تبليغاتX
مسجد و كليسا - mosque&church

 

چهار انجيلي كه به دست ما رسيده‌اند بازمانده ی كدام اناجيل هستند؟

 

كلمه انجيل واژه‌اي يوناني و به معناي مژده و بشارت است  و در اصطلاح به تعاليم و بشاراتي گفته مي‌شود كه شاگردان عيسي مسيح ـ عليه‌السلام ـ از آن حضرت دريافت نموده بودند  كه مشتمل بر چهار انجيل متي، مرقس، لوقا، يوحناء، كتاب اعمال رسولان و نامه‌هاي رسولان و همچنين كتاب مكاشفه يوحنّا مي‌باشد. گرچه اناجيل ديگري وجود دارد كه مسيحيت آنرا به رسميت نميشناسد.

البته انجيل‌ها بلافاصله پس از پايان رسالت مسيح شكل نگرفته‌اند و تدوين آنها بيش از يك قرن پس از عروج حضرت مسيح ـ عليه‌السلام ـ مي‌باشد. تا جايي كه «ترجمه جامع» حدود سال 170 را تدوين اسمي انجيل‌ها دانسته‌ است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 22:22 |

درباره مقام و منزلت زن در اسلام توضيح دهيد.

در اينجا بد نيست نيم نگاهي به سخنان گهربار پيامبر اكرم(ص) بيندازيم . تعاليم ارزشمندي كه در دشوارترين شرايط تاريخي براي زنان ـ كه دختران را زنده به گور مي‏كردند، زن را مانند كالا به ارث مي‏بردند و مالك مي‏شدند،و او را از هر گونه حقي محروم مي‏داشتند ـ صادر شده است. پيامبر اكرم(ص) بدينوسيله بلندترين گام را، در بدترينشرايط، در جهت احياي حقوق زن و پاسداشت كرامت انساني وي برداشته است:

    1- «بهترين شما آن كسي است كه نسبت به زن خود، سازگارتر و خيرخواه‏تر باشد و من از همه شما درباره زن‏هاخيرخواه‏تر هستم».

    2- «زنان، همانا خواهران و مادران و خاله‏ها و عمه‏هاي شما هستند و ريشه وجود شما از آنان است و بايد در اوج عاطفه و مهرباني با آنان رفتار شود».

    3- «نسبت به زنان با تقوي باشيد و از جهت رعايت حقوق آنها و حفظ و توجه به ايشان تقوي داشته باشيد، زيرا كه آنان، امانت خداوند در دست شمايند كه طبق دستور و قول پروردگار براي شما حلال و محرم شده‏اند. بر شمااست كه حقوق آنان را مراعات كرده و عادلانه طبق عرف زمانه و شأن زنان، زندگي ايشان را تأمين كنيد».

    4- «بهترين شما آن افرادي هستند كه با زنان خود خوب و خوش باشند».

    5- «ملعون و بازملعون است آن كسي كه در تأمين‏زندگي همسر خودكوتاهي كرده و حقوق خانواده را ضايع و آنانرا ناراحت كند». (احاديث به نقل از بولتن انديشه ، ويژه زن، ص 5 - 354)

    در اينجا سخن را به پايان مي‏بريم و به همين مقدار در زدودن غبار كژانديشي پيرامون نگرش اسلام به زن بسنده مي‏كنيم، خردورزان را رواست كه به انصاف داوري كنند و امتيازات نگرش اسلامي بر جاهليت پيشين و جاهليت نوين، كه در نگرش فمينيستي غرب تبلور يافته است، را به خوبي بازشناسند.

poparyus@gmail.com

http://kelisa-masjed.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 22:22 |

چرا يهوديان اين همه با اسلام دشمني دارند در حالي كه با ساير اديان اين گونه

دشمني نمي ورزند؟

يهود نه تنها با اسلام سر ستيز دارد بلكه با هر ديني كه با آنان همراه و همگام نباشد مخالف است و براي تأمين منافع خود با اديان ديگر مخالفت مي كنند.

يهوديان بر اساس تعاليم ديني خود مدعي برتري نژادي هستند و تصور مي كنند "بني اسرائيل" ملّت نمونه است. اين طرز فكر با اين كه مخالف با شخصيّت ملت هاي ديگر است سبب بي ارزش دانستن ديگران و در نتيجه در صدد حكمراني بر ديگران مي شود. نژاد پرستي در ادوار مختلف از ويژگي هاي يهود بود، خداوند به آنان اعلام خطر مي كند كه از جهنم و عذاب الهي بترسيد.

يهود نه تنها با پيامبر اسلام به مبارزه برخاستند بلكه با پيامبران قبلي نيز مخالفت مي كردند. آنان خود را فرزندان و از دوستان خدا مي دانند و از مخالفان سر سخت حضرت عيسي(ع) بودند.

يهود، پيامبر و مسلمانان را بسيار اذيّت كردند. آياتي وجود دارد كه مفاسد يهود را بيان نموده است و در هر كجاي قرآن كه بحث از بني اسرائيل مي شود آنان را مذمّت مي كند.

در سورة مائده مي فرمايد: "آنان كه از بني اسرائيل كفر ورزيدند سزاوار لعن پروردگار شدند و اين موضوعي بود كه بر زبان داوود و عيسي بن مريم جاري شد. اين نتيجة نافرماني آن ها بود در حالي كه ايشان مردمي متجاوز بودند".[32]

يهود سعي دارد به وسيلة‌ از بين بردن فضائل اخلاقي و گسترش فساد بين جوامع اسلامي بر ملت هاي مسلمان حاكم شود، حتي حيتلر مي گويد: "وضع يهود اين است كه مي خواهد با پاشيدن بذر هاي فساد و گسترش فيلم هاي زنندة سينمايي در آلمان، نسل جوان را به ناپاكي و فساد بكشاند تا بتواند كاخ عظيم دولت آلمان را ويران سازد".[33]

قرآن دربارة يهود فرمود:‌ "يهود در زمين براي فساد و تباهي تلاش مي كند و خدا مردمان مفسد و خرابكار را دوست نمي دارد".[34]

امروز نيز صهيونيزم در جهان از هيچ گونه فساد و تباهي و زشتي پرهيز ندارد و در هر كجا قدم مي نهد براي تسلط خود آن جا را به انواع زشتي ها آلوده مي سازد و از روزنامه نگاراني كه دست نشاندة خودشان هستند حمايت و كمك مي كنند.

يكي ديگر از كارهاي يهود براي تسلط بر جهان، جنگ افروزي و تفرقه اندازي بين ملت ها و مذهب ها است. يهود امروز براي پيشرفت خود بين دولت هاي عرب ايجاد دشمني و مخالفت كرده تا در ساية ‌جنگ و برادر كشي مشغول شدند و در هر كجا كه كشمكش مذهبي احساس كند آن را مبدل به جنگ داغ ساخته و تخم هاي نفاق و دشمني مي پاشد.

از ديدگاه قرآن بني اسرائيل و يهود داراي قساوت و سنگ دلي بودند: "پس از اين دلهايتان چون سنگ سخت يا سخت تر شد".

امام حسين(ع) خطاب به عبدالله بن عمر فرمود: "سر بريدة يحيي بن زكريا را نزد فاجري از بني اسرائيل هديه بردند و بني اسرائيل از طلوع فجر تا طلوع آفتاب هفتاد پيامبر را كشتند، سپس در بازار نشستند و به خريد و فروش پرداختند، مثل اين كه واقعه اي رخ نداده است".[35]

قرآن دربارة رفتار يهودياني كه با كفّار مكّه همدست شدند مي فرمايد: "آيا به ملّتي نمي نگري كه از كتاب خود بهره مند بودند ولي به جبت و طاغوت (بت و سحر) ايمان آوردند و به آن هايي كه كافر بودند گفتند: اين ها از مسلمانان هدايت يافته ترند؟".[36]

در تاريخ اسلام كشمكش هاي مسلحانه بين مسلمانان و يهود فراوان است. جنگ ها و درگيري هاي خيبر، بني قينقاع و بني قريظه از اين قبيل است. دشمني يهود با مسلمانان از دشمني مسيحيان بيشتر بوده است. در سورة مائده آمده است:‌ "مسلّماً دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان را يهود و مشركان خواهي يافت".[37]

دشمني يهود مخصوصاً صهيونيزم با مسلمانان ادامه دارد و جنايات آنان بر مسلمانان مخصوصاً فلسطين پوشيده نيست.

[32] مائده‌ (6) آية 77.

[33] عبدالفتاح طباره، چهرة‌ يهود در قرآن، ص 114.

[34] مائده (6) آية‌64.

[35] موسوعه كلمات الامام الحسين، ص 325.

[36] نساء(4) آية 51.

[37] مائده (6) آية‌82.

poparyus@gmail.com

http://kelisa-masjed.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 0:1 |

 

آيا مسيحيت دليل محكمي بر ردّ انجيل برنابا دارد؟

 

جواب اين سؤال نياز به بيان مطالب زير دارد:

مطلب اول ـ در اينكه حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ پيامبر خدا و داراي كتاب آسماني بنام انجيل بوده است هيچ ترديدي در آن وجود ندارد ولو ممكن است بعضي از مسيحيان معتقد باشند كه حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ اصلاً كتاب نداشته است ولكن همين اسمي را كه بر كتابهاي دست نوشته خودشان گذاشتهاند شاهد قوي بر اين مدعا است كه اسم كتاب حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ انجيل بوده است كه در قرآن كريم بيش از ده مورد از آن يادآوري شده است و در يكي از اين موارد ميفرمايد: «و به دنبال آنها عيسيبن مريم را فرستاديم در حاليكه كتاب تورات را كه پيش از او فرستاده شده بود تصديق داشت و انجيل را به او داديم كه در آن هدايت و نور بود...» و شكي در اين وجود ندارد كه حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ مطالبي را از انجيل به شاگردانش خصوصاً حواريون تعليم داده است. و قطعاً اين تعاليم با مطالب ساير كتب آسماني مثل تورات و بعد از آن قرآن كريم موافق بوده است و لذا اگر بعضي از مطالب مندرج در اناجيل اربعه و خصوصاً در انجيل برنابا موافق با قرآن ديده شد نبايد تعجب آورد و سؤال برانگيز باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:55 |

پل گوبل سفیر جدید واتیکان در ایران 

ژان پل گوبل ، سفير جديد واتيكان استوارنامه ي خود را تحويل منوچهر متکي ، وزير امور خارجه نمود .

وي در گفتگو با وزير امور خارجه ي کشورمان با بيان اين كه سهم ايران در فرهنگ جهان مربوط به امروز نبوده بلكه ريشه در تاريخ دارد، روابط كشورمان با دنياي مسيحيت را بسيار ديرينه و قديمي خواند.

ژان پل گوبل آمادگي واتيكان را براي تشكيل يك كميسيون دايمي گفت و گو با جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد.

وي در اين ديدار عزم مقامات كشورش را براي توسعه و تحكيم روابط با جمهوري اسلامي ايران مورد تاكيد قرار داد.

وزير امور خارجه نيز با بيان اين كه دنيا در چند سال اخير شاهد پديده زشت اهانت به اديان الهي بوده‌است گفت: رسالت رهبران ديني امروز بسيار سنگين تر از گذشته است.

منوچهر متكي هنگام دريافت رونوشت استوارنامه سفير جديد واتيكان، بر لزوم مشورت مستمر رهبران ديني تاكيد كرد.

متكي ملت ايران را ملتي علاقه مند به گفت و گو ، اهل منطق و معتقد به حق و عدالت معرفي كرد و تعامل آنان با اقليت‌هاي ديني را درطي تاريخ مثال زدني خواند.

وزير امور خارجه ايران با اشاره به همكاري‌هاي خوب كشورمان و واتيكان ابراز اميدواري كرد كه روابط فيمابين بيش از پيش گسترش و توسعه يابد.

وي با دعوت از وزير امور خارجه واتيكان براي سفر به ايران، آمادگي كشورمان را براي تشكيل كميسيون دايمي گفت و گو با آن كشور مورد تاييد قرار داد.

منبع: http://rahemasih.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:42 |

پخش تصاوير تمثال آتشين پاپ ژان پل دوم بحثهاي زيادي را در ميان مسيحيان کاتوليک به وجود آورده است .

اين صورت آتشين که در يک محفل مسيحيان کاتوليک در لهستان ( محل تولد پاپ ) براي لحظاتي تشکيل شد بسياري از مسيحيان را بر اين باور واداشته که اين تمثال آتشين مربوط به پاپ فقيد است .

شعله هاي آتش به گونه اي شباهت به يک انسان دارد اما خصوصيت آن شباهت به شيوه ي دست تکان دادن پاپ است و همين مساله بسياري را متقاعد کرده که اين فقط مي تواند تصوير پاپ باشد .

ياريک سيلکي مدير شبکه ي ديني هلند که از نزديکان پاپ فقيد به شمار مي آيد با قاطعيت مي گويد : من پس از ديدن اين تصاوير قانع شده ام که اين تمثال ، مربوط به پاپ ژان پل است .

تلويزيون ايتاليا بارها و بارها فيلم اين صحنه را پخش نموده است و اعلام نموده که اين تصوير توسط افراد بسيار زيادي مشاهده شده و در آن شک و ترديدي نيست .

به نظر مي رسد هدف از اعلام و انتشار اين قبيل اخبار ، اعلام وقوع و صدور معجزات از اين پاپ است . طبق قوانين واتيکان ، براي تقديس يک شخص ( معرفي کردن يک شخص زمره ي قديسين مسيحيت ) بايد ظهور سه معجزه در طول زندگي و يا پس از مرگ از فرد ظاهر شود .

امروزه واتيکان بيش از ده هزار قديس را در نام قديسين گنجانده است و مدعي است تمام اين افراد لا اقل سه معجزه در طول زندگي و يا پس از مرگ داشته اند . انتظار مي رود پاپ ژان پل دوم نيز به خاطر محبوبيت ويژه ي خويش در ميان مسيحيان کاتوليک و با ثابت شدن معجزات وي به عنوان قديس معرفي شود .

منبع: http://rahemasih.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:42 |

 انتخاب رهبر جدید کلیسای ارتودوکس شرقی

رهبر جدید کلیسای ارتودوکس یونان انتخاب شد

در پی رایزنی های اسقفان عالیرتبه ی  کلیسای ارتودکس یونان ، رهبر این فرقه انتخاب شد .

مطران تیبز هیرونیموس به عنوان رهبر این فرقه سرپرستی کلیسای ارتودوکس یونان را بر عهده خواهد داشت .

رهبر پیشین این فرقه که 95 درصد مردم یونان را در بر می گیرد ، عالیجناب کریستودولس نام داشت که در ژانویه ی جاری دار فانی را وداع گفت . وی به دلیل ابتلا به عارضه ی سرطان و پس از هفت ماه تحمل این بیماری از دنیا رفت .

پاتریارک هیرونیموس که از این پس رهبری کلیسای ارتودوکس شرقی ( یونانی ) را بر عهده خواهد داشت متولد 1938 است و اکنون هفتاد ساله است .

شایان ذکر است که وی پیش از این بارها و بارها با رهبر پیشین درگیری م اختلافات شدید داشته است . آخرین و مهمترین این اختلافات به سال 2000 میلادی و در مورد حزب سوسیالیست و حاکمیت آن می باشد .

 

 منبع: http://rahemasih.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:40 |

 استفاده از نام رمضان برای ترغیب جوانان مسیحی به روزه 

کلیسای کاتولیک در هلند با الهام گرفتن از کلیساهای سنگال برای ترغیب جوانان مسیحی به روزه از واژه ی « رمضان مسیحی » برای ایام روزه ی لنت استفاده می کند !

مشکل بی رغبتی جوانان مسیحی به احکام کلیسایی و مراسم دینی گریبانگیر ، بسیاری از جوامع مسیحی شده است و  بی توجهی جوانان به مراسم روزه بسیار شایع است .

با وجود اینکه روزه در دین مسیحیت بسیار ساده است و خوردن یک یا دو وعده غذای سبک در روز مجاز شمرده شده است اما این اعتقاد که روزه برای نجات امری لازم نیست موجب شده است که توجه چندانی نسبت به این عبادت صورت نگیرد .

البته این اشکال اختصاصی به روزه ندارد و بسیاری از دین شناسان و جامعه شناسان معتقدند این طرز فکر که مسیح با آمدن خویش شریعت را برداشت و با ایمان به مسیح می توان نجات یافت موجب دوری جوانان از مسائل عبادی و معنوی می شود و حتی برخی معتقدند این عقیده موجب شیوع بزهکاری در میان جوانان غربی نیز شده است .

مارتین وان دیر کویل یکی از مسئولین مرکز خیریه « فاستانکتی » در خصوص اهمیت روزه و جایگاه نامناسب آن در میان مسیحیان می گوید : ما نیازمند آن هستیم که چهره ای مناسب از روزه ی مسیحی را ترسیم کنیم .

 

 منبع: http://rahemasih.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:40 |

مسلمانان حق ساخت مسجد ندارند 

جورج هایدر رئیس حزب حاکم « اتحاد برای آینده ی اتریش » بیان داشت : ما با وجود احترام برای مسلمانان معتقدیم مسلمانان نمی توانند در این کشور مسجد بسازند و اسلام را در این کشور تقویت کنند .

گروههای اسلامی با اعتراض به این تصمیم دولت معتقدند این گونه تصمیمات با آزادی ادیان کاملا مغایر است .

اسلام به عنوان دین دوم قاره ی اروپا از جایگاه مهمی برخوردار است و شیوع روز افزون آن و توجه جوانان غربی به عرفان و عبادات اسلامی ، رهبران سیاسی را به چالشی جدی فراخوانده است .

بسیاری از کشورهای غربی با زیر پا گذاشتن ادعاهای خود مبنی بر تساوی میان پیروان ادیان و آزادی عقیده با ادعاهای مختلف سعی در جلوگیری از گسترش اسلام در این قاره دارند .

در حال حاضر در اتریش بیش از سیصد و پنجاه هزار مسلمان وجود دارند که معمولا از داشتن مسجد محرومند و مجبورند مراسم دینی خود را در نمازخانه های این شهر برگزار کنند .

منبع: http://rahemasih.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:39 |

والنتاین ؛ خوشبینیها و بدبینیها !

روز چهاردهم فوريه ( 25 بهمن ) به عنوان روز قديس والنتينوس و به نام وي « والنتاين » شناخته مي شود .

والنتيوس در قرن سوم ميلادي و در زمان سلطنت كلوديوس دوم مي زيست . كلوديوس معتقد بود سربازي خوب خواهد جنگيد كه زن نگرفته باشد و از اين رو زناشويي را براي سربازان امپراتوري روم ممنوع كرده بود.

كشيش والنتيوس با ابراز ناخشنودي از اين نظريه ي امپراطور به مخالفت با اين دستور پرداخت  و بطور پنهاني عقد سربازان رومي را با دختران دلخواهشان جاري مي نمود

امپراطور پس از خبر دار شدن دستور زنداني کردن والنتينوس را داد اما مساله به اينجا ختم نشد و حتي خود کشيش والنتيسنوس نيز به درد عشق مبتلا شد . وي عاشق دختر زندانبان شده بود و اين مساله و مسائلي از اين قبيل سبب شد در نهايت امپراطور دستور اعدام وي را صادر کند .

امروزه مسيحيان اين کشيش را شهيد راه عشق مي شناسند .

روز والنتاين به عنوان روز عشق در جهان مسيحي شناخته مي شود اما با اين حال برخي از رهبران مسيحي با ابراز ناراحتي از شيوع مسائل و روابط غير مجاز ميان جوانان مسيحي به بهانه ي  اين عيد نسبت به آن چندان خوشبين نيستند .

در مورد عيد والنتاين بسياري از کليساهاي مسيحي با رد اين مطلب که والنتاين عيد مذهبي باشد معتقدند اين عيد فقط يک سنت اجتماعي است و هرگز جنبه ي مذهبي و ديني ندارد و ارتباطي به مسيحيت ندارد و حتي در سال 1969 در بسياري از کليساها رسما اين عيد از ميان اعياد ديني کنار نهاده شد .

امروزه برخي از کليساها با پذيرفتن اين عيد به نام قديس والنتينوس ، نام دو قديس ديگر را نيز در اين روز گنجانده اند : قديس سيريل و قديس ميتوديوس

 منبع: http://rahemasih.com

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:39 |

واتيکان اعلام داشت که کاردينال خوزه مارتينز در پرتغال و در مجلس بزرگداشت خانم لوسيا سانتوز شرکت خواهد کرد .

 اين مجلس به مناسبت سومين سالروز درگذشت لوسيا سانتوز برگزار خواهد شد .

همچنين واتيکان اعلام داشت که احتمالا براي تقديس وي به فاصله ي سه ساله از وفات وي اکتفا خواهد کرد و به جمع آوري مقدمات تقديس وي خواهد پرداخت . اين در حالي است که مطابق رسوم واتيکان براي تهيه ي شواهد براي تقديس يک شخص لا اقل گذشت 5 سال از مرگ او لازم است .

 لازم به ذکر است که لوسيا دوس سانتوز يکي از سه کودکي است که در فاطيما در سال 1917 ادعاي ديدن زني به نام فاطيما را نمود .     

 

فاتيما ( Fatima)                                                     

 

کليسا پس از آنکه اين مطلب ثابت گرديد و همگان به بحث در خصوص آن مي پرداختند از بررسي آن خودداري نمود اما فشارهاي عمومي مسيحيان باعث شد که در نهايت دستگاه واتيکان با پذيرفتن اين واقعه « فاطيما » را همان مريم باکره بخواند !

 اين در حالي است که مسلمانان به روشني نام اين زن را بر دختر پيامبر اسلام منطبق مي دانند و با طرح اين سوال که به چه مناسبت حضرت مريم ، خود را فاطيما خوانده کليساي مسيحي را به چالش کشيده اند .

 چند سال قبل نيز صدا و سيما ي جمهوري اسلامي ايران با تهيه ي برنامه اي از مدوناي فاطيما به شرح اين واقعه پرداخت و آن را منطبق بر حضرت فاطمه دانست .

 گفتني است که به ادعاي برخي ، نام اين شهر پيش از اين واقعه نيز فاطيما بوده و براي اين نام پيشينه اي تاريخي نيز ذکر مي کنند اما در مقابل ، مطابق نقلهاي موجود در داستان فاطيما ، آن بانو خود را فاطيما معرفي نموده است 

 

فاتيما ( Fatima)                                     

 

 زيارتگاه فاطيما در پرتغال                                                        

  

 

                               فاتيما ( Fatima) 

 تصويري از يکي از جرايدي که در همان زمان به تشريح واقعه ي فاطيما پرداخته بودند .

  

                                       جنازه خواهر لوسي آخرين بازمانده فاطيما

                                                    تصويري از جسد بانو لوسيا سانتوز

 

 منبع: خبرگزاری واتیکان
 
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:38 |

به آتش کشیده شدن یک مسجد توسط سه شبان مسیحی 

سه شبان مسیحی در کلمبیا اقدام به آتش زدن مسجدی در شهر ناشفل نمودند .

این سه شبان آمریکایی هستند و از مسیحیان تندرو به شمار می روند و پیش از به آتش کشیدن مسجد برای ساعاتی با نصب صلیب بر روی مسجد اقدام به تحریک مسلمانان نمودند و در آخر با به آتش کشیدن مسجد خشم مسلمانان را بر انگیختند . در همین حال ، مسیحیان کلمبیا به شدت این واقعه را محکوم نمودند .

راندی میلر از رهبران مسیحیان لوتری کلمبیا با ابراز تاسف از این واقعه گفت : کار این سه شبان بسیار وحشتناک است . وی همچنین با اقامه ی نماز و دعا در کلیسا از خداوند درخواست دوری این کشور از این گونه اعمال وحشیانه را خواستار شد .

وی همچنین در این رابطه گفت : خداوند بندگان خویش را برای یاری یکدیگر آفریده است و بر ما واجب است که ادیان دیگر را با دیده ی احترام بنگریم .

وی همچنین خواستار بازسازی این مسجد گردید .

ریف بیت تاکیت ، از رهبران کلیسای بابتیست نیز با انتقاد و ابراز برائت از این گونه اعمال گفت : ما هرگز نیازی به این اقدامات وحشیانه نداریم و مسیح هرگز چنین دستوری به ما نداده است و ما برای حفظ کشورمان از این کردارها دعا خواهیم نمود .

شورای كلیساهای كلمبیا نیز اعلام نمود که در بازسازی این مسجدهمکاری خواهد نمود . این شورا با اهدای ده هزار دلار در بازسازی این مسجد شریک خواهد شد .

منبع: http://rahemasih.com

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:38 |

پیام تسلیت پاتریارک مسیحیان مارونی لبنان به مناسبت شهادت عماد مغنیه

نصر الله پطرس صفیر ، رهبر مذهبی مسیحیان مارونی لبنان شهادت « عماد مغنیه » فرمانده ی ارشد نظامی حزب‌الله را به مسوولان این حزب تسلیت گفت.

مطران « شكرالله نبیل الحاج » به نمایندگی از سوی پاتریارک مسیحیان مارونی لبنان با حضور در مقر حزب الله پیام تسلیت پاتریارک را ابلاغ نمود .

وی در این دیدار گفت : امیدوارم لبنانی‌ها همانگونه كه پیرامون شهید بزرگ خود مغنیه جمع شدند برای نجات كشورشان نیز با هم متحد شوند.

وی در واکنش به این اظهار نظر كاخ سفید که « جهان بدون مغنیه بهتر خواهد بود » گفت : مهم نیست كه آنان چه می‌گویند مهم این است كه ما در لبنان چه باوری داریم.

شایان ذکر است که امیل لحود رییس جمهور سابق لبنان نیز با حضور در مقر حزب لله شهادت این سردار رشید را تسلیت گفت.

عماد مغنیه به عنوان مغز متفکر نظامی حزب الله یکی از بزرگترین اهداف آمریکا و اسراییل به شمار می آمد و حتی آمریکا برای سر وی مبلغ 25 میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود .

پیکر فرمانده ی ارشد حزب الله با حضور بیشمار اقشار مختلف لبنان تشییع و به خاک سپرده شد .

منبع: http://rahemasih.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:37 |

یک رهبر بودایی : اسلام نجات دهنده ی بشر از بحران معنویت بوده است .

شی یونگ شین رئیس انجمن بودیسم استان خنان چین : اسلام نجات دهنده ی بشر از بحران معنویت بوده است .

وی در دیدار خود با رایزن فرهنگی ایران که در محل معبد نام آشنای شائولین برگزار شد گفت : دین اسلام نجات دهنده بشر از بحران معنویت بوده است .

وی با اشاره به تمدن عظیم ایران افزود : تاریخ کشور ایران به قدمت تمدن بشر است و اسلام یکی از سه دین بزرگ در جهان به شمار می آید

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این نکته که اسلام پیام آور صلح و دوستی برای ادیان جهان بوده گفت : دین اسلام دین صلح می باشد ، اگر در جهان صلح باشد انسان می تواند به خوشبختی نایل آید . پیروان ادیان باید با یکدیگر به گفتگو بنشینند .

شی یونگ شین در ادامه ی سخنان خویش افزود : مسلمانان نقش مهمی را در تعامل با سایر ادیان دارند و از طریق گفتگو است که شناخت و درک متقابل به دست می آید .

منبع: http://rahemasih.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:36 |

دو رؤياى سرنوشت‏ساز در تحريف مسيحيت

 

 چكيده

سريال مريم مقدس يكى از برنامه‏هاى موفق صدا و سيما بود كه توانست‏با زبان هنر، محيط و تاريخ آغاز مسيحيت را به تصوير بكشد . از آنجا كه دين مسيحيت‏يكى از بزرگ‏ترين اديان جهان معاصر و داراى پيروان بسيار زيادى است، به طور طبيعى براى بسيارى از مخاطبان اين سريال اين پرسش مطرح مى‏شود كه آيا مسيحيتى كه امروزه صداى ناقوس كليساهايش در اكثر فيلم‏ها و سريال‏هاى غربى شنيده مى‏شود، همان مسيحيتى است كه مسيح «مريم مقدس‏» به دنبال تاسيس آن بوده يا اين‏كه در طول تاريخ، تحولات و تغييراتى در عقايد و مسير آن به وجود آمده است . در اين نوشتار با استفاده از متون اصلى مسيحيت و منابع تاريخى تلاش خواهيم كرد به اين پرسش پاسخ دهيم .

 

مطالعه منابع تاريخى نشان مى‏دهد كه دو تحول عمده و سرنوشت‏ساز در قرون اوليه تاريخ مسيحيت، مسير اين دين الهى را به كلى تغيير داده است و جالب آنكه هر دو تحول با يك رؤيا آغاز مى‏شود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 5:41 |

پاپ بنديکت شانزدهم در ديدار سالانه ي خود با كشيش‌ هاي رم اظهار داشت : جهنم وجود دارد و خالي نخواهد بود ، همه نجات نخواهند يافت و جهنم نيز يك امر واقعي است.

اين سخن پاپ در واکنش به سخن عالم الهي « اورسون بالتازار » تلقي مي شود که نسبت به جهنم و عذاب گنهکاران موضع منتقدانه اي گرفته بود .

پاپ افزود : آنهايي كه روز قيامت را نمي‌شناسند، امكان شكست و لزوم رستگاري را نمي‌شناسند و آنهايي كه براي رفتن به بهشت تلاش نمي‌كنند به صلاح انسان هاي روي زمين نيز كار نمي‌كنند.

در روز قيامت مسووليت هرانسان تحت پرسش قرار خواهد رفت .البته بخشش ، عدالت را كنار نمي‌گذارد و بدكاران بر سر سفره ابدي در كنار قربانيان نخواهند نشست.

مساله ي عدالت موضوع اصلي‌ است . مسيح آمد تا به ‌ما بگويد كه مي‌خواهد همه ي ما به بهشت برويم و جهنم كه از آن كم صحبت مي‌شود براي کساني که به او ايمان ندارند وجود دارد .

پاپ همچنين در بخش ديگري از سخنان خود با اتخاذ سياست دائمي واتيکان نسبت به کمونيسم ، به نقد آن پرداخت و گفت : نازيسم و كمونيسم فقط مي‌خواستند جهان را تغيير دهند ، اما آنرا نابود كردند.

 

poparyus@gmail.com

http://kelisa-masjed.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 0:2 |

مسلمانان در جامعه آمريكايي قدرت مي‌گيرند 

روحاني مسلمان مقيم آمريكا از بهبود شرايط و تحيكم قدرت مسلمانان در جامعه آمريكايي خبر داد. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، "يحيي هندي" كه امام جماعت و مدرس مذهبي دانشگاه جورج تاون است، با بيان اين مطلب گفت: «جايگاه مسلمانان در جامعه آمريكايي برخلاف آنچه رسانه‌ها از اين گروه تصويرسازي مي‌كنند، با قوت رو به بهبود است.»

هندي افزود: «حادثه 11 سپتامبر در شهرهاي آمريكا مردم اين كشور را به تلاش براي دانش بيشتر درباره اسلام و همچنين مسلمانان را به تأييد هويت آمريكايي خود فراخواند.»

وي در گردهمآيي دانشگاهيان سعودي طي سفر خود به عربستان گفت: «من فكر مي‌كنم، آينده به خاطر خرد ما در برخورد با واقعيت‌ها روشن خواهد بود.»

اين روحاني متولد فلسطين افزود: «در ميان نسل‌هاي دوم و سوم تلاش‌هاي جدي صورت گرفته است تا بخشي از بنياد سياسي شود، اما در رسانه‌ها و از سوي افراط‌گرايان مسيحي كه نمي‌خواهند ما در آمريكا حضور داشته باشيم، با چالش مواجه هستيم.»

وي با اشاره به آمار هفت تا 9 ميليوني مسلمانان در آمريكا خاطرنشان كرد كه مسلمانان تلاش مي‌كنند، اسلام را به صورت بخشي از جامعه آمريكايي ملي‌سازي كنند.

وي افزود: «سال گذشته، نخستين مسلمان را به كنگره آمريكا فرستاديم و انتظار داريم تا 2015 به سه يا چهار نماينده در كنگره و همچنين حداقل 30 شهردار در سراسر آمريكا دست يابيم.

اين روحاني شمار وكلاي مسلمان را در حال حاضر 400 نفر دانست، در حالي كه پيش از حوادث 11 سپتامبر 2001 شمار وكلاي مسلمان فقط 9 نفر بود.

poparyus@gmail.com

http://kelisa-masjed.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 23:55 |

اگر اسلام دين سعادت است پس چرا وضع مسلمين و جوامع اسلامي نابسامان است؟

 

قرآن كتاب آسماني ماست و لازم است تا همه مسلمانان، آن را دستور زندگي قرار دهند. پيامبر اسلام براي تبليغ قرآن، بسيار زحمت كشيد و رنج‏ها متحمّل شد. نكته قابل توجّه اين كه پيامبر به علّت اينكه، قرآن براي هميشه در زندگي انسان‏ها پياده شود، هنوز از دنيا رحلت نكرده بود كه اميرالمؤمنين علي بن ابي‏طالب«عليه السلام» را از طرف خدا، در غدير خم جانشين خويش معرّفي كرد زيرا او تنها كسي بود كه علم قرآن به طور كامل نزد او بود(طبق احاديثي كه علماي شيعه و اهل سنّت هر دو ذكر كرده‏اند كه پيامبر فرمود: «انا مدينة العلم و علي بابها؛ من شهر علم هستم و علي دروازه آن است» يعني تنها از راه دانش علي«عليه السلام» مي‏توان به علم پيامبر«صلي الله عليه وآله» رسيد.

 امّا متأسّفانه، امّت پس از رحلت پيامبر از راهي كه براي آنان مقرّر شده بود و همانا صراط مستقيم بود، خارج گشتند خاندان پيامبرشان را خانه‏نشين كردند. اگر امّت اسلام بخواهد به سعادت و رستگاري واقعي برسد، بايد به اسلام واقعي كه مبين آن پيامبر و خاندان گرامي وي مي‏باشند، برگردد؛ و با ايمان به امامت و رهبري آنان، اسلام را در جهان پياده كند.

 البته بايد توجّه داشت كه در نگاه اسلامي و بينش ديني، انسان و كمال انسان در رشد معنوي انسان مورد نظر است و اين هدف جامعه اسلامي و حكومت اسلامي است. حكومت اسلامي حكومتي است كه مردم بر اساس آگاهي و شناخت و ايمان و محبّت خودشان، اقامه قسط مي‏كنند و پايه‏هاي رفيع انسانيّت و ايثار بنا مي‏نهند. اگر مشكلي در جامعه اسلامي است اين است كه هدف‏ها از دست رفته و مقام و منزلت انسان كه بايد در پرتو جامعه ديني رشد پيدا كند، ناديده گرفته شده است و هدف در ايجاد حكومت يا جامعه، تنها رفاه و عدالت نيست. زيرا نظام اسلامي، نظامي است كه زمينه‏هاي تربيتي انسان‏ها را براي معادي كه در پيش دارد، تربيت مي‏كند و طبيعي است كه تنزّل مقام انسانيّت فقط در حدّ يك زندگي خوب و مرفّه، تنزّل ضدّ دين است زيرا دين رفاه و عدالت را در پرتو رشد و كمال انسان مي‏خواهد، كمالي كه فقط در جامعه ديني امكان پرورش آن وجود دارد. و تمام اين مصيبت‏ها به خاطر از دست رفتن هدف نظام اسلامي بود كه بعد از رحلت پيامبر اكرم«صلي الله عليه وآله» اتّفاق افتاد و مردم از تربيت اهل بيت«عليهم السلام» دور شدند و مسير هدايت عوض شد. كه ان شاءاللَّه با ظهور حضرت حجّت«عليه السلام» دين واقعي و نظام و حكومت جهاني برپا مي‏شود و در آن جامعه، انسان‏ها شاهد پرورش استعدادهايي خواهند بود. كه البتّه بايد از هم اكنون، زمينه‏ها را فراهم كرد كه اين وظيفه شيعيان است.

poparyus@gmail.com

http://kelisa-masjed.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 14:0 |
 من از کسانی که در خانواده مسلمان بزرگ شده اند، مسلمان ترم

نويسنده: ناتاشا - کلي مترجم: حميد - پشتوان از كودكي با اعتقاد به خداوند بزرگ شدم. تقريباً هر يكشنبه به كليسا و به مدرسه‌ي انجيل مي‌رفتم و در گروه سرود كليسا سرود مي‌خواندم. اما هرگز مذهب بخش مهمي از زندگيم نبود. در زندگي‌ام لحظاتي وجود داشت كه خود را به خداوند نزديك حس مي‌كردم.

اغلب در لحظات نااميدي با او رازونياز مي‌كردم و راهنمايي و شكيبايي مي‌طلبيدم. يا در لحظات نياز، براي آرزويي كه داشتم دعا مي‌كردم. اما خيلي زود دريافتم هنگامي كه براي گرفتن حاجتي به خداوند التماس نمي‌كردم، اين احساس نزديكي از بين مي‌رفت. دريافتم با وجود اعتقادم، يقين ندارم.

گمان مي‌كردم دنيا ميدان بازي است و در آن خداوند گاه‌گاهي هركاري كه دلش بخواهد انجام مي‌دهد. او به مردم وحي (الهام) كرده بود و آنها انجيل را نوشتند و تا حدي قادر بودند كه به آن ايمان پيدا كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 0:51 |

بازگشت به گرانادا

مسلمانان به شهر كهن گرانادا (قرناطه) باز مي گردند، آخرين پايگاه اسلام در اسپانيا پيش از آن كه در قرن پانزدهم بوابديل دست شاه فرديناند را ببوسد و با حسرتي تاريخي دست از حكومت اندلس بكشد. اما مرداني كه در مسجد جديد شهر، اولين مسجدي كه پس از 500 سال ساخته شده، به سجده مي روند و نماز مي گزارند، ديگر عرب هاي مغربي نيستند؛ آنها اروپايي هاي اصيل هستند.

«ما آمده ايم تا تنها راه رهايي از بحران و آشفتگي فراگير فعلي را به جامعه نشان دهيم.» اين را حاج عبدالحسيب كاستيرا، اسپانيايي بلندقدي مي گويد كه يكي از بنيان گذاران جامعه اسلامي است. همزمان با مهاجرت تدريجي مسلمانان به اروپا، جنبشي داخلي و خانگي نيز در اسپانيا براي گرويدن به اسلام به وجود آمده است. نسلي از روشنفكران پس از فرانكو پيشينه اسلامي اسپانيا را بازنگري مي كنند و برآنند تا هويت اسپانيايي را اين بار با دخيل كردن اسلامي كه قرن ها قبل از عنوان «بدعت» كنار گذاشته شده بود، بازنويسي كنند.

ريشه هاي اين حركت ربطي به بنيادگرايي اسلامي ندارد كه اين روزها تصور غالب و رسانه اي مردم مغرب زمين از اسلام است، بلكه به نسلي مربوط مي شود كه سال ها پيش به دنبال پاسخي براي نيازهاي معنويشان به مراكش رفتند، جايي كه آن زمان محل برخورد فرهنگ ها و بهشتي از آفتاب و شن و حشيش بود. همان جا بود كه يان دالاس اشراف زاده اسكاتلندي اسلام آورد و با نام شيخ عبدالغدير المرابط به بريتانيا بازگشت و نو مسلمانان آن ديار را به دور خود جمع كرد كه بعدها، المرابطون نام گرفتند. توسعه جنبش مديون تبليغ هاي فراگير او بود، كه به دنبال بنانهادن يك خلافت اسلامي با اقتصادي مبتني بر دينارهاي طلا بود. بسياري از اسپانيايي ها تحت تعاليم او اسلام آوردند و بعد از مرگ فرانكو در سال 1975 براي بنانهادن جامعه اي اسلامي به كوردوواي اسپانيا بازگشتند.تغيير مذهب، رسمي كهن در اسپانياست، سرزميني كه همان قدر به مسلمانان شمال آفريقا نزديك است كه به كشورهاي همسايه و مسيحي قاره اش اروپا. در طول 800 سال حكومت اسلامي در اسپانيا بسياري از مسيحيان به اسلام گرويدند. تازه مسلمانان، روشنفكران چپ گرايي كه در فضاي خشك كاتوليك تحت حكومت فرانكو به دنبال گزينه هاي معنوي ديگر مي گشتند به خود جذب كردند و شمار تازه مسلمانان به ده ها هزار نفر رسيد، هر چند كه بسياري از آنان ديگر پيرو شيخ عبدالغدير نبودند. كساني كه اسلام مي آورند اصرار دارند كه ايمان آوردنشان ريشه در نوستالژي تاريخي ندارد. مالك عبدالرحمن روييز، اهل گرانادا كه در سال 1992 مسلمان شد و هم اكنون امير جامعه مسلمانان است مي گويد: «ما هيچ اعتقادي به بازگشتن به اسلام گذشته و احساساتي گري تاريخي نداريم. ما در اين مكان و در اين زمان جامعه جديدي بنا كرده ايم.»

هم اكنون 15000 مسلمان در گرانادا زندگي مي كنند كه البته بيشترشان مهاجرين مراكشي، سوري و اهل آفريقاي شمالي هستند كه در سه مسجد كوچك در نقاط مختلف شهر نماز مي گزارند اما 1000 نفر از آنها حضور مؤثرتري دارند، چون به گفته روييز كاري كرده اند كه نتوان اسلام را در آن منطقه ناديده گرفت. براي مثال شوراي اسلامي گرانادا تلاش مي كند تا برگزاري مراسم سالگرد تسلط مسيحيان بر گرانادا را متوقف كند. كاستيرا در سال 1977 اسلام آورد و به گروه مسلمانان اسپانيايي كوردووا پيوست. بعدها در يكي از كنفرانس هاي رهبران عرب در سويل، شهردار سوسياليست گرانادا و ديگر مسلمانان را براي بازگشت به شهر ترغيب كرد. كاستيرا مي گويد: «او گفت اگر قرار باشد مسجدي بسازيد بايد در گرانادا بسازيد، چون آخرين پايگاه مسلمانان آن دوران، مي تواند اولين آن در دوران جديد باشد.» بالاخره گروه كوچكي از تازه مسلمانان در بخش غربي شهر روبه روي الحمرا مستقر شدند. محل مسجد را در سال 1981 مشخص كردند و براي تأمين هزينه هاي خريد زمين و ساخت مجلس را هي سفري به خليج فارس شدند. آنها كمك هايي از ليبي، مراكش و حتي مالزي دريافت كردند. اما بيشترين كمك از طرف امير شارجه، يكي از حاكمان امارات متحده عربي، در اختيار آنها گذاشته شد. آنها مي گويند هر نوع كمكي كه تعهد يا توقعي به همراه داشته رد كرده اند. پول ساخت مسجد در آن زمان فراهم مي شود، ولي شهردار سوسياليست گرانادا مي رود و پروژه به دليل مخالفت هاي محلي به مدت 20 سال متوقف مي شود. در سرتاسر اروپا نيز جوامع سنتي مسيحي، كه از گسترش اسلام و تأثيرگذاري آن نگران بودند، به ساخت مسجد اعتراض كردند. شايد ساخت يك مسجد در هيچ جاي اروپا حساسيت برانگيزتر از گرانادا نبود؛ جايي كه قوت يافتن اسلام در آن براي ديگران بيشتر حالت سمبليك و تاريخي دارد.

كاستيرا مي گويد: «لابي هاي سياسي تمام تلاششان را براي متوقف كردن ساخت مسجد انجام دادند.» او همچنين مي گويد كه جمعي از خانواده هاي راست گراي كاتوليك نيز دعواي حقوقي پرخرجي را عليه ساخت مسجد تا آخرين لحظات ادامه دادند. مساحت مسجد به نصف مساحتي كه از ابتدا درنظر گرفته شده بود كاهش يافت و طول مناره ها نيز براي برآوردن خواسته هاي محلي كوتاه شد. حتي از مسلمانان خواسته شد يك ماكت هم اندازه اصل مناره ها بسازند تا خيال همسايگان بنا كاملا راحت شود.در نهايت مسجد آجري مسلمانان در محله اي اشرافي ساخته شده هر روز صدها توريست از آن بازديد مي كنند و به گفته كاستيرا هفته اي چند نفر در آن جا به اسلام روي مي آورند.

 

منبع: http://www.rahyaftegan.com

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 0:46 |

 هنگامي كه خورشيد از مغرب طلوع كند خبري هولناك است چرا كه نشانه روز قيامت است اما وقتي خورشيد اسلام از غرب طلوع مي كند خبري بسيار مسرت بخش است . چرا كه روشنايي و دلگرمي براي همه به ارمغان مي آورد . اين كتاب نه تنها سر گذشت نو مسلمانان است بلكه داراي اطلاعات مفيدي نيزدر مورد دين اسلام مي باشد .

اميدوارم كه خداوند به مولفين كتاب و افرادي را كه در آن سهيم بوده اند پاداش عطاء فرمايد .

آينده اسلام در آمريكا بستگي به اين موضوع دارد كه چه سان مسلمانان آمريكايي ،‌سياه پوستان مسلمان مقيم آمريكا و مسلمانان اروپايي ، مقيم آمريكا و حتي اسپانيايي هاي مسلمان مقيم آمريكا بتوانند رهبري اين حركت را در ميان امت اسلامي به عهده گيرند .

خواهر گرامي خانم مظفر حليم شديدا تصميم دارد و سعي مي كند به اين نو مسلمانان در آمريكا كمك كند . بخش نخست اين كتاب را خانم مظفر حليم به رشته تحرير در آورده است تا اين نو مسلمانان را با يكديگر آشنا سازد و آنها را در شادي پذيرش دين اسلام سهيم گرداند ، در بخش دوم كتاب خواهر گرامي بتي باومن توضيحات مختصر اما مفيد در مورد يك سري از اصول اسلام به نگارش در آورده است . 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 0:43 |
 

اگر كتاب مقدس براساس الهام نوشته شده،

 چرا مشتمل بر امور متناقض است؟

مسيحيان معتقدند كه خداوند كتابهاي مقدس را به وسيله مؤلفاني بشري نوشته است. و براساس اين اعتقاد مي‌گويند كه كتابهاي مقدس يك مؤلف الهي و يك مؤلف بشري دارند. به عبارت ديگر مسيحيان معتقدند كه خدا كتاب مقدس را به وسيله الهامات روح‌القدس تأليف كرده و براي اين منظور مؤلفاني از بشر را براي نوشتن آنها برانگيخته و آنان را در نوشتن به گونه‌اي ياري كرده كه فقط چيزهايي را كه او مي‌خواسته است، بنويسند.

از نظر مسيحيان خدا مؤلف نهائي كتاب مقدس است جز اينكه اين عمل را از طريق مؤلفاني بشري كه كارگزاران وي بوده‌اندبه انجام رسانيده است.

حتي برخي از مسيحيان مي‌گويند كه كتاب مقدس با همين الفاظ الهام شده‌اند و خدا پيام خود را كلمه به كلمه به كاتب بشري منتقل كرده و وي چيزهايي را كه خدا املا نموده با امانت ثبت كرده است. (بعضي ديگر مي‌گويند: كه هر كلمه ی كتاب مقدس با وحي يزدان نازل شده و معتقدند كه) كتاب مقدس از فساد و تحريف و تغيير «مصون مانده و اگر كتاب مقدس مي‌گويد: كه خدا استراحت كرد،‌يا ترسيد، يا پشيمان شد، يا خشمناك و غمگين گرديد، اين بيانات بايد به همان شكل ظاهري پذيرفته شوند. خداوند علاوه بر اين الهام خارجي خود در كتاب مقدس يك الهام دروني نيز به ما عطا كرده است.

از سوي ديگر با يك نگاه اجمالي به كتاب مقدس (عهد جديد و عهد قديم) روشن مي‌گردد كه اين ادعا با محتواي كتاب همخواني ندارد. زيرا تناقضات و موهوماتي كه در عهدين وجود دارد،‌انتساب كتاب را به خدا مشكل مي‌سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 22:51 |

جنگ هاي صليبي (6)

نخستين جنگ صليبي: 1095-1099

آلكسيوس، كه با لشكري يوناني پيش ميتاخت، بر اثر هزيمت سپاهيان فراري اغفال شده، تصور كرد كه صليبيون شكست خورده اند; به همين سبب بازگشت تا مگر آسياي صغير را در مقابل تركان حراست كند.

اين گناهي بود كه هرگز به خاطر آن آلكسيوس را عفو نكردند. پير بارتلمي، كشيشي اهل مارسي، براي آنكه قوت قلبي به سپاهيان صليبي داده باشد، نيزه اي را به دست گرفته، مدعي شد كه اين همان نيزهاي است كه با آن پهلوي عيسي را دريده اند.

مسيحيان هنگامي كه رو به ميدان جنگ نهادند، اين نيزه را همچون علم مقدسي بر بالاي سر خود حمل كردند، و سه نفر شهسوار كه جامه سفيد بر تن داشتند به اشاره آديمار نماينده پاپ ناگهان از پشت تپه‌ها ظاهر شدند، و نماينده پاپ مدعي شد كه اين سه نفر قديس موريس، قديس تئودور، و قديس جورج شهداي راه دينند. صليبيون، كه از ديدن اين علايم غيبي الهام گرفته بودند، اين متحدا به سر كردگي بوهموند به پيروزي قاطعي نايل آمدند. پير بارتلمي، كه متهم به ارتكاب ي تزوير مذهبي شده بود، پيشنهاد كرد كه حاضر است براي اثبات صدق گفتار خويش از ميان آتش عبور كند. وي رنج گذشتن از ميان تل هيمه اي سوزان را بر خود هموار ساخت ; ظاهرا وي سالم از ميان آتش بيرون آمد، لكن روز بعد بر اثر سوختگي و فشار قلبي جان سپرد. پس از اين واقعه نيزه مقدس را از ميان علمهاي لشكريان صليبي برداشتند. براي قدر داني از زحمات بوهموند، با رضايت عموم او را امير انطاكيه كردند. وي رسما آن ناحيه را به عنوان فيف (تيول) سالار خويش آلكسيوس ضبط كرد، اما در واقع چون شهريار مستقلي حكومت كرد. سركردگان سپاه صليبي مدعي شدند كه آلكسيوس به علت كوتاهي در رسانيدن كم به آنها تعهدات خويش را زير پا گذاشته و آنان را از بند تعهدات رهانيده است. سرداران صليبي بعد از آنكه شش ماهي را به تجديد قوا و تجهيز مجدد سپاهيان فرسوده

خود مشغول بودند، لشكريان خويش را به طرف اورشليم حركت دادند. سرانجام در هفتم ژوئن 1099، بعد از يك جنگ سه ساله كه قواي صليبي را به دوازده هزار نفر مبارز كاهش داد، با دلي خوش و تني كوفته به مقابل ديوارهاي اورشليم رسيدند. از شوخيهاي تاريخ بود كه فاطميان حريفان اين مبارزان، يعني تركان، را يك سال قبل از اين واقعه از شهر بيرون كرده بودند. خليفه فاطمي پيشنهاد كرد كه اگر صليبيون به عقد صلح راضي شوند، وي حاضر است تامين جاني و مالي عموم زايران مسيحي و مومنين مقيم اورشليم را تضمين كند. اما بوهموند و گود فروا خواستار تسليم بلا شرط شدند. پادگان خليفه فاطمي، كه مركب از هزار نفر بود، مدت چهل روز مقاومت ورزيد. در 15 ژوئيه گود فروا و تانكرد در راس لشكريان خويش از ديوار شهر گذر كردند، و در اين حال صليبيون، كه در عين شجاعت سالها رنج و مرارت را تحمل كرده بودند، از رسيدن به مقصد عالي خويش سر از پا نميشناختند. كشيشي رمون نام اهل آژيل، كه خودش شاهد اين واقعه بوده است، مينويسد:

چيزهاي بديعي از هر سو به چشم ميخورد. گروهي از مسلمانان را سر از تن جدا كردند...گروهي ديگر را با تير كشتند يا مجبور كردند كه از برجها خود را به زير افكنند، پارها ي را چندين روز شكنجه دادند و آنگاه در آتش سوزانيدند. در كوچه‌ها توده‌هايي از كله و دست و پاي كشتگان ديده ميشد. هر طرف اسب را هي ميكردي در ميان اجساد كشتگان و لاشه اسبان بودي.

ساير معاصران نيز به تفصيل مطالبي درباره اين واقعه نگاشتند و حكايت ميكنند كه چگونه زنان را به ضرب دشنه به قتل ميرساندند، ساق پاي كودكان شيرخوار را گرفته بزور آنها را از پستان مادرشان جدا ساخته به بالاي ديوارها پرتاب ميكردند، يا با كوفتن آنها بر ستونها گردنشان را مي شكستند; و چطور هفتاد هزار مسلماني كه در شهر مانده بودند به هلاكت رسيدند. يهوديان را كه جان سالم به در برده بودند در كنيسهاي جمع كردند و زنده زنده سوزانيدند. فاتحان همگي رو به سوي كليساي قيامت نهادند، كه به عقيده ايشان زماني سردابه آن قرارگاه عيساي مصلوب بود. در آنجا يكديگر را در آغوش كشيدند و از فرط سرور و فراغ بال گريستند و براي پيروزي خويش حمد خداوند مهربان را گفتند.

 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 22:47 |

افزايش تعداد آلمانی هايی که مسلمان شده اند 

طبق گزارشی در نشريه آلمانی اشپپيگل در سال های اخير بر تعداد آلمانی هايی که به دين اسلام گرويده اند، افزوده شده است. اين گزارش اشپيگل بر اساس تحقيقی است که توسط "مرکز آرشيو اسلامی آلمان" انجام گرفته است.

اين تحقيق، که به هزينه وزارت کشور آلمان انجام شده، نشان می دهد که از ژوئيه ۲۰۰۴ تا ژوئن ۲۰۰۵، بالغ بر چهار هزار نفر در آلمان مسلمان شده اند. اين آمار بيانگر اين نکته است که تعداد آلمانی هايی که مسلمان شده اند به نسبت سالهای قبل ۴ برابر شده است.

"سليم عبدالله"، از مسئولان مرکز آرشيو اسلامی آلمان، در گفتگو با اشپيگل آنلاين گفته است: "سابقا بيشتر زنانی که می خواستند با مردان مسلمان ازدواج کنند، مسلمان می شدند اما در سالهای اخير دلايل گوناگونی برای مسلمان شدن آلمانی ها وجود دارد."

"محمد هرزوگ"، امام جماعت مسجد برلين، در اين ارتباط می گويد: "تعداد زيادی از کسانی که به تازگی مسلمان شده اند، مسيحيان معتقدی بوده اند که در مورد دين خود دچار ترديد شده اند."

"زهرا"، از زنان آلمانی است که ۴ سال قبل مسلمان شده است. نام قبلی او " اوريکه " بوده است . همسر او از مسلمانان ترکيه است و دختری ۲ ساله دارد. روپوش بلندی بر تن دارد و روسری که تمام موهايش را پوشانده است.

او، که می خواهد دخترش را طبق قوانين اسلام بزرگ کند، از علت روی آوردنش به اسلام می گويد: "ازدواج با همسرم برای من امکانی شد تا دين اسلام را بشناسم. در ابتدا من برای ازدواج با او در مورد مسلمان شدن، فکر کردم، اما بعد توانستم اسلام را کشف کنم. حالا اگر از من بپرسند چرا همسرت را دوست داری می گويم برای اينکه امکانی شد تا من به اسلام برسم."

زهرا در ادامه می گويد: "آنچه در اسلام مهم است برابری حقوق زن و مرد است. بر خلاف همه تبليغاتی که بر عليه اسلام در اين مورد می شود، زنان در اسلام از حق کامل برخوردارند."

در نزديکی يک مرکز اسلامی در غرب شهر کلن می توان از لهجه مردی که تسبيح در دست دارد، دريافت که او آلمانی است. سنش را نمی گويد اما می توان حدس زد که حدود ۴۰ تا ۴۵ سال دارد. نام "علی" را برای خود انتخاب کرده است. با خرسندی از گرايشش به اسلام می گويد: "من سال قبل مسلمان شدم. حالا در اينجا سعی می کنم نماز را به زبان عربی بدون غلط بخوانم. من در مورد اسلام مطالعه کردم. پيش از اين احساس می کردم چيزی در زندگی من کم است و حالا آنرا پيدا کرده ام. احساس آرامش می کنم. از دستورات اسلام پيروی می کنم. هيچکدام آنها به نظرم دست و پا گير نيستند. خانواده من مسيحی معتقدی هستنند و از مسلمان شدن من راضی نيستند. پيش از اسلام من دين يهود و بودايی را هم مطالعه کردم .حالا احساس می کنم که مهاجرين مسلمان را بهتر می فهمم و می توانم با آنها ارتباط برقرار کنم."

جنبش زنان در آلمان

در مورد مسلمان شدن زنان آلمانی گروهی از هموطنان آنها نظر مخالف دارند.

"رناته ویـتکه"، مردم شناس و از کسانی است که از حضور معلمين زن با روسری در کلاس های درس به عنوان امری شخصی دفاع می کند اما روی آوردن زنان آلمانی به اسلام را درک نمی کند.

او می گويد: "برای من دشوار است که فکر کنم بعد از همه سالها مبارزات زنان در اروپا برای برابری حقوقشان حالا کسی بيايد داوطلبانه حقوق خود را محدود کند و اجازه بدهد که برايش تصميم بگيرند. من می دانم که زنان در کشورهای اسلامی با چه مشکلاتی روبرو هستند و چقدر تلاش می کنند تا دروضعيت خودشان تغييراتی ايجاد کنند. ما بايد به عنوان زن با آنها همبستگی داشته باشيم و اين به معنای اين نيست که خودمان را در شرايط آنها قرار بدهيم."

 

تاکنون آمار دقيقی در مورد نسبت جنسی آلمانی هايی که مسلمان شده اند، منتشر نشده است با اين حال گفته می شود که تعداد زنان بيشتر است.

"مونيکا کوخ"، دوسال قبل به اسلام گرويده است. پوشش او اسلامی و" فاطمه" نام تازه اوست: "من سالها در کشورهای عربی زندگی کردم. در آنجا با مسلمانان آشنا شدم و محبت و گرمای آنها مرا با دينشان آشنا کرد و وقتی اسلام را شناختم چنان شيفته آن شدم که ديگر نتوانستم از آن جدا شوم. حالا من تلاش می کنم که به همه بگويم که اسلام واقعی چگونه است."

سایت بی بی سی

http://www.kelisa-masjed.blogfa.com 

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:51 |

مسلمان شدن 41 نفر از خانواده حاجیان تازه مسلمان

به نقل از روزنامه الرياض عربستان 41 نفر از خانواده هاي تازه مسلمانان در سفر معنوي حج امسال در دفتر تبليغات و ارشاد مسلمان شدنشان را اعلام کردند. این دفتر سفر حج را برای 300 نفر از تازه مسلمانان برگزار کرده که همراه با برنامه های تبلیغی، فرهنگی بوده است. این برنامه ها علت اصلی مسلمان شدن این افراد بوده است.

همچنین مدیر دفتر آقای نوح ناصر قرین بیان کرد که این حاجیان در طول دو سال گذشته لذت ایمان را چشیده اند. آنها با دیدن ملیونها مسلمان و تضرع آنان در درگاه الاهی در مشاعر مقدسه، احساس خود را با تلفن به خانواده شان منتقل می کردند. در تماسی تلفنی با حضور شیخ عبدالرحمن عجلان در مسجد الحرام خانواده یکی از حاجیان اسلام خود را اعلام کردند.

این تماسها ادامه داشت و مجموعا 41 نفر از اعضای خانواده حاجیان تازه مسلمان در این سفر اسلام خود را اعلام نمودند.

http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:49 |

جمعيت‌شناسي مسلمانان در آمريكا

نوشته پروفسور حمید مولانا نيم قرن پيش، جامعه‌شناسان و كارشناسان علوم سياسي غرب فكر نمي‌كردند كه اسلام به يك نقطه قدرت بزرگ در سيستم بين‌المللي تبديل شود. به همين جهت مطالعه نفوذ مسلمانان در دنيا از جنبه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و منطقه‌اي تقريباً ناچيز بود.

در آمريكاي شمالي و ايالات متحده آمريكا نيز جمعيت مسلمانان و فعاليت آنها در حاشيه قرار داشت. در سه دهه اخير و به ويژه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران نه تنها اين پيش‌فرضها و معادلات به هم خورده است بلكه امروز برداشت و تحليل جديدي از جايگاه اسلام و مسلمانان در امور بين‌المللي به وجود آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:45 |

مبارزه برای تسلیم

 

در حال حاضر، اسلام سریع‌ترین اعتقاد در حال گسترش در آمریکا محسوب می‌شود به طوری که هر روز در نقاط مختلف این کشور، فردی غریبه بدون اطلاع از اطرافیان مخالف این دین شهادتین می‌گوید و بر یگانگی خداوند زمین و آسمان و رسالت آخرین پیامبرش گواهی داده

تا این اتفاق هر روزه در گوشه و کنار این کشور، شکست بزرگی برای بزرگترین سرمایه‌گذار علیه اسلام محسوب شود.

این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که تمام غول‌های رسانه‌ای، اسلام را دین نفرت و خشونت و دین اختصاصی! جهان سوم معرفی می‌کنند. و جالب‌تر اینجاست که این رویه بدون طرح و نقشه‌ی قبلی و بدون حمایت از سوی سازمان خاصی صورت می‌گیرد و اگرچه تبلیغات اسلامی می‌تواند عامل موثری در پذیرش این دین باشد؛ ولی بی‌شک مهمترین دلیل این موفقیت همان فطرت الهی بشر است، چرا که تلاش سازمان‌های اسلامی در مقابل مبلغان و فراماسونری‌های مسیحی حرکت ناچیزی است.

هرچند مسلمانان از این اتفاق خوشحال هستند ولی سوال مهم‌تر آن است که چه چیزی باعث می‌شود تمام موانع برای رسیدن به این دین پشت سر گذاشته شود. چه چیزی باعث راهنمایی و تغییر روش زندگی مردمی می‌شود که تا دیروز نوعی دیگر زندگی می‌کردند. و مهم‌تر از آن، پاسخ به سوءظن و تبلیغات منفی رسانه‌های غربی است.

شاید همانطور که عنوان کتاب جفری لانگ "مبارزه برای تسلیم" پیشنهاد می‌کند؛ چیزی برای توضیح روشن این اتفاق وجود ندارد. "جفری" نویسنده‌ای است که در جایگاه یک فارغ‌التحصیل مدارس مذهبی کاتولیک، دین فعلی مسیحیت را دینی پر از تحریف و دروغ می‌یابد و حتی در بعضی موارد وجود خدا را منکر می‌شود.

وی اول بار در یک کنفرانس ریاضی در سانفرانسیسکو، "محمود قندیل" یکی از دانشجویان بورسیه‌ی عربستان را ملاقات می‌کند. وقتی لانگ درباره مسئله‌ای پزشکی از قندیل سوالی می‌پرسد، وی به صراحت و با اعتقاد خاصی جواب سوال او را به زبان انگلیسی می‌دهد، مباحثه طولانی می‌شود و استاد دانشگاه نیز به جمع آنها اضافه می‌شود و بعد از مباحثات علمی چند کتاب اسلامی همراه یک جلد قرآن مجید به استاد هدیه می‌دهد. لانگ هم قرآنی هدیه می‌گیرد و بعد از خواندن قرآن به سادگی مسیر خود را به سوی نمازخانه دانشگاه پیدا می‌کند و همراه دیگر دانشجویان بدون هیچ مبارزه‌ای، تسلیم قوانین و دستورات الهی می‌شود. او توسط قرآن مغلوب می‌شود و شکست خود را در دو فصل اول کتاب "تسلیم شدن در مقابل خداوند" و یک پیروزی می‌نامد.

وی در دو فصل اول کتابش با زبانی ساده این مبارزه را برای مخاطب غربی ترسیم می‌کند و از قدرت لایزال خداوندی صحبت می‌کند: "نقاش‌ها می‌توانند چشم‌هایی در تصویر صورتک‌های خود بکشند که شما را از مکانی به مکان دیگر راهنمایی کند، ولی کدام نویسنده پیدا می‌شود تا بتواند در قالب کتابی فراز و نشیب زندگی و گذشته و آینده انسان‌ها را پیش‌بینی کند؟ در خطوط قرآن تمام افکار و نظریات من به سادگی جواب داده شد و چگونه نویسنده‌ای می‌تواند نوشته‌های مرا قبل از خلق آنها بخواند؟"

لانگ که قبل از این به تمام گفته‌های مبهم کتاب مقدس مسیحیان درباره‌ی علم و امور دنیوی و اخروی آگاه است؛ در مقایسه‌ی قرآن با انجیل به روشنی آیات قرآن شهادت می‌دهد و وقتی مدتی از اقامه‌ی نمازهای روزانه‌اش می‌گذرد، حقایقی تازه از زیبایی و مزایای معنوی نماز قبل از طلوع آفتاب کشف می‌کند و آن را به ترک دنیا قبل از پیدایش آن، همراه فرشتگان برای ستایش خدا تشبیه می‌کند (کنایه از روز و ناپدید شدن شب) و وقتی منتقدان زبان‌ عربی اسلام می‌پرسند: "خواندن خدا با زبان بیگانه و عربی چگونه حالتی است؟" جواب می‌دهد: "چطور یک کودک وقتی صدای مادرش را می‌شنود و آرام می‌شود، شما از این حالت تعجب نمی‌کنید؛ ولی وقتی به زبان خداوند حرف می‌زنیم، شکایت دارید؟"

تنها ضعف عمده‌ی این کتاب، در بیان نامناسب شخصیت پیامبر(ص) و هدف ارسال پیامبران است که البته خود مبحثی پیچیده محسوب می‌شود. وی با استناد به احادیث نقل شده از علمای اهل سنت و نقل قول‌های طولانی از شرق شناسان معروف، در معرفی پیامبر اکرم(ص) تنها به مهربانی و دلسوزی پیام آور خدا اشاره می‌کند و در واقع علی‌رغم ابراز علاقه و ارادات خود به پیامبر(ص) در این بحث، مانند نابینایان، کورمال کورمال به دنبال روشنایی می‌گردد.

او حرف‌هایی درباره‌ی پیامبر(ص) شنیده، ولی معانی دقیق آن را هنوز درک نمی‌کند. یاران پیامبر و محبت آنها را نسبت به نبی اکرم بیان می‌کند؛ ولی علت این محبت و عشق را بیان نمی‌کند و به عبارت دیگر نمی‌تواند بیان کند. به هر حال نوشتن چنین اثری برای یک تازه مسلمان و معرفی اسلام برای مخاطبان غربی، با ارزش است. و واضح است که این نویسنده تازه مسلمان باید راه درازی برای کشف حقایق بیشتر درباره دین مبین اسلام و مبارزه برای تسلیم نه مبارزه با تسلیم را باید طی کند.

نوشته: محمد حسنلو

کتاب نیوز

 http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:40 |
تو مثل یوسف درمیان برادرانش شده ای!
بعد از اتمام جلسه ي سخنراني مسيحي مسلمان شده به نزد او رفتم تا با او صحبت كنم او چنين گفت: علي شيخ هستم كاتوليك بودم در خانواده مسيحي بسيار متدين در شهر بغداد به دنيا آمدم،پدرم از كوچكي به ما مي گفت:در مورد مسلمانها مواظب باشيد و از آنها بترسيد
اسلام در مورد مسيحيت بد ميگويد،مسلمانها ما را نجس مي دانند،گاهي قبل از شروع برنامه ها كه قرآن پخش مي شد پدرم يا صدايش را كم ميكرد يا تلويزيون را خاموش مي كرد،يك روز يكي از رفقاي مسلمان به من گفت برو از مريم بپرس عيسي را از كجا آورده است؟!منظور بدي داشت با خودم فكر كردم هان ديدي پدرت راست مي گفت؛جوان بوديم مي خواستيم برويم اروپا زندگي كنيم،از عراق نمي شد به تركيه آمدم باز هم نشد، ناچار به ايران آمدم و بنا به دلايلي مجبور به سكونت در ايران شدم،روزي با يكي از افراد شيعه وارد بحث شدم،گفتم شما چرا مي گوييد حضرت مريم بدكاره بوده؟گفت اتفاقا تنها زني كه از او در قرآن اسم برده شده،حضرت مريم است،ما در قرآن حتي يك سوره به نامِ حضرت مريم داريم؛متحير شدم ماجراي خودم ورفيقم رابرايش تعريف كردم گفت يا مسلمان نبوده يا وهابي بوده؛گفت قرآن بخوان و خودت ببين تا مطمئن شوي خواندم قرآن را و هر چه جلوتر مي رفتم عقل مي گفت اين دين درست است؛و شيطان مي گفت تو مي فهمي و علماي مسيح نمي فهمند ،خانواده ات را چه مي كني؟! پس از اتمام آخرين سوره از قرآن به مدت سه روز نه خوابيدم نه غذا خوردم در اين عالم نبودم ..
روح از حصار جسم آهنگ پريدن داشت
با هر نفس جاري شدن در عشق ديدن داشت
..من حال خود را بعد از اين ديگر نفهميدم...
از اين جهان نه مي شنيدم من نه مي ديدم
..بي بال و پر در عالمي ديگر رها بودم...
اما نمي دانم نمي دانم كجا بودم
شب سوم خيلي گريه كردم و فردا ظهر در حاليكه نيروي عظيمي در وجودم احساس مي كردم به مسجد رفتم و به روحاني مسجد گفتم مي خواهم نماز بخوانم گفت خب برو بخوان گفتم من مسيحي هستم و مي خواهم مسلمان شوم در چشمانش اشك پيچيد مرا در آغوش گرفت و بوسيد و بالاخره بعد از گفتن شهادتين نماز ظهرم را در مسجد به جماعت خواندم و مسلمان شدم؛
پرسيدم :خانواده چه شد؟گفت:پانزده سال است مسلمان شده ام با من قطع رابطه كرده بودند؛تا اينكه هشت سال پيش كه براي تبليغ به شمالِ عراق رفته بودم پدرم را ديدم با او بسيار صحبت كردم و گفتم نظرت در مورد من چيست ؟گفت تو مثل يوسف در ميان برادرانش شده اي و بسيار برايم عزيزي..دوباره رابطه ها آغاز شد،و در حالي كه مي خنديد ادامه داد:اكنون كه با خانواده ام رابطه دارم آنها دارند سعي ميكنند مرا ازاين ضلالت در بياورند
گفتم يك كتاب به من معرفي كنيد كتابي كه خيلي روتون تاثير گذاشته باشه تا بخونم؛تبسمي كرد و گفت:خواهرم قرآن بخوان
وبلاگ لبیک

 http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:36 |

رئیس اسبق شاخه جوانان حزب کمونیست روسیه:با دیدن عکس امام خمینی(ره) با اسلام آشنا شدم!

خبرگزاری فارس: رئیس اسبق شاخه جوانان حزب کمونیست روسیه گفت: دین اسلام یک اعجاز و کیمیا است و ایرانیان به عنوان منتظران دولت امام زمان(ع) باید به خود افتخار کنند. به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، اصخرف رفیع الدین ظهر امروز در جمع برخی تشکل های فرهنگی مذهبی اصفهان با اشاره به فساد در کشورهای غربی افزود: مسلمانان باید قدر دین خود را بدانند و از توفیقی که خداوند نصیب آنان کرده است به نحو شایسته بهره برداری کنند.
وی با بیان اینکه با دیدن عکس امام خمینی (ره) با دین اسلام آشنا شده است اظهار داشت: شاید برای مسلمانان عجیب باشد که دیدن یک عکس بتواند انسان را عاشق اسلام کند اما این برای کسانی که در تشنگی مطلق معنوی به سر می برند کاملا صحت دارد.
رئیس اسبق شاخه جوانان حزب کمونیست روسیه تصریح کرد: دین اسلام مانند کیمیا بر روح تشنه انسان اثر می گذارد همانگون که من پس از مسلمان شدن احساس کردم دوباره متولد شده ام.
وی ادامه داد: افرادی که در اروپای غربی مسلمان می شوند مانند کسانی هشتند که در بیابان به دنبال آب بوده اند و با تلاش و جودیت خود آب را پیدا کرده اند.
رفیع الدین افزود: مسلمانان با ادای تکالیف خود در برابر اسلام به آن بدهی ندارند اما کسانی که تازه با دین اسلام آشتنا شده و مسلمان می شوند احساس می کنند که به این دین بدهی دارند و باید تکالیف خود را به خوبی انجام دهند.
وی ادامه داد: فرهنگ انتظار در بین مسلمان از ارزش معنوی بسیاری برخوردار است و مسلمانان باید بدانند که منتظر واقعی امام زمان(عج) است.
وی با بیان اینکه امام زمان(عج) منتظر است تا مسلمانان با شناخت بیشتر از اسلام رسالت واقعی خود را انجام دهند بیان داشت: باید ظرفیت های موجود برای ظهور درونی امام آماده شود و پس از آن منتظر حضور فیزیکی امام عصر بود.
  http://www.kelisa-masjed.blogfa.com
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:32 |

 

اگر كتاب مقدس براساس الهام نوشته شده،

 چرا مشتمل بر امور متناقض است؟

مسيحيان معتقدند كه خداوند كتابهاي مقدس را به وسيله مؤلفاني بشري نوشته است. و براساس اين اعتقاد مي‌گويند كه كتابهاي مقدس يك مؤلف الهي و يك مؤلف بشري دارند. به عبارت ديگر مسيحيان معتقدند كه خدا كتاب مقدس را به وسيله الهامات روح‌القدس تأليف كرده و براي اين منظور مؤلفاني از بشر را براي نوشتن آنها برانگيخته و آنان را در نوشتن به گونه‌اي ياري كرده كه فقط چيزهايي را كه او مي‌خواسته است، بنويسند.

از نظر مسيحيان خدا مؤلف نهائي كتاب مقدس است جز اينكه اين عمل را از طريق مؤلفاني بشري كه كارگزاران وي بوده‌اندبه انجام رسانيده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 22:20 |

جنگ هاي صليبي (5)

نخستين جنگ صليبي: 1095-1099

در خلال اين احوال، هر يك از امرا و اربابان فئودال كه دعوت پاپ را براي شركت در جنگ صليبي لبيك گفته بود، در حوزه خويش قواي خود را گرد آورده بود. در ميان اين امرا و سالاران هيچ يك از پادشاهان اروپا نبود، و در واقع هنگامي كه اوربانوس مردم را به جنگ صليبي دعوت ميكرد، فيليپ اول پادشاه فرانسه، ويليام دوم پادشاه انگليس، و هانري چهارم امپراطور آلمان همگي محكوم به تكفير پاپي بودند. لكن عده زيادي از كنتها و دوكها حاضر شدند كه در چنين جهادي شركت كنند - و تقريبا تمامي آنها از قوم فران يا فرانسوي بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 15:0 |

 

آيا رسالههاي منسوب به پولس جعلي هستند ؟

 

اين سؤال در حقيقت ميگويد كه آيا نامههاي پولس در مسيحيت ميتواند اعتبار داشته باشد يا فاقد اعتباراند. اين مسئله از چند جهت قابل بررسي است:

جهت اول اگر پولس همين است كه مسيحيت او را معرّفي ميكند. چه در زمان بعد از مسيحي شدنش و چه قبل از آن درين صورت خود پولس در دين مسيحيت نبايد هيچ اعتباري داشته باشد تا چه رسد كه به نامههاي او اعتبار داده شود.

پولس از نظر ويل دورانت يك مرد هيجانپذير، ماجراجو و تخيلگرا بوده است و ميگويد او ميتوانست بيرحم باشد ولي نميتوانست پشيمان شود. پولس بنابر آنچه كه در اعمال رسولان ذكر گرديده يك يهودي متعصّب بوده و تا سر حدّ مرگ مسيحيان را آزار ميداده است. او هرگز حضرت عيسي ع را نديده است او در حالي كه در رأس دژخيمان يهودي قرار داشت مراسم سنگسار «استيفان» كه يكي از مسيحيان پاك و مقدس بود با رضايت او انجام گرفت و خودش در اين مراسم حضور داشته است و در همان زمان مسئول شكنجههاي كشنده بر جامعه مسيحيت بود، كليساها را ويران كرده و گستاخانه وارد خانههاي مردم شده و زنها و مردها را بيرون كشيده و به زندان ميبُرد.

داستان مسيحي شدن پولس نه تنها مسيحي بودن او را نميتواند ثابت كند بلكه بر بياعتباري او ميافزايد. چون اولاً اين داستان فقط از زبان خود او نقل شده است. و ثانياً دراين داستان اضطراباتي وجود دارد كه كذب و جعلي بودن داستان و يا لااقل تخيلي بودن آن را ثابت ميكند. او خودش ميگويد: وقتي كه براي دستگيري مسيحيان عازم دمشق بودم نزديك ظهر ناگهان از آسمان به اطراف من نور درخشيد من به زمين افتادم و صدايي شنيدم كه ميگفت: «اي شائول، شائول، چرا بر من جفا ميكني؟» پرسيدم اي خداوند تو كيستي؟ پاسخ داد من عيساي ناصري هستم!! من عرض كردم چه كنم؟ خداوند به من گفت برخيز و به سوي دمشق برو و در آنجا كارهايي كه به تو واگذار ميشود به تو گفته خواهد شد اگر خوب به اين داستان دقت شود پولس تلاش كرده است كه اساس دو چيز را در همين داستان ساختگي و تخيلي خودش پيريزي كند. يكي الوهيت و خدايي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ و ديگري رهبري خودش را بر جامعه مسيحيت. و لذا در داستان خودش مرتكب اضطراب و اشتباهي شده است كه هيچ عقلي نميتواند آن را بپذيرد و آن اينست كه اولاً او چگونه به مجردي كه صدايي ميشنود فهميد اين صدا صداي خداست و به او خطاب ميكند كه «اي خدا تو كيستي» ثانياً اين سؤال پولس با يك مشكلي مبتلا است كه اصلاً قابل جواب نيست و آن اينست كه اگر پولس صاحب صدا را ميشناخته است پس چرا پرسيده است كه «تو كيستي» و اگر او را نه شناخته، پس چرا به او خطاب كرده است «اي خدا». مگر اينكه گفته شود در نزد پولس خدايان متعددي وجود داشته و با صداهاي آنان خدا را تشخيص ميداده است امّا اسمشان را نميدانسته است گويا پولس سؤالش چنين بوده است كه اي خدايي كه مرا صدا ميكني تو از ميان خدايان كدام يكي هستي!! پولس بعد از اعلام مسيحتش در دمشق در قالب همين داستان بلافاصله به صراحت ميگويد كه عيسي پسر خدا است.

بياعتباري داستان مسيحي شدن پولس زماني يقينيتر و مسلّمتر ميگردد كه او اين داستان را بعد از اينكه در يك عشق با يكي از دختران زيباي يهودي شكست ميخورد و معشوقهاش با امپراطور روم ازدواج ميكند، ميسازد. پس با توجه به اينكه پولس نه حواري بوده و نه شاگرد و نه حتي با هيچ يكي از شاگردان آن حضرت آشنا بوده و نه چيزي از تعاليم مسيحيت به گوش او رسيده است و با توجه به اينكه سابقه سوء از جهات مختلف داشته است چگونه مسيحيان سخنان او را به عنوان تعاليم مسيحيت ميپذيرند و نامهها و رسالههاي او چه اعتباري ميتواند داشته باشد مگر اينكه گفته شود پولس خودش پيامبري بوده است كه هيچ ربطي به حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ و دين او ندارد!

جهت دوم: بياعتباري نامههاي منسوب به پولس از مقايسه نامههاي او با منابع ديگر عهد جديد خصوصاً انجيل متي نيز قابل اثبات است. چون مطالب متعددي در نامههاي پولس وجود دارند كه با اصولي كه در اناجيل از حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ نقل شدهاند منافات صريح دارند و به چند مورد در اينجا اشاره ميشود.

مورد اول اينست كه پولس در موارد بيشماري الوهيت و فرزندي عيسي ـ عليه السلام ـ را از براي خداوند مطرح كرده است به عنوان نمونه يك مورد را ذكر ميكنيم. او ميگويد خداوند فرزند خود را به صورت انسان جسماني و گناهكار براي آمرزش گناهان بشر فرستاد در حاليكه در اعمال رسولان در موارد متعددي عيسي ـ عليه السلام ـ را به عنوان انسان و بنده ی خدا مطرح نموده است. لوقا كه مؤلف اعمال رسولان است از قول حضرت موسي ـ عليه السلام ـ آمدن حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ را چنين بيان ميكند: «موسي گفت: خداوند خداي شما نبيئي مانند من از ميان برادران شما براي شما بر خواهد انگيخت و كلام او را در هرچه به شما ميگويد بشنويد.»[6] در اعمال رسولان حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در فصلهاي متعدد بنده ی خدا دانسته شده است. و سخناني را كه از پطرس و رسولان ديگر در پاسخ به كاهنان نقل ميكند نيز بر بندگي عيسي وعدم الوهيت او دلالت دارد آنجا كه ميگويند: از خدا بايد اطاعت كرد نه از انسان. خداي پدران ما، همان عيسي را كه شما مصلوب كرده و كشتيد زنده گردانيد.

مورد دوم از تنافي نامههاي پولس با منابع ديگر عهد جديد، مسئله انكار شريعت است. پولس معتقد بود كه ايمان به مسيح بدون عمل كافي در نجات است. او در اين نامههايي كه منسوب به اوست اصرار بر انكار شريعت دارد و آنرا دروازهاي به سوي گناه ميپندارد و اين مطالب را به عبارات مختلفي در فصول و موارد متعددي بيان كرده است. مثلاً در فصل هفتم نامه ی او به روميان چنين ميگويد: ما نسبت به شريعت كه موجب بردگي ما بود مردهايم، ازين پس بايد خدا را به وسيله روحالقدس خدمت كرد نه مانند گذشته كه از قوانين نوشته شده اطاعت ميكرديم.

پولس با بيان اين مطالب انسان را از قيد شريعت آزاد ميداند. اين نامههاي پولس اگر با معيارهاي كتب ديگر عهد جديد سنجيده شود بياعتباري آنها خود بخود ثابت ميگردد. چون حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ آنطوري كه در انجيل متي نقل شده است اسرار بر شريعت و عمل به آن داشته و حتي شرايع گذشته مورد تأييد و تكميل او قرار داشته است. انجيل متي سخن حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ را چنين نقل ميكند: «تصور ميكنيد كه من از بهر ابطال قدرت و رسائل انبياء آمدهام نه بلكه جهت تكميلي آمدهام.»اناجيل خصوصاً انجيل متي دستورهاي تشريعي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ را در مسائل مختلف نقل كردهاند. حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ پيروان خود را به روزهداري بدون ريا توصيه كرده است و نيز توصيه نموده كه صدقه را بدون ريا بپردازيد و در مورد زنا ميگويد؛ «شنيدهايد گفته شده زنا مكن امّا من به شما ميگويم هرگاه مردي از روي شهوت به زني نگاه كند در دل خود با او زنا كرده است...» و نيز انتقامجويي را مورد نكوهش قرار داده و نه تنها دوستي با همسايه را بلكه دوستي با دشمنان را نيز توصيه نموده و مردم را از قسم خوردن منع كرده است. و نيز در فصل هفتم آيه 24 انجيل متي ميگويد: «پس كسي كه سخنان مرا ميشنود و به آنها عمل كند مانند شخص دانايي است كه خانه خود را بر سنگ بنا نموده.»

مورد سوم منافات نامههاي پولس با متون عهد جديد مسئله آمرزيده شدن همه بشر و تبرئه آن از گناه بعد از آمدن حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ ميباشد. پولس در قسمتهاي متعددي از نامههاي خود با تعبيرات مختلف گفته است كه بشر با آمدن عيسي ـ عليه السلام ـ از هرگونه گناهي نجات پيدا كرده و تبرئه گرديده ديگر در عالم گناهي وجود ندارد چون شريعت وجود ندارد. او ميگويد: با آمدن عيسي ـ عليه السلام ـ انسانهاي كه با گناه آدم ـ عليه السلام ـ محكوم شناخته شده بودند همگي تبرئه گرديدند.در جاي ديگر مي‏گويد همانطوري كه بسياري در نتيجه سرپيچي يك نفر گناهكار گشتند به همان طريق بسياري هم در نتيجه ی فرمانبري يك نفر كاملاً نيك محسوب خواهند شد.در قسمت ديگري از نامههاي خود ميگويد: پس ديگر براي كساني كه در اتحاد با مسيح بسر ميبرند هيچ محكوميتي وجود ندارد.

اين مطالب كه پولس در سراسر نامههايش بر آن تأكيد دارد با صراحت بر مطالبي كه در اناجيل آمده است منافات دارد. از آن جمله مسئله ی دعا است كه حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ براي آن شرايطي قرار داده و روش و موارد آن را بر مردم خصوصاً در مورد آمرزش گناهان آموخته است حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ بر طبق نقل اناجيل گفته است: در خلوت و در حضور پدر ناديده ی خود دعا كن و پدري كه هيچ چيز از نظر او پنهان نيست اجر تو را خواهد داد... و بعد چنين ميگويد: «اي پدر آسمانها، نام تو مقدس باد، پادشاهي تو بيايد... گناهان ما را بيامرز...»

با وجود اين همه تنافي و تناقض نامههاي پولس كه به چندمورد آن اشاره شد با اناجيل و اعمال رسولان چه اعتباري براي آن باقي ميماند مگر اينكه نامههاي او را معيار حقيقت قرار داده و بر اناجيل و اعمال رسولان خط بطلان كشيده شود.

جهت سوم درباره ی بياعتباري نامههاي پولس مسئله جعلي بودن آنهاست. و اگر گفته شود در معرّفي پولس جعل و تحريفهايي صورت گرفته است لازمه آن اين ميشود كه ديگر نه تنها نامههاي منسوب به پولس از اعتبار ساقط ميگردند بلكه اين بياعتباري به سوي اعمال رسولان و اصول مسيحيت كه مبتني بر آنها است نيز به شكل واضحتري سرايت خواهد كرد.

به هر صورت تحريف و جعل نه تنها در نامههاي پولس بلكه در خود اناجيل و هر اثر بشري ديگر راه دارد و نميتوان آن را منتفي دانست. و اين را با قاطعيت ميتوانيم بگوئيم كه اين نامههاي كه به پولس نسبت داده شدهاند به طور مسلّم ابلاغيات و نظريات شخصي خود نويسنده ميباشد و نه تنها به دين واقعي حضرت مسيح و علوم آسماني ربطي ندارند بلكه با اناجيل اربعه هم نميتوانند مرتبط بشوند. بنابراين از اين جهت جعل و تحريف نسبت به آنها ثابت است.

و امّا اينكه اين نامهها را پولس ننوشته و ممكن است كسان ديگري آنها را نگاشته و به پولس نسبت داده شده و يا لااقل نامههاي او با دستبرد و جعلكاري تحريف شده باشند ولو اين ادّعا ممكن است براي تبرئه و تقديس پولس مطرح گردد ولي در عين حال اين احتمال هم منتفي نميباشد. و سخنان ويل دورانت اين احتمال را تقويت ميكند او ميگويد: نامههاي پولس مستقيماً به قلم خود او نبوده بلكه آنها را به ديگران املا ميكرد و غالباً بعد از تحرير، مطالبي را به آنها ميافزود و ظاهراً آنها را اصلاح هم نميكرد و همانگونه كه به صورت غريزي تراوش كرده بود با تكرارها و ابهام و نواقص دستوري باقي ميگذاشت.

جهت معلومات بيشتر به كتب زير رجوع ميشود:

1. عيسي ـ عليه السلام ـ پيامآور اسلام، تأليف دكتر احمد بهشتي.

2. تاريخ تمدن، ج 3، (قيصر و مسيح)، تأليف ويل دورانت.

3. مقدمهاي بر انجيل برنابا، به قلم سيد محمود طالقاني.

قرآن كريم:

«پس واي بر آنها كه نوشتهاي با دست خود مينويسند سپس ميگويند اين از طرف خدا است تا آنرا به بهاي كم بفروشند. پس واي بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و واي بر آنان از آنچه از اين راه بدست آوردند.»

بقره، آيه 79

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 22:7 |