت كه به توپ ضربه زد، ضربه زد و زد و زد تا بزرگ شد، استعدادهاي او تا حدي بود كه در 15 سالگي به اروپا راه يافت و براي يك مرد از اهالي قاره سياه اين افتخار بزرگي بود كه به تيم‌هاي اروپايي در سن و سال كم راه يابد... هنگامي كه نيجريه براي اولين بار در جام جهاني 1994 آمريكا حضور يافت، عرفان 11 سال بيشتر نداشت، اما همراه با ديگر بچه‌هاي شهر( لاگوس)، آن بازي‌ها را به خوبي به ياد دارد، چرا كه از تلويزيون بزرگ وسط ميدان شهر، بازي‌ها را تماشا مي‌كرد... همان سالي كه نيجريه توانست بلغارستان و يونان را شكست دهد و از آرژانتين با مارادونا(1 -2) شكست خورد و در مرحله حذفي بلاي جان ايتاليا شد و اگر حرفه‌اي‌گري <روبروتو باجو> نبود، شايد نيجريه آن بازي را (1-2) نمي‌باخت. او شاهد هنرنمايي مردان آن سال نيجريه، چون رشيد يكيني، پيتر روفاهي، اوكه چوكو، جورج فنيدي، دانيل آموكاچي، آمونيكه و... بود و دوست داشت روزي مانند آنها باشد. درجام جهاني 98 عرفان 15 ساله بود و همان زمان در اوج فوتبال خود قرار داشت... همان‌ سالي كه نيجريه توانست با غلبه بر اسپانيا و بلغارستان شگفتي‌ساز جام شود، در جام جهاني 2002 هم نيجريه اگر در گروه سخت آرژانتين، انگليس و سوئد قرار نمي‌گرفت، به طور حتم به مرحله دوم راه مي‌يافت... مي‌گويد: <آن جام بدشانس بوديم، اما بدشانس‌ترين دوران فوتبال نيجريه، آن‌جا بود كه نتوانستيم به جام جهاني 2006 راه يابيم.>

او حالا در ايران براي خود آوازه‌اي در كرده است، عرفان از گفتگو كمي فاصله مي‌گيرد، اما زماني كه روي جلد شماره گذشته مجله خانواده سبز را ديد و متوجه شد كه مدير لوازم خانگي ال.جي در ايران مسلمان شده و ما يك گزارش كامل از او تهيه كرديم، تصميم گرفت در گفتگو با خانواده سبز شركت كند و از خودش براي خوانندگان مجله ما بيشتر بگويد... با اين انسان مهربان و خوش‌ قلب و البته كم حرف به گفتگو نشستيم، گر چه دل‌مان مي‌خواست از او بيشتر بپرسيم و او بيشتر پاسخ دهد، اما محدوديت صفحه باعث شد تا تنها دو صفحه را به او اختصاص دهيم... حرف‌هاي اين تازه مسلمان شده كه مثل خيلي از افراد ديگر به درك، ايمان و اعتقاد از آخرين دين خداوند رسيده‌ را بخوانيد... نام او را به‌خاطر داشته باشيد... <عرفان اولروم.> جا دارد از همسر اولروم <ندا خيري> تشكر ويژه‌اي داشته باشيم كه در تهيه اين گزارش ما را ياري داد.
_ _ _
_ اولروم در كجا به ‌دنيا آمد؟
عرفــان: من در سال 1983 در نيجريه به دنيا آمدم، در پايتخت اين كشور لاگوس...
_ مذهب شما در ابتدا چه بود؟
عرفــان: من مسيحي كاتوليك بودم، همان دين و مذهبي كه ديگر اعضاي خانواده‌ام داشتند.
_ چه شد كه به فوتبال رو آورديد؟
عرفــان: از اواسط قرن بيستم، تب فوتبال، سراسر آفريقا را گرفت... به‌جز كشورهاي شمال آفريقا، مانند الجزاير، مراكش، تونس و مصر، كشورهاي جنوبي اين قاره هم روي فوتبال سرمايه‌گذاري‌هاي كلاني كردند، باشگاه‌هايي به‌وجود آمد و همچنين ليگ‌هاي باشگاهي در كشورهاي اين قاره انجام گرفت... همين امر باعث شد كه مثل ديگر نقاط جهان، علاقه مردم به فوتبال چند برابر شود، از طرفي از بين كشورهاي اين قاره، مردم كامرون، سنگال، ساحل عاج، نيجريه، آفريقاي جنوبي و زئير با علاقه بيشتري فوتبال را دنبال مي‌كردند و همين امر در سرمايه‌گذاري روي فوتبال تاثير بسزايي گذاشت، به همين خاطر جوانان و نوجوانان هم رو به اين ورزش آوردند و فوتبال همه‌گير شد، هر هفته تماشاگران زيادي براي بازي‌هاي باشگاهي به استاديوم مي‌رفتند، رسانه‌ها به اين ورزش بيشتر مي‌پرداختند و به همين خاطر كودكان اين كشور، مثل من هم به فوتبال علاقه‌مند شدند. من از پنج سالگي با اين ورزش آشنا شدم و خيلي سريع خودم را به سطح باشگاهي رساندم. ضمن اين‌كه خانواده ما از لحاظ مالي، اوضاع مناسبي داشتند.
_ يعني از چند سالگي؟
عرفــان: از آن‌جا كه قدرت بدني‌ام خوب بود، بسيار زود به باشگاه‌هاي معروف نيجريه پيوستم و در سن 15 سالگي لژيونر شدم!
_ چقدر زود!
عرفــان: در 15 سالگي از پرتغال به من پيشنهاد شد و من هم به آن كشور رفتم.
_ و پدر و مادرتان اعتراض نكردند؟
عرفــان: چرا، آنها مخالف بودند كه من به فوتبال ادامه بدهم، شايد زماني كه در كودكي با بچه‌هاي همكلاس و هم‌محل بازي مي‌كردم، عشقم را جدي نمي‌گرفتند، اما زماني كه بزرگ‌تر شدم و سر از باشگاه‌هاي نيجريه درآوردم، ديگر نتوانستند مخالفت كنند، چرا كه من به فوتبال عشق مي‌ورزيدم، تا جايي كه شب‌ها خواب فوتبال مي‌ديدم. به هر حال پس از جلب رضايت‌شان به فوتبال رو آوردم.
_ چند برادر و خواهر داريد؟
عرفــان: ما سه برادر و چهار خواهريم كه همه عاشق فوتبال هستيم، اما تنها من به شكل حرفه‌اي فوتبال بازي مي‌كنم، ولي آنها هميشه حامي من بودند. ضمن اين‌كه من فرزند چهارم خانواده هستم.
_ شغل پدر و مادرتان چه بود؟ آنها براي چه با فوتبال بازي كردن تو مخالف بودند؟
عرفــان: ببينيد، شايد اصلا شغل پدر و مادرم باعث شده بود كه آنان با فوتبال بازي‌كردن من مخالفت كنند چرا كه دل‌شان مي‌خواست، من تحصيلات خود را ادامه مي‌دادم... پدرم استاد دانشگاه لاگوس در رشته اقتصاد كشاورزي بود و مادر پرستار يكي از بيمارستان‌هاي بزرگ شهر... از اين‌رو آنان دوست داشتند من درس بخوانم، اما براي من سرنوشت طور ديگري رقم خورد.
_ و چه شد كه به اروپا راه يافتيد؟
عرفــان: در 15 سالگي مسئولان باشگاه <يونيال> پرتغال به من پيشنهاد دادند و من خيلي زود لژيونر شدم، سپس به شمال اروپا - بلژيك- رفتم و در تيم <ونيره> بازي كردم، پس از آن مربيان تيم <دي‌پست> در مجارستان مرا خواستند، در پنجمين سال حضورم در اروپا به آلمان رفتم و در تيم <بورسيا >، به بازي پرداختم، پس از پنج سال حضور در اروپا به ايران آمدم.
_ چه شد كه به ايران آمديد؟
عرفــان: ما در يك گروه 25 نفري از نيجريه به ايران آمديم تا چند بازي دوستانه انجام دهيم كه سه نفرمان در ايران مانديم.
_ در كدام تيم‌ها؟
عرفــان: ابتدا در پاسارگاد تهران به بازي پرداختم، سپس به فولاد اهواز رفتم و پس از آن به ابومسلم در مشهد آمدم.
_ چه شد به ابومسلم آمديد؟
عرفــان: با توجه به شناختي كه از اين تيم در سال‌هاي قبل داشتم و همچنين حمايت‌هاي <ناصر شفق> مدير عامل باشگاه و <خداداد عزيزي> كه يك حماسه‌ساز در فوتبال ايران است، تصميم گرفتم با اين باشگاه قرارداد سه ساله ببندم.
_ همسرتان مشهدي است؟
عرفــان: خير، او تهراني است.
همسر عرفان پاسخ مي‌دهد: من ندا خيري هستم، 23 سال سن دارم و در رشته مديريت تحصيل مي‌كنم، آشنايي من با عرفان از آن‌جا آغاز شد كه من كارمند سفارت نيجريه در تهران بودم، عرفان به آن‌جا رفت و آمد زيادي داشت. ضمن اين‌كه من معلم خصوصي فرزندان سفير هم بودم... عرفان از من خواستگاري كرد. ابتدا از اين درخواست او تعجب كردم، اما وي خواستگاري از من را با خانواده‌ام مطرح كرد و تقدير اين شد كه ازدواج كنيم.
_ ممكن است دوباره به نيجريه برگرديد؟
خيري: از آن‌جا كه برادران و خواهران عرفان در كشورهاي مختلف زندگي مي‌كنند، به احتمال زياد او در ايران مي‌ماند، جز اين‌كه بخواهد براي ديدن مادرش به آن‌جا برود... اما اگر او برود، من هم با او خواهم رفت، ضمن اين‌كه عرفان حالا حالاها در ايران خواهد ماند.
_شما با چه زباني با يكديگر صحبت مي‌كنيد؟
خيري: همان‌طور كه مي‌بينيد، عرفان كاملا با زبان فارسي آشنايي دارد، اما بعضي مواقع اگر بخواهد سريعا صحبتش را به من انتقال دهد، با زبان انگليسي صحبت مي‌كند، من هم به زبان انگليسي كاملا تسلط دارم.
_ شما به دين اسلام رو آورديد، مي‌توانيد براي‌مان بگوييد، چگونه به اسلام رو آورديد؟
عرفــان: من قبل از اين‌كه ازدواج كنم، تصميم گرفته بودم مسلمان شوم، پس از ورود به ايران با كساني در اين كشور برخورد كردم كه خيلي به من كمك كردند، از اخلاق و روحيات آنان بسيار خوشم آمد، آنان يك مومن واقعي بودند و مي‌ديدم كه اسلام چگونه در خلق و خوي آنان رخنه كرده است، با آنان به گفتگو نشستم و از آنان خواستم كه از اسلام برايم صحبت كنند، اين‌كه اين دين چه تحولاتي در بشر به وجود مي‌آورد، آنان هم برايم گفتند كه من تمامي آن گفته‌ها را به حافظه سپردم، از آن‌جا بود كه به اسلام علاقه‌مند شدم، از اين‌رو درباره آن مطالعه كردم، چند كتاب خواندم و تحقيق كردم و بارها به حرم امام‌رضا(ع) رفتم و شكوه آن‌جا در من تاثير بسزايي گذاشت... اما انگيزه اصلي من براي مسلمان‌شدن، همسرم بود... من با همسرم در تهران آشنا شدم، پس از مدتي تصميم گرفتم با او ازدواج كنم، اما از آن‌جا كه او مسلمان بود، من هم بايد مسلمان مي‌شدم و چه بهانه‌اي بهتر از اين‌كه من مسلمان مي‌شدم، همان‌طور كه گفتم، خيلي پيشتر از اين‌كه ازدواج كنم تصميم گرفته بودم به اسلام رو بياورم، اما ازدواج انگيزه‌اي چندبرابر در من ايجاد كرد... بنابراين به حرم حضرت امام رضا(ع) رفتم و در آن‌جا به دين اسلام گرويدم... در آن‌جا مسلمان شدم و نام <عرفان> را براي خود انتخاب كردم.
_خودتان نام‌تان را انتخاب كرديد؟
عرفــان: با كمك همسرم، از ميان نام‌هاي اسلامي<عرفان> را انتخاب كردم.
_و براي‌مان از حرم امام رضا(ع) بگو، چه حسي به تو دست مي‌دهد، زماني كه در بارگاه اين حضرت هستي؟
عرفــان: هرگاه به بارگاه ملكوتي امام رضا(ع) مي‌روم، احساس آرامش و سبكي به من دست مي‌دهد، از طرفي ابهت و شكوه اين حرم مقدس، احساس خوبي را به من القاء مي‌كند، احساسي كه من نمي‌توانم آن را توصيف كنم... همچنين زماني كه درباره اسلام مطالعه مي‌كردم، متوجه شدم كه مسلمانان با چه اعتقاداتي، پا به اين بارگاه مي‌گذارند، نمي‌دانم چرا هميشه حرم شلوغ است، هميشه در اين مكان تمامي چراغ‌ها روشن است، در هر ساعت و دقيقه‌اي از شبانه‌روز مي‌روي، حرم امام رضا(ع) مملو از جمعيت است، زماني كه اين جمعيت را مي‌بينم، احساس مي‌كنم تنها نيستم، نه من، بلكه تمامي افرادي كه در آن‌جا هستند... همه در حال راز و نياز هستند، افرادي را ديده‌ام كه حاجت مي‌گيرند، يكي بيمار است، يكي براي بيماري ديگري دعا مي‌كند، يكي در زندگي‌اش گره‌اي كور دارد و آمده حاجت بگيرد، آن يكي به دنبال شفاعت و همه اين موارد از ابهت و شكوه و بزرگواري امام رضا(ع) است. او انسان بزرگي بود.
_از اين‌كه مسلمان هستي، چه احساسي داري؟
عرفــان: احساس راحتي دارم، دلم مي‌خواهد آيين‌هاي آن را مو به مو اجرا كنم، چون كه انسان‌ساز است، دلم مي‌خواهد يك مومن واقعي باشم... دلم مي‌خواهد به همه كمك كنم، دلم مي‌خواهد دل مردم را شاد كنم، نمي‌دانم، مي‌توانم يا نه؟ اما تمام سعيم را مي‌كنم. اسلام به من آرامش را هديه داد.
_ و از همسرت راضي هستي؟
عرفــان: مي‌گويند: همسر خوب، نعمت است، خدا را شاكرم.
_ بحث را عوض مي‌كنيم، از غذاهاي ايراني خوشت مي‌آيد؟
عرفــان: عالي و بسيار خوشمزه است، به خصوص باقالي‌پلو با ماهيچه... من تجربه زندگي در پرتغال، آلمان، مجارستان و بلژيك را دارم، بايد بگويم غذاهاي ايراني با مزاج تمام مردم دنيا سازگاري دارد.
_ چه تفاوتي بين غذاهاي ايراني و نيجريه‌اي است؟
عرفــان: غذاهاي ايراني سبك هستند، اما غذاهاي ما بسيار سنگين و از طرفي طبخ‌شان هم خيلي دردسر آفرين است. ضمن اين‌كه ايراني‌ها خيلي برنج مي‌خورند، اما در كشورهاي آفريقايي، هفته‌اي يك بار برنج مصرف مي‌كنند.
_ و طرز تهيه غذايي را مي‌دانيد؟
عرفــان: بله، فراموش نكنيد، من از 15 سالگي تنها زندگي مي‌كردم، به طور حتم طرز تهيه چند غذا را مي‌دانم.
_مواد اوليه غذاهاي نيجريه‌اي از چيست؟
عرفــان: گوشت گاو، يك نوع سيب‌زميني محلي به نام <يم>، سبزي‌هاي محلي كه در ايران نديدم.
_تفاوت فرهنگ ايران با نيجريه را در چه مي‌دانيد؟
عرفــان: تفاوت آشكاري كه در اين فرهنگ ديده‌ام، ازدواج‌هاي فاميلي است كه اين نوع ازدوا‌ج‌ها در كشور ما ممنوع است و اقوام نمي‌توانند با يكديگر ازدواج كنند.

خانواده سبز

http://www.rahyaftegan.com/asp/index.asp?Link=Des.asp&Code=177&OnvanID=3

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:17 |

 

يك اوكرايني در محضر آيت‌الله شفيعي مسلمان شد

يك خانم اوكرايني با حضور در دفتر آيت‌الله سيد علي شفيعي، نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبري مسلمان شد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ـ منطقه خوزستان ـ "اميليا تساتسكا" متولد سال 1984 در اوكراين، با اراده و اختيار كامل از كيش سابق خود (مسيحيت) عدول نموده و با اعتراف به حقانيت دين مبين اسلام و برحق بودن مذهب تشيع، اظهار شهادت نمود و به وحدانيت خداوند متعال و رسالت حضرت محمد بن‌عبدالله(ص) و امامت حضرت علي‌بن ابيطالب (ع) و ساير عقايد حقه اسلامي و مذهبي و متعهد به انجام فرايض ديني گرديد و نام مقدس "فاطمه" را براي خود انتخاب نمود.

سايت ايسنا

http://www.rahyaftegan.com/asp/index.asp?Link=Des.asp&Code=181&OnvanID=4

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:9 |

 

اعتقاد مسلمانان در مورد حضرت عيسي و سرگذشت آن حضرت با اعتقاد مسيحيان چه تفاوتي دارد و آنها چه ميگويند؟

 

 مسلمانها مسيح را پيامبري از پيامبران الهي ميدانند. پيامبري كه خود داراي شريعت و كتاب بوده است ولادتش كه نشان از پيامبري وي داشته، از مادر ارجمندي به نام مريم صورت پذيرفته است. تولد خارق العادهاش، سبب نشده كه وي بندگي خدا را انكار نمايد. يا مردم را به پرستش غير خدا دعوت كند. درباره ي سرانجام زندگي مسيح، قرآن سخن كساني را كه مدعي قتل وي شدهاند، ناشي از اشتباه آنها ميداند. و عقيده دارد كه خداوند مسيح را به سوي آسمان بالا برده است.

اما نظر مسيحيت درباره ي عيسي كه تحت عنوان «مسيحشناسي» آمده، با نظر اسلام متفاوت است، آنها در قالب «تثليث» عيسي را به عنوان خدا، در كنار دو خداي پدر و روح القدس قرار دادهاند. و در قالب «الوهيت» معتقدند كه خدا، در موجود عيسي تجسم يافته است. و درباره ي سرانجام عيسي گفتهاند مسيح متحمل مرگ جانكاه بر صليب شد تا پيروانش را به رستگاري برساند. با توجه به اين موارد اساسي اختلاف ديدگاه به توضيح و نقد هر يك ميپردازيم.

عيسي: خدايي در ميان خدايان

«تثليث» به اين معناست كه خدا هر چند از حيث تعداد، يكي است، ولي در سه شخصيت و ذات يعني خداي پدر، خداي پسر و روح القدس، تجلي و ظهور يافته است.

نقد نظريه ي تثليث

تثليث نه با عقل سازگار است و نه با اصول شرايع آسماني. عقل ستيزي تثليث از اين روست كه يك چيز محال است در عين حال كه يكي است، سه چيز باشد. و دين ستيزي آن به دليل مخالفت با اساس دعوت شريعتهاي آسماني است. اگر سه ذات كه هر يك داراي شخصيت و صفات مستقل هستند داشته باشيم، سه اله داريم. و چند خدايي با روح دعوت همه اديان به يك خدا، ناسازگار است، عدم پذيرش تثليث از سوي عقل و دين، موجب شده كه انسانهاي الهي درباره ي آن دچار سرگرداني شوند. و دين مسيح، جاذبه ي خود را براي كساني كه تمايل قلبي نسبت به آن دارند، از دست بدهد.

عقيده ي به تثليث در ميان مسيحيان اوليه جايي نداشته و بعدها از ناحيه ي پولس وارد مسيحيت شده است. بعدها شوراي اسقفهاي اعظم كليسا كه در سال 325 ميلادي در شهر نيكائيه منعقد شد، آن را به عنوان جزئي از ايمان مسيحي قرار داد.

خداوند در آياتي از قرآن تثليث را ناشي از مبالغه ي در دين دانسته. و قائلين به آن را كافر ميداند.

عيسي: تجسم خداي آسمان

الوهيت به اين معناست كه مسيح را تجلي بخش ذات خداوند بدانيم. تجسد خدا در عيسي، به عنوان يك عقيده ي محوري در مسيحيت شناخته شده است. در انجيل يوحنا آمده: و كلمه جسم گرديد و ميان ما ساكن شد.

نقد الوهيت

الوهيت نه با معيارهاي عقل سازگار است و نه با آموزههاي شرايع آسماني. از نظر عقل، محال است كه خداي نامحدود، در قالب جسم محدود، بتواند حلول كند. از نظر آموزههاي ديني نيز، تمام دينهاي آسماني، دعوت به خدايي يگانه كه از هر جهت نامحدود است، نمودهاند. مسيح نيز به عنوان يكي از پيامبران الهي، هيچگاه ادعاي الوهيت نداشته است. اين پولس رسول است كه اولين بار براي مسيح جنبه ي الوهيت قائل ميشود.

قرآن مقام الوهيت را از مسيح به شدت نفي كرده و معتقدين به آن را كافر ميداند.

عيسي: مصلوب جاويد

مسيحيت معتقد است آدم با خوردن از ميوه ي درختي كه از آن منع شده بود، مرتكب گناهي شد كه خود و همه ي فرزندانش مستوجب عقاب شدند. ناديده گرفتن چنين خطايي، با عدل خداوند نميساخت. و عقاب با رحمت الهي ناسازگار بود. اين بود كه پسر خود عيسي را به زمين فرستاد تا با تحمل رنج جانكاه مرگ بر صليب، همه ي ابناي بشر را از گناه برهاند. و به اين ترتيب عدالت خواهي خدا درباره ي مجازات شخص گناهكار، ارضاء شد. اين بود كه پولس رسول نوشت: و چنانكه در آدم همه ميميرند، در مسيح، همه زنده خواهند شد.

نقد نظريه تصليب

نظريه ي به صليب كشيده شدن مسيح، اگر چه از نظر عقل، امري محتمل است. ولي نتايجي كه مسيحيت از آن به دست ميآورد، از جمله آمرزش گناه ذاتي انسان، با روح آموزههاي اديان آسماني منافات دارد. چرا كه رسوخ گناه در ذات انسان، وي را از پذيرش تكاليف الهي انبياء بازداشته و لذا بعثت انبياء براي هدايت بشر، امري عبث خواهد بود. از آن گذشته با توجه به غناي ذاتي خداوند و رحمت و لطف بيانتهايش كه همه اديان، از جمله مسيحيت آن را پذيرفتهاند، چه لزومي دارد كه خداوند براي بخشش انسان از وي فديه بگيرد؟ آيا اعتقاد به فديه، نوعي نگاه تاجر پيشگي به احتمال خداوند نميباشد؟

اين پولس رسول است كه براي اولين بار اعتقاد به مصلوب شدن عيسي به خاطر آزادي و رستگاري انسان، را وارد مسيحيت ميسازد.

به نظر ميرسد برنده اصلي اعتقاد به مصلوب شدن مسيح، يهود باشد. اين يهود بود كه توطئه قتل عيسي به دست پيلاطس، حاكم روم را فراهم آورد. و چيزي كه ميتوانست مايه ي خشم مسيحيت بر عليه يهود شود، با چنين اعتقادي، تبديل به زمينه چيني يك رسالت الهي از طرف يهود را فراهم آورد. از اينها گذشته افسانه مصلوب شدن عيسي، ناشي از اشتباهي بود كه در شناسايي مسيح رخ داد و فرد ديگري به جاي وي به صليب كشيده شد، و خداوند عيسي را با جسم و روحش به آسمان برد.

نگاهي ديگر

تفاوت نگاه مسيحيت با آنچه اسلام درباره ي عيسي ميگويد، ناشي از نوع قضاوت درباره ي زندگي و سرانجام وي است. آفرينش خاص عيسي، كه بدون دخالت پدري بوده است، اين توهم را ايجاد نمود كه وي بشر نبوده است. لذا شايسته است كه وي را در كنار خدا و روح القدس كه واسطه فيض الهي به پسر بوده است، قرار دهيم. و ميتوان درباره ي وي سخن بالاتري گفته و در مقام الوهيت، وي را خداي تجسد يافته در ميان بشر قرار دهيم. به اين ترتيب يك نزديكي كامل ميان خدا و بشر به وجود ميآيد. سرانجام مسيح نيز همچون زندگيش،‌ شاهكاري جاودانه است. شاهكاري كه در آن، عيسي خود را به خاطر نجات بشريت قرباني ميكند و همه را رستگاري و نجات ميبخشد. اسلام چنين اعتقاداتي را ساخته و پرداخته ذهن بشر ميداند، سخن حق همان چيزي كه در آيات قرآن راجع به شخصيت عيسي گفته شده است. سخناني كه وي را از افسانه و اسطوره بود. رهايي بخشيده و در قلب و روح همه مؤمنان جاي ميدهد. چنانكه در صدر اسلام، نجاشي (پادشاه حبشه) با شنيدن آياتي از سوره ي مريم، از زبان جعفر بن ابيطالب، در تصديق آن گفت: در گفتار پيامبر اينها و آنچه كه عيسي آورده است، از يك منبع نور سرچشمه ميگيرند.

همانا مسيح پسر مريم فرستاده خداست

نساء/171.

 

 

منبع: http://www.kelisavamasjed.parsiblog.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 10:31 |

مباحثه سفير ايران و راهبه مركز مسيحيان ارتدكس/ قرآن بر معجزات متعدد حضرت مسيح تصريح دارد

گروه سياسی: راهبه مركز مسيحيان ارتدكس مكزيك با حضور در سفارت جمهوری اسلامی ايران، به مباحثه با سفير ايران درباره‌ اسلام و مسيحيت و تفاوت‌ها و نقاط مشترك آنها پرداخت.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) چندی قبل مادر «ديونيسيا» راهبه مركز مسيحيان ارتدكس مكزيك به دعوت سفير جمهوری اسلامی ايران در مكزيك،‌ در محل سفارت كشورمان حضور يافت و در مورد موضوعات مشترك و نيز تفاوت‌های دين مبين اسلام و مسيحيت به ويژه ارتدكس نظير ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی از جمله ازدواج، فلسفه خلقت انسان، فلسفه حجاب و ساير موارد مرتبط، با «قديری» سفير ايران به مباحثه نشست كه مشروح آن به شرح ذيل است:

قديری: ما معتقديم كه خداوند برای هدايت بشر پيامبران متعددی را مامور كرده است. ما، پيامبران الهی در مقاطع تاريخی مختلف را مثل معلمين مقاطع مختلف تحصيلی می‌دانيم. معلم مقطع دانشگاه آموخته‌های معلمين مقطع دبيرستان را تكذيب نمی‌كنند، بلكه آن را تكميل می‌كنند. معلمين مقطع دبيرستان هم آموخته‌های دوران دبستان را تكميل می‌كنند.

ما معتقديم كه حضرت عيسی مسيح (ع) پيامبر بزرگ الهی است و حضرت مريم را فردی مقدس و باكره می دانيم. ما هدايت‌های حضرت مسيح را مكمل هدايت‌های حضرت موسی (ع) می‌دانيم و معتقديم كه پيامبر اسلام(ص) نيز هدايت‌های اديان الهی قبلی را تكميل كرده است.

معتقديم كه كلام خدا بر تمامی پيامبران نازل شده است. به عبارتی نمی‌توان مسلمان بود و حضرت عيسی مسيح و يا حضرت موسی را مقدس ندانست. به عبارتی ديگر ما نيز مسيحی هستيم، منتهی حضرت عيسی را فرزند خدا نمی‌دانيم، بلكه او را پيامبری بزرگ محسوب می‌كنيم. هر چند كه می‌دانيم كه او پدر نداشت و حضرت مريم باكره بود. به معجزات متعددد حضرت مسيح نيز اعتقاد داريم و در قرآن ذكر شده است، سوره‌ای در قرآن به نام مريم وجود دارد. معتقديم كه آن پيامبری كه حضرت مسيح وعده ظهور آن را دادند، همان پيامبر اسلام است.

پيامبر اسلام مانند ساير پيامبران الهی سواد خواندن و نوشتن نداشت تا كسی نتواند كلام آنها را آموخته‌ها از آموزگاران نسبت دهد.

 قديری:
ما معتقديم كه خداوند برای هدايت بشر پيامبران متعددی را مامور كرده است. ما، پيامبران الهی در مقاطع تاريخی مختلف را مثل معلمين مقاطع مختلف تحصيلی می‌دانيم

حدود يك هزار و چهارصد سال قبل پيامبر بزرگوار اسلام فرموده است: « شكستن شاخه هر درختی مانند شكستن بال فرشته است.» و يا فرمودند: « اگر كسی فردی را به خاطر فقرش تحقير و يا به خاطر ثروتش ستايش كند، به جنگ با خدا پرداخته است».

اكنون شاهديم كه احزاب بسياری در حمايت از محيط زيست فعال و قوی هستند و حتی نامشان را نظير "حزب سبز" از آن گرفته‌اند. كدام حزب سبز يا طرفدار محيط زيست تا كنون شعاری با اين استحكام در مورد حفظ محيط زيست داده است؟ اين عبارات نمی‌توانند كلام بشر باشند، اينها كلام خدا است.

زن در اسلام از جايگاه والايی برخودار است. اكثريت زنان ايران مانند شما ـ راهبه‌ها ـ لباس می‌پوشند.

فلسفه حجاب در اسلام را خدمتتان توضيح می‌دهم. خدا انسان را با ويژگی‌های متفاوت آفريد. انسان برای زنده ماندن بايد انرژی كسب كند و كسب انرژی از طريق خوردن است. اگر غذاها تلخ و بد مزه و بد بو می‌بود؛ انسان چاره‌ای جز خوردن نداشت تا بتواند زنده بماند، همانگونه كه داروهای تلخ را برای زنده ماندن مصرف می‌كند! اما چون خدا ارحم‌الراحمين است، خواسته است كه تامين نياز بشر توام با لذت باشد، لذا قدرت چشايی را در دهان ما قرار داد و اين همه محصولات متنوع را خلق كرد، به نحوی كه زمان صرف غذا زمان مطلوب و لذت‌بخشی برای ما محسوب می‌شود.

بقای نسل بشر نيز بر پايه رابطه زن و مرد استوار است. خدا خواست اين ارتباط نيز مطلوب باشد و بنابراين جذابيت جنسی متقابل مرد و زن را در آفرينش انسان مقرر داشت كه اين جذابيت از نظر اسلام نعمتی الهی و ارزشی مطلوب است. اين نقطه مشترك اسلام با فرهنگ رايج غربی است.

در اسلام جذابيت جنسی يك ارزش زناشويی است، ولی در غرب علاوه بر ارزش زناشويی، ارزشی اجتماعی نيز محسوب می‌شود؛ به اين معنا كه اگر زنی در غرب جذاب باشد، بيشتر مورد احترام است و راحت‌تر شغل پيدا می‌كند، البته من از فرهنگ غرب صحبت می‌كنم و نه از مسيحيت.

اسلام برای اينكه جذابيت جنسی در روابط زناشويی وجود داشته باشد، ولی از روابط اجتماعی حذف شود، راه‌های مختلفی ارائه می‌كند كه يكی از آنها حجاب است. در اين صورت وقتی زنی محجبه وارد جامعه می‌شود، زيبايی و جذابيت جنسی او حذف و توانمندی‌های فكری او بروز می‌كند. هفتاد درصد از ظرفيت دانشگاه‌های ايران در اختيار زنان است و آنها حتی در المپياد رشته‌های مختلف علمی موفقيت‌های چشمگيری داشته‌اند.

 سفير ايران در مكزيك:
بقای نسل بشر نيز بر پايه رابطه زن و مرد استوار است. خدا خواست اين ارتباط نيز مطلوب باشد و بنابراين جذابيت جنسی متقابل مرد و زن را در آفرينش انسان مقرر داشت كه اين جذابيت از نظر اسلام نعمتی الهی و ارزشی مطلوب است. اين نقطه مشترك اسلام با فرهنگ رايج غربی است

نه مرد و نه زن نبايد به عنوان عنصر جذاب از نظر فيزيكی وارد جامعه شوند. علت تفاوت در نوع پوشش به دليل تفاوت زن و مرد در نوع خلقت است. دانشمندان غربی در زمينه تحريك‌پذيری مرد و زن آزمايشاتی انجام داده‌اند كه نتيجه آن نشان می‌دهد تحريك‌پذيری جنسی مرد از طريق نگاه بيشتر از تاثيرپذيری زن از طريق نگاه است، بر همين اساس زن بايستی پوشيده‌تر باشد.

معتقديم كه حضرت مريم(س) محجبه بوده‌اند. هيچ‌گاه وصف اندام او را نشنيده و نخوانده‌ايم، زيرا با حجاب خود اجازه نداده‌اند كه از اين جنبه مورد ارزيابی و قضاوت قرار گيرند. در موزه لوور پاريس تابلوی نقاشی‌ای از حضرت مريم(س) در محيطی باز با زنان و ساير افراد هم عصرش به نمايش گذاشته شده است. البته نقاشی به عصر ديگری تعلق داشته، ولی در اين نقاشی تصور نقاش از آن زمان متجلی شده است. در اين نقاشی حضرت مريم(س) با تعدادی از زنان با حجاب كامل و تعدادی زن بی‌حجاب در محيطی باز ديده می‌شوند كه در مقابل يكديگر به گفت‌وگو مشغولند. اين تصوير نشان می‌دهد كه (حداقل در تصور نقاش) حجاب حضرت مريم(س) لباسی سنتی نبوده است، زيرا ديگر زنان در محيط عمومی بدون حجاب بودند.

در اسلام فلسفه حجاب، آزادی روابط اجتماعی از تاثيرپذيری جذابيت‌های جنسی است. در جوامع اسلامی هر چه سن زنان بالاتر رود محترم‌تر می‌باشند. اما در غرب پرسيدن سن زنان مسن يك سئوال نامطلوب محسوب می شود، زيرا آنها از بيان سن خود پرهيز می‌كنند و از آنجايی كه مسن بودن به معنی از دست‌دادن زيبايی‌های فيزيكی است، از نظر اجتماعی نامطلوب محسوب می‌شود.

دختران محجبه كه مايل نيستند اندام خود را نمايش دهند در فرانسه از ادامه تحصيل محروم می‌شوند. زنان محجبه در بعضی مشاغل منع شده‌اند و اين در حالی است كه فحشا و همجنس‌گرايی در فرانسه و ساير كشورهای غربی ترويج می‌شود.

مادر روحانی: از اينكه شما در بيان اعتقادات خود آزادانه رفتار می‌كنيد، خوشحال هستم و به شما احترام می‌گذارم. چهره شما نورانی است، مانند كسی است كه راهش را يافته است. شما مانند كسانی هستيد كه به انسان‌ها نزديك می‌شويد و می‌خواهيد با آنها تبادل نظر كنيد و از بيان اعتقادات خود هراسی نداريد. شنيدن صحبت‌های شما جالب است. من مسيحی ارتدكس هستم، بر اين باورم كه مسيح خدای واقعی است و مادرش مادر خداست و به تثليت ـ خدا، پسر و روح القدس ـ ايمان دارم. در انجيل در مورد زن و رابطه زن و شوهر مطالبی آمده است. از نظر ما پوشش در مسيحيت ارتباطی با زن ندارد. برای اينكه زندگی راهبه زندگی خاصی است. بنابراين تمامی راهبه‌ها يكنواخت لباس می‌پوشند و تفاوت ما در پوشيدن مقنعه است. زنی كه به عنوان راهبه وارد كليسا می‌شود، خود و زندگی‌اش را به خدا اختصاص می‌دهد و سرش را می‌پوشاند. معتقديم كه زن پوشيده وارد كليسا شود. در گذشته سرشان را می‌پوشانيدند.

اين لباس ( با اشاره به لباسش) پوشش مختص حضرت مريم(س) در آن زمان نبود و تمامی زنان اينگونه می‌پوشيدند. جهان به سمت گناه پيش می‌رود و تدريجا از تعاليم كتاب مقدس فاصله می‌گيريم. يك راهبه زندگی خدايی را ادامه می‌دهد. زنی كه برای راهبه شدن وارد كليسا می‌شود، خودش تصميم می‌گيرد. راهبان ـ مردها ـ نيز از آنجايی كه زن در زندگی‌شان نيست، خود و زندگيشان را وقف خدا كرده‌اند، ريش و موهايشان را بلند می‌كنند. رنگ سياه پوشش راهبه‌ها و راهبان در مسيحيت مفهوم خاصی دارد و نشانه مرگ در جهان است. به همين خاطر من شنا و رقص نمی‌كنم و برای خدمت به خدا و كمك به نيازمندان آماده‌ام. فلسفه ما آمادگی برای مرگ است. بر اساس كتاب مقدس حضرت مسيح بازخواهد گشت.

دست ندادن ما با مردان نيز به دليل اين است كه ما خود را به خاطر گناه حضرت حوا گناهكار دانسته و خود را شايسته دست دادن با مردان نمی‌دانيم.

قديری: ما شيعيان به عروج حضرت عيسی(ع) معتقديم و بر اين باوريم كه شخصی مشابه ايشان به صليب كشيده شده است. ضمنا معتقديم كه حضرت مسيح(ع) با حضرت مهدی(عج) امام دوازدهم شيعيان ظهور خواهند كرد و جزو ياران ولی‌عصر(عج) خواهند بود.

معتقديم او هرگز ادعا نكرد كه فرزند خدا است و معتقديم ديگران از فرط علاقه به او چون پدر نداشت، او را فرزند خدا ناميدند. حال آنكه حضرت آدم و حوا نه پدر داشتند و نه مادر و كسی ادعا ندارد كه آنها فرزند خدا هستند، بلكه همگی آنها را مخلوق خدا می‌دانيم.

همچنين ما معتقديم كه هر كس مسوول اعمال خود است و زنان نبايد به خاطر خطای حضرت حوا احساس گناه كنند و پاسخگوی اشتباه او باشند. ضمنا معتقديم كه خداوند حضرت آدم و حوا را بخشيده است و جايگاه آنها بهشت است. ضمنا ما حضرت مريم(س) را نيز معصوم می‌دانيم. فلسفه دست ندادن زنان در اسلام نيز برای رعايت مقام زن و احترام به او است.

 قديری:
در اسلام فلسفه حجاب، آزادی روابط اجتماعی از تاثيرپذيری جذابيت‌های جنسی است. در جوامع اسلامی هر چه سن زنان بالاتر رود محترم‌تر می‌باشند. اما در غرب پرسيدن سن زنان مسن يك سئوال نامطلوب محسوب می‌‌شود

مرگ حق است و دنيای ديگری وجود دارد. حضرت علی(ع) امام اول شيعيان در اين رابطه می‌فرمايند: دنيا مزرعه آخرت است. ما مسلمانان خدا را يكی می دانيم و معتقديم كه همه انسان‌ها شايسته ورود به بهشت هستند و اين آنها هستند كه با اعمال خود راهی بهشت می‌شوند و يا خود را از آن محروم می‌كنند.

ما معتقديم كه اگر كسی فردی را نجات دهد مثل اين است كه تمامی بشريت را نجات داده است. پوشش سياه در جوامع اسلامی به علامت مرگ نيست، بلكه به دليل جلوگيری از بازتاب نور و ممانعت از نمايان شدن اندام بدن می‌باشد. از سوی ديگر پوشيدن لباس‌های رنگی به شرط رعايت حجاب و نمايان نشدن بدن بلامانع است.

نقاط مشترك بين اديان اسلام و مسيحيت نيز زياد است. می‌توانيم به عنوان پيروان دو مذهب مهم الهی با اهداف مشترك عليه پورونوگرافی،‌ فساد،‌ بی‌عدالتی و حمايت از ستمديدگان و خيلی امور ديگر همكاری كنيم.

انتظارم از شما خواهر مذهبی اين است كه مثلا زمانی كه زنان مسلمان محجبه در فرانسه از تحصيل محروم می‌شوند، اعتراض كنيد. اگر حضرت مريم امروز حضور داشت در فرانسه و برخی كشورها برای او حق تحصيل و كار قائل نبودند.

مادر روحانی: يكی از مادران مقدس در فرانسه در رشته حقوق تحصيل می‌كرد. به او گفتند كه به خاطر حجابت نمی‌توانی تحصيل كنی، او گفت اين عادلانه نيست و اگر به من فشار بياوريد مساله را به مطبوعات می‌كشانم. اين مادر مقدس در آنجا انقلابی به پا كرد و نهايتا مسوولان مجبور شدند كه حجاب او را بپذيرند.

قديری: در مورد اقليت‌های مذهبی در ايران بايد بگويم كه آنها از احترام ويژه‌ای نزد مردم برخوردار هستند. از آنجايی كه تعداد آنها كم است و در تمامی مناطق پراكنده‌اند، نمی‌توانند در انتخابات منطقه‌ای موفق شوند. ما برای حضور اقليت‌های دينی در مجلس،‌ شرايطی را فراهم كرديم كه انتخابات برای آنها سراسری باشد. در حال حاضر جامعه مسيحيان دو نماينده و يهوديان يك نماينده در مجلس شورای اسلامی دارند.

اين را هم بگويم كه به اعتقاد ما بين صهيونيست‌ها و يهودی‌ها فرق است، هر چند يك صهيونيست می‌گويد كه يهودی است. مثلا طالبان در افغانستان نماينده اسلام محسوب نمی‌شوند، همانطور كه فاشيسم و نازيسم علی‌رغم ادعای مسيحی بودنشان برابر با مسيحيت نيستند و همين‌طور صهيونيست با يهوديت هم‌طراز نيست. ما صهيونيسم را مثل فاشيسم و نازيسم حزب و جريانی جنايتكار می‌دانيم، در حالی كه يهوديت و مسيحيت را اديان الهی می‌شناسيم و برای پيروان واقعی آنها احترام زيادی قائل هستيم.

 مادر روحانی:
جهان به سمت گناه پيش می‌رود و تدريجا از تعاليم كتاب مقدس فاصله می‌گيريم. يك راهبه زندگی خدايی را ادامه می‌دهد. زنی كه برای راهبه شدن وارد كليسا می‌شود، خودش تصميم می‌گيرد

ما از حق خواهران روحانی برای تحصيل در ايران حمايت می‌كنيم و توقع داريم شما نيز از حقوق زنان مسلمان در جوامع مسيحی حمايت كنيد. در يونان فيلمی اهانت‌آميز عليه حضرت عيسی مسيح(ع) به نمايش گذاشته شد كه ما در ايران به اكران اين فيلم اعتراض كرديم. در ايران توهين به پيامبران و به ويژه حضرت عيسی(ع) و حضرت مريم(س) جرم و توهين به اسلام محسوب می‌شود. اين باور ما است.

مادر روحانی: موضع شما از مواضع بسياری از مسيحيان و حتی ارتدكس‌های يونان بهتر بود، زيرا اغلب ارتدكس‌ها متوجه اين بی‌حرمتی نشدند؛ از اين جهت شما يك مسيحی واقعی هستيد. حتی يكی از هنرپيشه‌های اين فيلم نيز ارتدكس بود. من از ملاقات و گفت‌وگو با شما خوشحال شدم و از جنابعالی برای بازديد و گفت‌وگو به كليسای ارتدكس دعوت می‌كنم.

در خاتمه، در خاتمه دكتر قديری يك جلد قرآن و يك لوح فشرده حاوی فيلم مريم مقدس اهدا كرد كه مورد استقبال راهبه ارتدكس مذكور قرار گرفت.

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 23:36 |
بزرگترين مركز كليساي لوتران اعلام كرد روحانيان همجنس‌باز لوتران قادر به ادامه فعاليت‌هاي معنويشان هستند.

به گزارش موعود به نقل از رويترز كليساي اوانجليك لوتران آمريكا در جلسه‌ي ساليانه خود توافق‌نامه‌اي صادر كرد كه در آن به اسقف‌ها دستور داده شد از جريمه‌ي انضباطي كشيشاني كه مرتكب "روابط هم‌جنس" شده‌اند بپرهيزند.

اين توافق با آراي 538 در برابر 431 نفر به تصويب رسيد.

اين كليسا كه 4.8 مليون نفر عضو دارد پيش از اين به همجنس‌بازان نيز اجازه ايفاي نقش كشيشي داده بود، اما به شرطي كه از اين كار پرهيز كنند.

صدور چنين اعلاميه‌اي خشم ساير كليساها، بخصوص كليساي انگلستان را برانگيخته است.

به نظر ميرسد چنين اعلاميه‌اي، آن هم از سوي يك مركز ديني، گامي تازه در مشروعيت بخشيدن به عمل لواط  كه در تمام اديان از آن نهي شده است، باشد. 
 
 
 
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 22:3 |

 

راسموسن كه در حال حاضر كشيش كليساي پروتستان دانمارك است اين مطلب را روز يكشنبه در كنفرانس بين‌المللي "معرفي شخصيت و انديشه‌هاي پيامبر عظيم الشان اسلام (ص)" اعلام كرد.

وي افزود : رفتار پيامبر اسلام (ص) نشان مي‌دهد كه چگونه ما بايد با افراد ديگر برخورد كنيم.

اين محقق دانماركي كه ‪ ۳۰‬سال در رابطه با دين اسلام تحقيق كرده است ادامه داد : پيامبر اسلام (ص) علاوه بر اينكه با افراد شرور در جامعه مقابله مي‌كرد، اما در عين حال به‌ عنوان يك شخص مسووليت پذير خود را در قبال آنها مسوول مي‌دانست.

راسموسن كه در حال حاضر مديريت مركز تحقيقات اسلام مسيحيت در كپنهاك را برعهده دارد ، افزود : از سوي ديگر بين مذهب شيعه و مسيحيت نيز مسايل مشترك بسياري وجود دارد كه از جمله آنها مي‌توان به موضوع تلاش و مجاهدت انسانهاي خوب نظير امام حسين(ع) در راه عظمت الهي اشاره كرد.

اين محقق دانماركي در رابطه با موضوع انتشار كاريكاتورهاي ضد اسلامي نيز گفت : متاسفانه جامعه دانمارك شناخت درستي از اسلام و معتقدات مسلمانان ندارد ، زيرا همواره آنها را با معيارهاي دنياي مسيحيت مورد توجه قرار مي دهد، اين درحالي است كه جامعه غرب بايد مسلمانان و معتقدات آنها را با معيارهاي اسلامي مورد توجه قرار دهد.

وي ادامه داد : تنها با شناخت صحيح و درست از اسلام و اعتقادات مسلمانان است كه دنياي غرب مي‌تواند رفتاري معقول و همراه با گفت و گوهاي سازنده با جهان اسلام داشته باشد.

راسموسن در عين حال از سياستمداران كشور خود به دليل ارايه نكردن طرح‌هاي مناسب براي جذب مسلمانان در جامعه دانمارك انتقاد كرد و افزود : دولت نه تنها در اين زمينه موفق نبوده ، بلكه حتي سياستمداران ما لوايح و قوانين لازم را نيز در اين زمينه تهيه نكرده‌اند.

اين محقق و اسلام‌شناس غربي اضافه كرد : از سوي ديگر دانمارك در رابطه با بحراني كه اخيرا بر سر انتشار كاريكاتورها ايجاد شد ، بايد روابط خود را بار ديگر با مسلمانان و كشورهاي اسلامي احيا كند.

كنفرانس بين‌المللي معرفي شخصيت و انديشه‌هاي نبي مكرم اسلام (ص) روز يكشنبه و همزمان با سالروز ولادت حضرت ختمي مرتبت، در شهر كپنهاك پايتخت دانمارك برپا شده بود.

در اين همايش يك روزه كه همزمان با نام‌گذاري سال پيامبر اعظم (ص) برپا شد، انديشمندان و متفكراني از كشورهاي مختلف جهان از جمله انگليس، اتريش، دانمارك و ايران درباره ابعاد شخصيت و جايگاه رفيع رسول مكرم اسلام (ص) سخنراني كردند.

در اين كنفرانس كه توسط سفارت جمهوري اسلامي ايران در دانمارك و در مركز مطالعات بين‌المللي اين كشور در كپنهاك برگزار شد، انديشمندان و علماي مسلمان، مسيحي و ساير اديان الهي مقيم دانمارك به همراه شخصيت‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي اين كشور بهمراه سفرا و نمايندگان سفارت‌خانه‌هاي خارجي در دانمارك از جمله سفرا و نمايندگان كشورهاي اسلامي حضور داشتند.

"حجت‌الاسلام احمد واعظي" و "حسن رحيم‌پور ازغدي" از جمله انديشمندان ايراني حاضر در اين همايش بودند.

منبع: http://www.rahyaftegan.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 15:58 |