اون روز خيلي ديرتر از وقت قرارمون رفتم پاي نت و با اينكه قبلا فقط دوبار تلفني و خيلي كوتاه، اون هم خيلي رسمي و براي گذاشتن وقت مصاحبه، با مجاهد صحبت كرده بودم، online كه ديدمش، در جواب سؤال از روي ادبش كه مي پرسيد «حالتون چطوره؟» گفتم: «خيلي بد، افتضاح...»
دارابکر: دعای ناد علی را خواندم و شفا گرفتم... | ||
«به اين تازه مسلمانان بگو: در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري است، جواني تان را كجا بوده ايد تا توانسته ايد از زرق و برق و لذت هاي آ ن سوي دنيا بهره برده ايد و حالا به پيري پرهيزگار شده ايد اين، خيلي هنر است»اين ها، حرف هايي بود كه به طنز، پس از مصاحبه با چند تازه مسلمان از گوشه و كنار مي شنيدم. دوستان اين جملات را به شوخي مي گفتند، اما پس از چندي با خودم گفتم چه بسا در ذهن عده اي اين سوال پيش آمده باشد كه: آيا اصلا اسلام مي تواند جوانان را هم جذب كند آن هم جوان هاي آن سر دنيا را آيا آنچه ما جاذبه هاي اسلام مي ناميم، در چشم جوانان هم درخششي دارد يا فقط به درد سالمنداني مي خورد كه پس از عمري چشيدن طعم همه چيز، حالا اسلام را براي دوران بازنشستگي و پر كردن خلاء حسرت جواني شان انتخاب مي كنند
| ||
موج گرایش به اسلام در آمریکا | ||
روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور در گزارشی نوشته است ، شمار افرادی که در آمریکا به اسلام می گروند روز به روز گسترش بیشتری می یابد و این رقم در میان اسپانیایی زبانان مقیم آمریکا 30 درصد افزایش نشان می دهد .کریستین ساینس مانیتور نوشت : روز به روز به شمار کسانی که از آمریکای لاتین به آمریکا مهاجرت و دین اسلام را پذیرفته اند ، افزوده می شود . ازدواج ، کنجکاوی در مورد اسلام پس از حمله 11 سپتامبر و داشتن موارد مشترک مثل مهاجرت از عوامل این افزایش است .
| ||
مسلمان شدن کشیش زن آمریکایی | ||
دكتر هولمند، يك كشيش مسيحي اهل آمريكا ضمن اعلام مسلمان شدن خود گفت: در حالي كه هنوز به مسيحيت خود پايبند هستم، مسلمان شدهام؛ زيرا، دين اسلام، تكميل كننده مسيحيت راستين است.به گزارش ایونا، خانم آن هولمند ريدينگ داراي مدرك دكتراي الهيات از دانشگاههاي آمريكا، كه از كشيشان آمريكايي نيز ميباشد، مسلمان شدن خود را اعلام و تأكيد كرد: در حالي كه هنوز به مسيحيت خود پايبند هستم، مسلمان شدهام؛ زيرا، دين اسلام، تكميل كننده مسيحيت راستين ميباشد و هيچ تعارضي با آن ندارد.
خبرگزاری ایونا | ||
اسلام و مسلمانان در فرانسه | ||
خداقلىپور، محمود، وزيرى، فهيمه، 1380، وزيرى، شوميز، 304ص، 20000ريال. آشنايى با مسلمانان كشورهاى ديگر و آگاهى از موقعيت آنان، ضرورتى است كه هر مسلمانِ فهيم و بيدارى بدان وقوف دارد.براى نخبگان و تحليلگران ويا تصميمگيرندگانِ سياسى - اجتماعى اين شناختها به صورتِ دقيق و تفصيلىِ آن ضرورىتر به نظر مىرسد. از همينرو مؤلفان اين كتاب وضعيت اسلام و مسلمانان را در فرانسه به تفصيل آوردهاند. آنان اثر خود را در دوازده فصل سامان دادهاند:
| ||
حضور پرشور مسلمانان در ماه رمضان در مسجد جامع مسکو | ||
امام جمعه مسجد تاريخي مسکو با اشاره به اينکه رمضان ماه ويژهاي براي مسلمانان روسيه است، گفت: مسلمانان روسيه در طول ماه مبارک رمضان اغلب اوقات خود را در مساجد به نيايش و گفتگو درباره مسائل ديني ميگذرانند.شيخ حسن فريدالدين امام جمعه مسجد تاريخي مسکو گفت: مسلمانان روسيه در ماه رمضان آزادانه نيايش کرده و از ساير مؤمنان نيز مي خواهند صدقه داده به اعمال پسنديده در اين ماه روي آورند. بسياري از مسلمانان در مسجد مسکو روزه خود را باز و افطار مي کنند.
خبرگزاري مهر | ||
این همه مصلوب... این همه مسیح | ||
مختصر است و گویا... همه چیز را گفته در همین دو خط... این نوشته را یکی از خواهران تازه مسلمان که از مناطق عملیاتی غرب دیدن کرده، آنجا نوشته... خواندنیست...به نام خداي عشق
| ||
هنگاميكه ديدم، حضرت پاپ در توجيه سخنرانيشان فرمودهاند كه ايشان در واقع دعوت به گفتوگو كردهاند، به ياد مرحوم دهخدا و <چرند و پرند> ماندگار ايشان افتادم. دهخدا ـ دخو ـ در نوجواني ملايي ميرفته است.
ملا آنچنان ضرب ضربا ضربوا را صرف ميكند كه رنگ از روي دخو ميپرد، دست و دلش ميلرزد. ملا ميگويد: نترس دارم مباحثه ميكنم. دخو جواب ميدهد: آقا قربان مباحثهات بشوم، اگر دعوا ميكردي چه اتفاقي ميافتاد! دعوت به گفتوگو از طرف حضرت پاپ اينگونه است. عدم گفتوگو يا مجادله چه راه و رسميخواهد داشت؟
اشكال اصلياي كه اينجانب به حضرت پاپ دارم، شيوه و رويكرد ايشان در همان سخنراني مشهور است. اين سخنراني با كمال شگفتي ارزش و اعتبار علميو پژوهشي ندارد. مرادم ساختار بحث و معماري سخن است. در مورد محتوا صحبت خواهم كرد.از روزگار دكارت تا فرانسيس بيكن، درباره روش علمي در بحث و بررسي شيوهاي بر جاي مانده است كه معمولا پژوهشگران اروپايي بدان شيوه پايبندند. دو مشخصه را ميتوان بر شمرد:
اول: پژوهشگر با پيشداوري جزمي پژوهش را آغاز نميكند.
دوم: استقراء ناقص نميكند، يك جزء از يك مجموعه را انتخاب كند و براساس همان به داوري پردازد. از اينرو در بحث پاپ، مقدمه و مدعا و دلايل و نتيجهگيري كاملا آشفته است. سخن مانوئل دوم رضايتمندانه روايت ميشود. بدون اينكه كمترين تشكيكي در اين سخن كه در واقع ادعانامهاي عليه اسلام، پيامبر اسلام و مسلمانان است، به عمل آيد. علاوه بر آن تا پايان سخن هيچ دليلي در اثبات آن ادعا آورده نميشود. صرفا براي تدارك پشتوانه نظري براي سخن امپراتور، پاپ به ابن حزم و انديشه او در مورد نسبت ميان اراده خداوند وكلمه او با عقلانيت اشاره ميكند. كه خداوند نه التزامي به عقل دارد و نه به كلمات خود. البته بدون اينكه تعريف مشخصي از عقل داده شود.بدون اينكه اراده خداوند تعريف شود. شگفتانگيز است كه پاپ چگونه مخاطبان خود را اينقدر دست كم گرفته است؟ مسلمانان كه ديگر جاي خود دارند. غربيها هميشه از بالا به ما نگاه ميكنند. به تعبير ادوارد سعيد، غربيها به اين قاعده، يا دگم در ادبيات پاپ قائلند كه:
West and the rest
ما در حاشيه تاريخ هستيم. البته اگر نبوديم 2 كشور اسلامي مستقيما و برخي غيرمستقيم اشغال نميشد. به ديدن يكي از متفكران سياسي منطقه خاورميانه رفته بودم. دكتر عبدا... نفيسي، ميگفت آمريكاييها كه به كشور ما ميآيند،نگاهشان به ما از رفتار ناخودآگاهشان پيداست. مقامات ما در فرودگاه به استقبال ميروند. خوب مقامات ما كوتاه و تپلند و آمريكاييها دراز قد و دراز قدم. بعد شما ميبينيد كه مقام آمريكايي دارد راه خودش را ميرود و مقام ما دنبالش ميدود. در عرصه فكري هم همينگونه ما را دستكم ميگيرند. وگرنه پاپ نميگفت، حرف مرا نفهميدهايد.اشاره كردم كه گفتوگو نيازمند ايجاد فضاي عاطفي متناسب است. ميخواهم نمونهاي را نقل كنم كه هنوز هم از يادآورياش سرشار از بهجت و سرور و البته حسرت ميشوم. چند سال پيش به دانشگاه بلموند در نزديكي طرابلس در لبنان رفته بودم. فضاي دانشگاه مملو ازچشمانداز باغهاي زيتون، صميميت و حال و هواي دانشجويان، مهر اساتيد و.. . بود. در اين ميان رئيس دانشگاه كه روحانياي مسيحي بود اشاره به قرآنمجيد كرد، گفت پيامبر اسلام در گفتوگو با مشركان ميگويد:
<و انا او اياكم لعلي هدي او في ضلال مبين/ قل لا تسئلون عما اجرمنا و لا نسئل عما تعملون/ قل يجمع بيننا ربنا ثم يفتح بيننا بالحق و هو الفتاح العليم( >سوره سبا آيه 25 و 26)
<ما يا شما، بر هدايت يا گمراهي آشكاريم. بگو درباره جرم ما از شما بازخواست نميكنند؛ در مورد عملكرد شما بازخواست نخواهيم شد. بگو در رستاخيز همه ما را گرد ميآورد، آن گاه ميان ما به حق داوري خواهد كرد كه او داور داناست.>
ببين، پيامبر در مواجهه با يك مشرك اينگونه سخن ميگويد. براي ايجاد زمينه عاطفي ناب جرم در اين آيه به پيامبر نسبت داده ميشود. بايد سپاسگزار باشيم كه پاپ اين آيه را دليل بر مجرميت پيامبر اسلام تلقي نكرده است! گفتوگو با يك فضاي برابر ترديدآميز شروع ميشود كه كداميك بر حقيقت هستيم؟ سرانجام هم كه به قيامت اشاره ميشود، پيامبر يعني قرآن، داوري نميكند تا طرف گفتوگو به هيچوجه از فضاي پرمحبت تدارك شده بيرون نيايد. نه در آغاز گفتوگو و نه در پايان، پيامبر حقيقت را به خود نسبت نميدهد. در كدام متن ديني ميتوانيم نظير اينگونه مواجهه با مخالف را ببينيم؟ همين روانشناسي پاپ، عصاره و نماد كليساي كاتوليك است. ناسزا گفته و مسلمانان را بدفهم تلقي ميكند. رمي و اشتكي! سنگ مياندازد و شكوه ميكند.
علاوه بر اين مورد بينظير و يكه در گفتوگوي با ديگري، در شيوه مواجهه با غير؛ قرآنمجيد از واژه <احسن> استفاده كرده است. واژهاي كه در قرآنمجيد در وصف انسان و خداوند(احسن الخالقين، سوره مومنون آيه 23)و قرآن (سوره زمر آيه 23) به كار برده شده است. در موارد متعددي در باب شيوه مواجهه و مجادله با ديگري، اهل كتاب يا مشرك به كار رفته است <و جادلهم بالتي هي احسن( >سوره نحل آيه 53) نكته لطيف در همين آيه اين است كه در مواجهه با دوست و موعظه او از واژه <حسن> استفاده شده: <ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه> و درباره غير از واژه احسن، همين واژه در گفتوگوي با اهل كتاب مشخصا و به صراحت آمده است: <و لا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتي هي احسن( >سوره عنكبوت آيه 46)
انديشيدن در همه موارد 34 گانهاي كه اين واژه در قرآن مطرح شده، عمق و لطافت و زيبايي قرآن و اسلام را نشان ميدهد. حال اگر در فلسطين، با تاسف بسيار به كليسايي حمله شد يا در سومالي راهبه پرستاري را كشتند، اين رفتارها منشاء آن جهالت است. جهالت نسبت به اسلام و انسان. قرآن ميگويد شما رفتار ناپسند را هم با خوبي بسيار پاسخ دهيد. جواب بدي خوبي است. <ادفع بالتي هي احسن(>سوره فصلت آيه 34) اساسا آفرينش فرصتي است كه انسان خودش را به قله زيبايي رفتار برساند. گفتوگو و مهر آنچنان اصالت دارد كه اگر مشركي به در خانه شما آمد، شما موظفيد او را در خانهتان بپذيريد، با او سخن بگوييد تا او هم سخن خداوند را كه شما روايت ميكنيد بشنود. سپس او را تا جايي كه احساس امنيت كند، همراهي كنيد. (قرآن، سوره توبه، آيه5)
گوهر تمامي اين آيات حكمت درخشنده الهي است. قرآن ميگويد با مخالف براساس حكمت سخن بگو، پاپ ميگويد اسلام با تعقل رابطه بنيادي ندارد! در جاي ديگري بايد صحبت كنيم كه چه فاصلهاي است ميان عقل منطقي پاپ آن هم به روايت يونانياش با
حكمت الهي و قرآنی
ادامه دارد
يسّوعيان چه كساني بودند و به چه كسي يسوعي گفته ميشود؟ مركزيّت آنها كجاست؟ و چه دين و آداب و رسومي دارند؟ چرا يهوديان از اين قوم وحشت دارند؟
مسيحيت در طول تاريخ خود، شاهد پيدايش فرقههايي در درون خود بوده است، اگرچه بعضي از اين فرقهها در جهت تعديل رفتار و عقايد كليسا گام برداشتهاند. اما برخي ديگر برخورد كليسا را در مواجهه با اصلاحطلبي، تشديد نمودهاند. ميدانيم كه كليسا، خصوصاً در دوران قرون وسطي، خشونت را به حدي رساند كه در برخورد با كمترين مخالفت، از سلاح تكفير و ارتداد بهره جست، و مجازاتهاي سنگيني تا سر حد زنده در آتش سوزانده، را براي افراد رقم زد. غافل از اينكه «فكر آدمي چيزي بسيار لطيف است و نيروهاي خشن در مقابله با آن، سلاحي بسيار ضعيف و ناتوان هستند».
كليسا با طرح مفاهيم نارسا درباره برخي از موضوعات ديني و كسب ثروتهاي نامشروع از طريق، فروش آمرزش و برخورد ناشايست با مردم خصوصاً قشر روشنفكر، زمينه ی بروز تشنجاتي را در محيط خود فراهم آورد. در كليسا چه از نظر مفاهم نارسايي كه در الهيات عرضه داشت و چه از نظر رفتار غير انسانياش با توده ی مردم، خصوصاً طبقه ی دانشمندان و آزاد فكر از علل عمده ی گرايش جهان مسيحي ـ و به طور مستقيم جهان غير مسيحي ـ به ماديگري است.»
از جمله نهضتهايي كه جهت تحقق اهداف كليساي كاتوليك بوجود آمد، فرقه سوعيان است. اين فرقه با عشق و وفاداري مطلق خود به شخص پاپ، تحت عنوان «هنگ مسيح» در مدت كوتاهي عليرغم تعداد اعضاي اندك خود، توانست خدمات ارزندهاي به كليسا عرضه دارد، و سرانجام حيات مذهبي دلخواه كليسا و اطاعت پاپ را به جامعه باز گرداندند.
منشأ پيدايش يسوعيان:
اصلاح مذهب مسيحيت كه منجر به ظهور پروتستان شد،در همانجا متوقف نشد. موج چنين نهضتي به كليساي كاتوليك رم كشيده شد. پاپها خود تمايلي به ايجاد اصلاحات نداشتند. اين امپراتوري شارل پنجم پادشاه اسپانيا بود كه جهت نفوذ بر شاهزادگان آسماني پروتستان مذهب و خنثي ساختن تبليغات پروتستانها، به پاپ زمان خود «پاولوس سوم» فشار آورد كه شورايي به منظور اصلاحات تشكيل دهد. اسپانيا از قرن پانزدهم شروع به اخراج مسلمانها از خاك خود نموده بود. اينك در صدد بود كه خود را جهت مقابله با خطر دوم كه گسترش روزافزون پروتستان بود آماده كند. اين بود كه حركت اصلاح مذهبي كليساي كاتوليك به سه صورت تحقق يافت:
اول: تشكيل شوراي ديني كشيشان در سال 1545 ميلادي در شهر تِرانْت بود. حاصل اين كار شورا كه برخلاف انتظار شارل پنجم از كار درآمد در مدت هيجده سال (1545-1563 م) اعلام پنج اصل بود. و اين پنج اصل در واقع همان اصول قديمي كاتوليك بود «بدين ترتيب، شوراي ترنت براي مذهب كاتوليك در مقابله با حجم روزافزون نظريات و تشكيلات پروتستاني، حائل و موج شكني را به وجود آورد و...».
دوم: اينكه پاي پارلوس سوم موفق شد محكمه ی تفتيش عقايد را دوباره بر پا ساخته و كشيشان اجازه يافتند كه در مناطق كاتوليك نشين، با برپايي چنين دادگاهي، منطقه خود را از وجود پروتستانها پاك سازند.
سوم: تشكيل گروههاي راهبان مذهبي بود كه از مهمترين آن، فرقه يسوعيان ميباشد يسوعيان (همراهان عيسي) در واقع بازوي نظامي كليساي كاتوليك بر عليه هر مخالفي (خواه پروتستان يا مسلمان) بودند.
تشكيلات فرقه يسوعي:
ايگناتيوي لويولايي ( 1491-1556) مؤسس اين فرقه يكي از نجبا و اشراف اسپانيا بوده كه به عنوان يك سرباز در جبهه نبرد اسپانيا با فرانسه مجروح ميشود. در زمان مداوا، به خواندن كتابهاي مذهبي و شرح زندگي قدسيان مسيحي پرداخته و در صدد برميآيد كه به عنوان يكي از سواران تارك دنيا درآيد.
«بالاخره در سال 1534 م به اين جمعيت دوستان و ياران صورت سازمان جنگي و نظامي داده، آنها را «همراهان عيسي» ناميده و همه عهد كردند كه به اورشليم رفته (به تعبير خود) عمر را در راه جهاد با مسلمانهان گمراه به سرآوردند و در هر حال جاي خود را در اختيار پاولوي سوم قرار دهند.»
اين تشكيلات كاملاً صورت نظامي داشته و انضباط شديدي بر آن حاكم بوده است. به طوري كه هيچ كس قدرت تخلف از مافوق را نداشته است. اگناتيوي ميگفت: «نه آنست كه من كار لشكري را ترك گفته باشم بلكه در صف
سربازان خدا خدمت ميكنم» آنها هرگونه عمل خلاف و نادرستي از جمله در رفع و تقيه و كتمان و حتي سوگند دروغ را به عنوان اينكه مقدمه ی حصول به يك هدف درست است، جايز ميدانستهاند.
اصول عقايد يسوعيان
فرقه ی يسوعي كه ابتدا ياران اندكي داشت با گذشت زمان، بر تعداد آنها افزوده ميشد.و اين بود كه لازم ديد اصول عقايد خود را تدوين نمايد. اگناتيوي در كتاب خود به نام «تمرين زندگي روحي» برنامه ی منظمي را براي هواداران خود بيان نموده است.عصارهي اين برنامه را ميتوان در اعقتاد كامل و انجام فرامين مذهبي و اطاعت بيچون و چرا از كليسا خلاصه نمود. ويل دورانت در اين باره ميگويد: «با روي آوردن داوطلبان تازهاي به سوي اين جمع، لازم آمد كه اصول عقايد و آيين آن تصريح شوند. تعهد به فرمانبرداري محض بر دو تعهد خودداري جنسي و زندگي تهيدستانه افزوده شد. بدين ترتيب كه «فرمانده»كه توسط پيروان انتخاب ميشد، بلافاصله پس از شخص پاپ قرار گرفت. بعداً تعهد چهارمي نيز به اصول آيين فرقه مزبور اضافه شده كه عبارت بود از خدمتگزاري به درگاه خليفه رم به عنوان نايب خدا در زمين و در اجراي فوري و بدون چون و چراي آنچه را كه پاپ زمان يا جانشينانش براي نجات ارواح و يا اشاعه دين لازم بدانند در سراسر دنيا.»پاپ پارلوي سوم، اصول آنها را به رسميت شناخته و عليرغم مخالفت برخي از كاردينالها به دليل آنكه آنها را گروه افراطيون متمرد ميدانستند، در سال 1540 م گروه مذكور را تحت عنوان «انجمن عيسي» به رسميت شناخت.
عملكرد و فعاليت يسوعيان:
يسوعيان سه فعاليت را به طور جدي دنبال كردند، يكي تأسيس مدارس فوقالعاده منظم بود كه در آن تعليماتي بر ضد مذهب پروتستان به جوانان داده ميشد. دومي ترويج مذهب كاتوليك در ميان غير مسيحيان بود. در كار مهم ايشان (فرقه يسوعي) كه توفيق بسيار در آن به دست آوردند، در زمينه، اعزام مبلغان ديني بود، و آنها مبادي كاتوليكي را در ممالك آسيايي هند، چين و ژاپن انتشار داده، در اثناي قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي به آمريكاي جنوبي، سنت لازي و دره مي سي سي پي و مكزيك و كاليفرنيا رسيدند.»
فعاليت سوم آنها جنگيدن بر ضد آيين پروتستان بود. «يسوعيان به مثابه «نوك حمله دستگاه پاپ» نشان دادند متحدان باارزشي براي سياستهاي نظام پاپي هستند.».
در پايان بايد دانست كه هيچ يك از منابعي كه مطالب مربوط به فرقه يسوعي را آوردهاند، اشارهاي به ترس مسلمانان و يهود از اين فرقه نشده است. بلكه برعكس اين فرقه همواره از يهود و مسلمانها به خاطر رسوخ ايمان و عدم انعطافپذيري و تسليم در برابر دين مسيح گلايهمند بودند. چنان كه يكي از ياران اين فرقه به نام قديس فرانسو گزاويد گفته است: «من ميخواهم در جايي تبليغ كنم كه مسلمان و يهودي وجود نداشته باشد، كافران و بيدينان را به دست من بسپاريد.»
خلاصه:
فرقه يسوعي به فرماندهي ايگناتيوس لويولت در سال 1540 م توانست رسماً از طرف پاپ پاولوس سوم بوجود آيد. هدف عمده اين فرقه به عنوان يك نهضت كاتوليكي، دفاع از اهداف كليسا و شخص پاپ بود. اين فرقه بات تشكيلات نظامي خود كه هر گونه جرم و جنايتي را روا دانسته و مراكز آموزشي متعدد خود، موفق شد از طرفي جلوي توسعه روزافزون پروتستان را سدّ نموده و از طرف ديگر مسيحيت را در اقصي نقاط جهان گسترش دهد.
اصول عقايد اين فرقه در قالب فرمانبرداري محض، خودداري جنسي، زندگي فقيرانه، خدمتگزاري به پاپ رم، و اجراي بدون چون و چراي فرامينش، شكل پذيرفت. خدمات همه جانبه اين فرقه به كليسا باعث شد كه فرمانده ی آن، مقام پس از شخص پاپ را كسب نمايد.
![]() |
سلام.
... خصوصی... بلکه مسیحی شده اند...
به خدای عالم قسم میخورم من واقعا در حیرتم.
... شما نظرتون رو نمی گید؟
شهاب مرادی : سلام/ اگر کسي به دنبال حقيقت باشد حتما به اسلام کامل ترین دین الهي گرايش پيدا مي کند.
امروزه در اینترنت وشبکه های فارسی ماهواره ای تلاش مستمر و البته کاملا نمایشی ، برای پر رنق نشان دادن گرایش به مسیحیت در بین فارسی زبانان دیده می شود
شما نگران تبلیغات دروغین سایت های مبلغ و مروج مسیحیت نباشید.
این اقدامات حاصل انفعال غرب و سران مسیحیت اروپایی است در قبال موج اسلام خواهی امروز غرب.
امکان دارد کسی مرتد شود یا منکر هر اعتقادی و...
همچنین ممکن است شما عادت های عبادی یک فرد را (که ریشه در اعتقادات حتی ساده وابتدایی قلبی او هم نداشته)اعتقاد یا عقیده فرض کنید و آن فرد از سر مشکلات (عموما مشکلات و اختلالات روحی و شخصیتی ) و در قالب مکانیزم دفاعی مثلا لجبازی و... عقايدشان را تغيير دهند ولی این نباید موجب نگرانی شما شود چرا که اين مسئله به ضعف فکري و اختلال شخصیتی او باز ميگردد نه به حقانیت اسلام عزیز.
حقانیت یک دین به تعداد معتقیدین آن نیست به درستی و محکمی خود آن است
اسلام بیشترین احترام را برای تفکر و تعقل قائل است وملاک حقانیت را در استدلال و برهان می داند و قرآن کریم را برهان می نامد:«یا ایّها النّاس قد جائکم برهانٌ من ربّکم وانزلنا الیکم نوراً مبیناً».
الاسلام یعلو و لا یعلی علیه .
این دو وبلاگ را هم ملاحظه کنید: مسجد و کلیسا // گفتگوهای من با مسیحیان
وب سایت شهاب مرادی
http://www.shahab-moradi.com/akobook/Itemid,34/id,11567/catid,0
در مورد شاخه ها و فرقه هاي مسيحيت توضيح دهيد؟
تصوير رايج از مسيحيت اوليه اين است كه با يكپارچگي كامل آغاز شد و در ادامه به گروه هايي تقسيم شد اما بخلاف اين تصوير رايج تصوير محققانه اين است كه مسيحيت از همان آغاز با تكثر آغاز كرد. چراكه از همان ابتدا بعضي موضوعات پيچيده موجب نزاعهايي ميان مؤمنان به مسيح ـ عليه السلام ـ شد.
بهمين خاطر مي توان سده ی اول مسيحيت را به سه بخش تقسيم كرد:
الف. عصر حيات زميني مؤسس دين يعني حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ (1 تا 30 ميلادي)
ب. عصر گسترش مسيحيت. (30 تا 64 ميلادي)
ج. عصر نزاعهاي عقيدتي. (64 تا حدود 100 ميلادي)
در مورد عصر گسترش مسيحيت اين توضيح لازم است كه در اين دوره دو شخصيت عمده ی مسيحيت پس از حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ نقش آفريني كرده اند. يكي پطرس و ديگري پولس.فلذا مي توان به صراحت ادعا كرد كه از همان آغاز عصر گسترش مسيحيت، بين مسيحيان انشعاب ايجادشده و آنها به دو گروه طرفداران پطرس و طرفداران پولس تقسيم شده بودند.
اما در عصر نزاعهاي عقيدتي كه پس از كشته شدن پطرس و پولس آغاز مي شود غلبه ی انديشه هاي پولسي بر پطرسي تا حدي نمايانگر است. فلذا شايد بتوان گفت كه در اواخر قرن اول ميلادي مسيحيان بعد از شكافي كه بينشان ايجاد شده بود تقريباً به يك دسته يعني طرفداران پولس تبديل شدند.
از اين به بعد ديگر شكاف عمده اي بين مسيحيان ايجاد نشد تا حدود قرن چهارم ميلادي كه اولين شكاف عمده در دنياي مسيحيت بين آنچه اكنون كليساي كاتوليك رم و كليساي ارتدكس شرقي ناميده مي شود رخ داد. علت اين انشعاب تقسيم شدن امپراطوري روم به دو امپراطوري روم غربي كه پايتخت آن روم بود و امپراطوري روم شرقي كه پايتخت آن قسطنطنيه (استانبول) بود.
وضع به همين منوال گذشت تا اينكه بخاطر سخت گيريهاي بيش از اندازه ی كليساي روم غربي (كاتوليك) مردم از كليسا زده شدند و در نتيجه عده اي از مؤمنين به انجيل عليه كليساشورش كردند و خواستار آزادي شدند.و اين آغاز دومين شكاف عمده در ميان دنياي مسيحيت بود كه از آن به دوره ی نهضت اصلاح ديني نيز تعبير مي كنند. اين تلاشهاي اصلاحي در داخل و خارج كليسا منجر به چندين شكل جديد از مسيحيت شد كه در حكومت، اعتقاد و عمل از يكديگر متمايز بودند.
پس مي توان مذاهب مسيحيت را چنين تقسيم بندي كرد:
1. طرفداران پطرس: كه در همان قرن اول ميلادي مغلوب عقايد پولسي شدند.
2. طرفداران پولس: اين دسته خود نيز با صرف نظر از انشعابات كوچكي در طي قرون 1 تا 4 داشتند در قرن
چهارم به دو گروه عمده تقسيم شدند كه آنها عبارتند از:
الف. ارتدكسها.
ب. كاتوليكها.
و اما ارتدكسها:
براي اين دسته هم قبل از نهضت اصلاح ديني و هم بعد از، انشعابات و شاخه هاي فرعي اي وجوددارد كه مي توان آنها را چنين دسته بندي كرد:
1. مذاهب ايجاد شده در محدوده ی زماني قرون 4 تا 16 ميلادي كه عبارتند از:
1. نساطره. 2. ارمنيه. 3. سريانيه.
2. قبطيه. 5. كلدانيه. 6. مارونيه.
سريانه: آنها پيروان كليساي سريانيه بودند و در سال 451 ميلادي ايجاد شدند علت پيدايش آنها اختلاف عقيده در مورد طبيعت مسيح بوده است. اين دسته بعدها به اسم كليساهاي خلقيدونيه شناخته مي شده اند.
2. مذاهب ايجاد شده در محدوده ی زماني قرون 16 تا 20
در اين دوره مسيحيان ارتدكس در هر منطقه اي كليساي مستقلي رابا بطريق (اسقف) مستقلي ايجادكردند كه تقريباً تعداد آنها به 15 رسيده است.»
و اما كاتوليكها:
بيشترين انشعابات در دنياي مسيحيت در ميان كاتوليكها صورت گرفته است فلذا براي سهولت كارآنها را در سه
بخش جدگانه معرفي مي كنيم:
1. مذاهب كاتوليكي ايجادشده در محدوده ی زماني قرون 2 تا6 ميلادي كه عبارتند از:
1. يعقوبيه 2. اليانيه 3. اليليارسيه. 4. مقدانوسيه 5. سباليوسيه
6. نوئتوسيه 7. بولسيه 8. موارنه 9. ملكانيه 10.مونوفيزيه
يعقوبيه: اسم ديگر اين گروه يعاقبه است آنها گروهي از مسيحيان هستند كه منادي طبيعت واحد براي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ مي باشند.
عده اي از اين گروه در قرن 18 به كليساي روم پيوستند كه امروزه به آنها بطريركيه السريان الكاتوليك گويند.
موارنه ی: اين گروه را به شخصي به نام قديس مارون نسبت مي دهند كه در قرن چهارم در سوريه ی شمالي زندگي مي كرده است.
ملكانيه: اين گروه يكي از گروه هاي قديمي مسيحيت مي باشد و آنها پيروان شخصي به نام ملكا بودند. ملكا در روم زندگي مي كرد و بيشتر روم ملكاني مذهب هستند.
اين گروه جزء اولين كساني هستند كه قائل به تثليث و اقانيم ثلاثه شدند.
مونوفيزيه: اين گروه نيز مانند يعقوبيه قائل به طبيعت واحد براي حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ هستند بدين معنا كه انسانيت مسيح ذوب در الوهيت او شده است. اين فرقه در قرن 5 توسط شخصي به نام ايوتخوس نشر داده شد و در مصر و حبشه و سوريه و عراق نيز طرفدار دارد.
2. مذاهب كاتوليكي ايجاد شده در محدوده زماني قرون 6 تا 16 ميلادي كه عبارتند از:
1. مونوتولية 2. يسوعيون. 3. الكاتاد.
مونوتوليه: اين گروه توسط سرحيون اول در قرن 7 م ايجاد شد و هدفش بين دو گروه مونوفيزيه و خلقيدوني بوده است. اين گروه قائل به ارادة واحد بودند.
يسوعيون: اين فرقه توسط اغناطيوس دولويولا در سال 1534 ميلادي تأسيس شده است. به اين گروه در سال 1540 ميلادي با بابولس ثالث نيز گويند.
الكاتاد: نام ديگر اين گروه انقياء است كه در قرون 12 و 13 ميلادي بوده اند. اين دسته اعتقاد به اين داشته اند كه خداوند اله خير است و شطان اله شر و انسان از اين دو جمع شده است.
3. مذاهب كاتوليكي ايجاد شده در محدوده ی زماني قرون 16 تا 20 ميلادي:
در اين دوران به خاطر بروز نهضت اصلاح ديني كاتوليكها خود به دو دسته ی بزرگ تقسيم شدند.
1. كاتوليكها 2. پروتستانها
اما كار به همين جا ختم نشد و درميان هر كدام از اين دو گروه (كاتوليك و پروتستان هم انشعاباتي به وجود آمد كه به طور اختصار به معرفي آنها مي پردازيم:
اول كاتوليكها
در اين دوره در اثر نهضت اصلاح ديني از كاتوليكها شاخه ی ديگري جدا مي شود به نام مورمونها.
مورمونها: مؤسس اول اين فرقه شخصي به نام جوزف اسميت (1805-1844 م) بوده است. اين گروه مردم را دعوت مي كردند كه به اصل يعني كتاب يهود برگردند و بدين وسيله تطهير شوند.
از عقايد آنها مي توان به اين موارد اشاره كرد:
«ـ خداوند شكل انسان است و داراي گوشت و استخوان است.
ـ مسيح ابتدا مورد ضرب و شتم واقع شد سپس به دار آويخته شد، جسد او سه روز در قبر بود تا اينكه دوباره زنده شد و به آسمان صعود كرد.»
دوم پروتستانها
اين فرقه نه تنها از اطاعت رؤسا و پاپ ها در آمدند، بلكه در تعليم انجيلي بكلي از اطاعت كليساي روم سرباز زده، اعتنائي به دستورات صادره از آنان نكردند.
با اين همه خود اين گروه نيز از اختلاف و چند دستگي مصون نماندند و به دسته جات مختلفي تقسيم شدند كه برخي از آنها چنين نام دارند.
1. لوتريه 2. جيش الخلاص. 3. ميتوديه
4. عنصريه 5. شهود يهوه
لوتريه: اين گروه توسط مارتين لوتر (1483-1546 م) پايه ريزي شد و از مهمترين گروه هاي پروتستاني به شمار مي آيد.
جيش الخلاص: اين فرقه توسط ويليام بوث در لندن 1875 ميلادي تأسيس شد.
ميتوديه: اين فرقه در سال 1876 ميلادي در آمريكا تأسيس شد.
عنصريه: اين شاخه نيز در آمريكا در سال 1901 ميلادي ايجاد شد. البته اين فرقه را با نام دين فقراء مي شناسند.
شهوديهوه: اين فرقه در سال 1874 ميلادي در آمريكا توسط شالرزتاز تأسيس شد و به اسم شاگردان كتاب مقدس معروف هستند. و اسم شهوديهوه را در سال 1931 ميلادي براي خود برگرفتند.
از اعتقادات آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
« ـ دوران امتها به پايان رسيده و به زودي عهد ملكوت خدا آغاز مي شود.
ـ قائل به اب و ابن هستند و روح القدس را قدرت فعاله ی اب مي دانند نه اقنوم سوم.
ـ برگشت مسيح را با جسد و روح منكر و فقط قائل به رجعت روحاني او هستند.
ـ آنها انتقال خون را حرام مي دانند.»
منابع براي مطالعه بيشتر:
1. الموجز في الاديان و المذاهب المعاصره، ناصر بن عبدالله القفاري و ناصر بن عبدالكريم العقل.
2. موسوعة الاديان في العالم (كليساهاي شرقي 1 و 2 مسيحيت، مورمونها).
3. تفسير الميزان، ج 3، آل عمران، آيات 80-79.










