تبليغاتX
مسجد و كليسا - mosque&church

درکلیسا به دلبری ترسا(آخرین قسمت)

وقتی پاپ با واکنش مسلمانان روبرو شد ، البته بایستی پذیرفت که برخی واکنش ها به هیچ روی پسندیده و قابل دفاع نبود.آن واکنش ها ابزار و امکانی شد که عده ای بگویند به همین دلیل پاپ چنان تفسیری از اسلام داشت .خواهر لئونلا اسگورباتی راهبه ای 66 ساله که در بیمارستان کودکان در مگادیشو به عنوان پرستار خدمت می کرد، توسط دو نفر از پشت سرهدف قرار گرفت و کشته شد. لئونلا وقتی گلوله خورده بود، گفته بود:" می بخشم."

شیخ ابوبکر حسن ملیم در سومالی در خطبه های نماز حمعه، پاپ را تهدید به قتل کرد. از مسلمانان خواست که پاپ را پیدا کنند و به مجازات برسانند! در کرانه غربی ، در شهر نابلس، عده ای با کوکتل مولوتف به کلیسا ها حمله کردند. آن ها خودشان را "شیر های توحید" خوانده بودند. جرج عواد، رهبر مسیحی کلیسای کاتولیک نابلس، با محکوم کردن سخنان پاپ گفته بود این سخنان به تعصب و جهالت دامن می زند که اثرش را در آتش زدن کلیسا می بینیم. مسلمان و مسیحی سال های طولانی است که در کنار هم با دوستی و محبت زندگی می کنند. چرا باید سخنی گفت که بذر بی اعتمادی و دشمنی را در دلها می پروراند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:19 |

درکلیسا به دلبری ترسا(37)

رویکرد پاپ به سیاست و قدرت ، امری نیست که تازگی داشته باشد و با پاپ شروع شده باشد. مدتی پیش پاپ در یک نشست خصوصی با شاگردانش گفته بود مسلمانان اگر می خواهند در جهان مدرن زندگی کنند، می بایست تفسیر انقلابی از قرآن فراهم آورند.البته ایشان در مناسبت دیگری گفته بود مسلمانان نمی توانند تفسیری نو از قرآن ارایه دهند. زیرا قرآن کلمه ی خداوند است و مسلمانان امکان تفسیر آن کلمات را ندارند.این که مسلمانان می توانند از قرآن تفسیری عصری و عقلانی ارائه دهند، امر پوشیده یا پیچیده ای نیست.در قرن گذشته، یکی از مهمترین تفاسیر قرآن مجید، توسط علامه طباطبایی نوشته شده است. به گمانم می توان تفسیر علامه را مهمترین کتاب در قلمرو اسلام و قرآن در قرن بیستم محسوب کرد. همه تفاسیر دیگری که نوشته شده است با فاصله قابل توجهی پس از المیزان قرار می گیرند. حتی بسیاری از تفاسیر متقدم هم، با المیزان فاصله دارند.چنین تفسیری، نشانه روشنی است که چگونه می توان از قرآن به اعتبار محتوا و ماهیت قرآن و نه تحمیل نظر بر آن، تفسیری نو ارائه داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:17 |

درکلیسا به دلبری ترسا(37)

رویکرد پاپ به سیاست و قدرت ، امری نیست که تازگی داشته باشد و با پاپ شروع شده باشد. مدتی پیش پاپ در یک نشست خصوصی با شاگردانش گفته بود مسلمانان اگر می خواهند در جهان مدرن زندگی کنند، می بایست تفسیر انقلابی از قرآن فراهم آورند.البته ایشان در مناسبت دیگری گفته بود مسلمانان نمی توانند تفسیری نو از قرآن ارایه دهند. زیرا قرآن کلمه ی خداوند است و مسلمانان امکان تفسیر آن کلمات را ندارند.این که مسلمانان می توانند از قرآن تفسیری عصری و عقلانی ارائه دهند، امر پوشیده یا پیچیده ای نیست.در قرن گذشته، یکی از مهمترین تفاسیر قرآن مجید، توسط علامه طباطبایی نوشته شده است. به گمانم می توان تفسیر علامه را مهمترین کتاب در قلمرو اسلام و قرآن در قرن بیستم محسوب کرد. همه تفاسیر دیگری که نوشته شده است با فاصله قابل توجهی پس از المیزان قرار می گیرند. حتی بسیاری از تفاسیر متقدم هم، با المیزان فاصله دارند.چنین تفسیری، نشانه روشنی است که چگونه می توان از قرآن به اعتبار محتوا و ماهیت قرآن و نه تحمیل نظر بر آن، تفسیری نو ارائه داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:16 |
  در کلیسا به دلبری ترسا(36)

بدیهی ست که هر کسی متناسب با موقعیت خود، واکنش سیاسی انجام می دهد. مثلا روبرتو کالدرولی وزیر ایتالیایی کابینه برلسکونی،پس از ماجرای کاریکاتورهای روزنامه دانمارکی و انتشار همان کاریکاتورها در روزنامه های اروپایی،تی شرتی با نقش کاریکاتور علیه پیامبر اسلام پوشید و به میان مردم رفت و با خوشباشی تی شرتش را به همه نشان می داد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:15 |

در کلیسا به دلبری ترسا(35)

 با اطمینان می توان سخنرانی پاپ را یک سخنرانی سیاسی، در روز 12 سپتامبر تفسیر کرد، که نمایی و صبغه ای دانشگاهی دارد.دانشگاهی ، یعنی صورت و آرایه های سخن علمی و پژوهشی ست و نه مبانی آن.تردیدی نیست که در آن بخش از سخن که پاپ از مسیحیت سخن می گوید، ارزیابی و نقد آن یک بحث درون-دینی ست و مربوط به مسیحیان کاتولیک و یا همه مسیحیان.ضمن این که سخن پاپ را قرن ها پیش سنت کلمنت اسکندرانی با دقت بیشتری مطرح کرده، و پاسخ نقد ترتولیان را داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:13 |

در کلیسا به دلبری ترسا(34)

 اشتباه یا بی توجهی، غیر قابل پذیرش پاپ این است که در مورد اعمال اراده خداوند و التزام او به کلمات خویش، به جای این که به متن اصلی اسلام یعنی قرآن مجید استناد کند، به سخن ابن حزم استناد کرده است.

براساس قرآن مجید:

اول: نظام هستی عادلانه است.پدیده ها درست در جای خود هستند. به تعبیر مولوی:

آفتابی کز وی این عالم فروخت

اندکی گر پیش آید جمله سوخت

آنچه نامعقول است دخالت های بی حساب و نسنجیده انسان در طبیعت است.هستی بر پایه "قسط" استوار ست.همان گونه که خداوند انسان را در "احسن تقویم" بهترین و زیباترین موقعیت آفریده است، هستی و طبیعت نیز همینگونه است.به تعبیر ابن سینا ، خداوند در غایت کمال و جمال و درخشندگی-بهاء- است..."فالواجب الوجود هو فی غایة الکمال و الجمال و البهاء الذی یعقل ذاته بتلک الغایه و البهاء و الجمال و بتمام التعقل ..."


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:12 |

در کلیسا به دلبری ترسا (33)

 پاپ در مورد نسبت بین خداوند و عقل، سه تعبیر را براساس نظریه ابن حزم و امپراتور مانوئل دوم مطرح کرده است.

اول: حداوند خلاف عقلانیت اراده می کند.

دوم: خداوند نسبت به مقولات ملتزم نیست.

سوم: خداوند نسبت به کلمات خود هم التزام ندارد.

دشواری داوری پاپ این است که در هیچ موردی، مراد خویش را از مفهومی که در ذهن دارد تبیین نمی کند. نمی دانیم او از عقل چه تعریفی دارد؟ کدام مقوله را در نظر دارد که اعمال اراده خدای مسلمانان را بر خلاف آن مقوله می انگارد.کدام کلمه خداوند منظور اوست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:11 |

در کلیسا به دلبری ترسا(32 )

بدون تردید، مفاهیم بسیاری را می توان در متون فلسفی یونانی یافت که به همان مفاهیم در ادیان نیز توجه شده است.فلسفه در صدد بوده است که به پرسش های اساسی انسان در قلمرو هستی پاسخ بگوید،مثل همان پرسش هایی که به عنوان پرسش های معروف کانت مطرح شده است.انسان از کجاست؟ کجایی ست؟ به کجا می رود؟ در کدام قرار گاه جان او آرام می گیرد؟ فضیلت و عدالت و عشق و عقلانیت مفاهیمی بوده است که ذهن انسان را مدام مشغول داشته است. نه تنها در تمامی جستجو های سقراط به روایت افلاطون چنین دغدغه هایی موج می زند، بلکه تا به امروز هم همان مسائل زنده و جاری است.کتاب"چرا مسیحی نیستم؟" برتراند راسل را به بهانه سخنرانی پاپ می خواندم.نکته بسیار مهمی در این کتاب دیده می شود. راسل از موضع پرسشگری، صمیمانه و با هوشمندی که مثل کارد می برد، مسیحیت رسمی را می کاود تا به پاسخ پرسش هایی دست یابد که ذهن او را می گدازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:9 |

درکلیسا به دلبری ترسا(31)

 کونفوسیوس گفته است، اگر مفاهیم به خوبی تعریف می شد، اختلاف از میان بر می خاست.بسیاری اختلاف نظر ها از این روست که انسانها در باره آن چه اختلاف می کنند ، تعریف روشنی ندارند. مثل اختلاف ساده و عمیقی که مولوی در داستان درگیری آن چهارتن بر سر مصداق انگور مطرح کرده است. در آن تمثیل او به صورت زبان اشاره می کند، آن هم در باره یک مصداق روشن، که اختلاف تنها در صورت زبان تحقق پیدا می کند . بدیهی ست وقتی اختلاف بر سر مفاهیم ست، شاهد پیچیدگی بیشتری خواهیم بود. کار بزرگ سقراط به روایت افلاطون این بود که مفاهیم را تبیین می کرد و حیطه هر مفهوم را نشان می داد. مثلا "فضیلت" را که در آغاز مفهومی آسان به نظر می آمد می کاوید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:6 |

در کلیسا به دلبری ترسا (30)

 سخن پاپ، در یورش به اسلام از سه جهت ناکام مانده است:

نخست این که پاپ دقیقا به کانون اقتدار اندیشه اسلامی که توحید است ، یورش آورده است.

دوم این که اهانت به پیامبر اسلام، موجب جوشش مهر و دلدادگی بیشتری خواهد شد. کسی را که خداوند به جان او قسم می خورد. و او را صاحب خلق عظیم می داند، مگر می شود که با سخن امپراتور درمانده ای مثل مانوئل دوم، و تلاش بی سرانجام پاپ بندیکت، آسیب ببیند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:3 |

در کلیسا به دلبری ترسا (29)

 پیوند میان ایمان کاتولیکی و فلسفه یونانی، در تاریخ کلیسا سابقه دار است. سنت کلمان، در این مورد تعبیر مهمی دارد. باور داشت:" فلسفه یونانی به عنوان دومین سرچشمه حقیقت، توسط خداوند به انسان داده شده است." اولین سرچشمه، کتاب مقدس و ایمان کاتولیکی ست. ابن تیمیه فقیه معروف هم تغبیر قابل تاملی دارد.ابن تیمیه کتابی دارد به نام" الجواب الصحیح لمن یدل دین المسیح" ؛ می گوید:"ماتنصرت الروم،و لکن النصرانیه ترومت!" رمی ها نصرانی نشدند، نصرانی ها رمی شدند!"


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 0:0 |

در کلیسا به دلبری ترسا (28)

کوشش پاپ در آمیختن ایمان مسیحی و فلسفه یونانی، با توجه به دغدغه هایی که ایشان در مورد پروتستانیسم و اندیشه غیر دینی و علم پرستی دارد که در این سخنرانی به این دغدغه ها اشاره می کند،امر پسندیده ای است. تاریخ کلیسای روم سرشار از دشمنی با تفکر و تعقل و فلسفه بوده است.متکلمان بزرگی اساسا راه ایمان و فلسفه، راه اورشلیم و رم را از یکدیگر جدا می دانستند. برای این که اشاره ای داشته باشم که پاپ چه راه درازی را آمده است، به چند نمونه اشاره می کنم تا به بررسی اصل سخن پاپ و مقایسه آن با فضای فرهنگ و تمدن اسلامی بپردازم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:59 |

در کلیسا به دلبری ترسا(27)

 به عبارت دیگر، پاپ به همان بخشی از سخن ابن حزم به نقل از ارنالدز استناد کرده است که موافق سخن امپراتور تلقی می شود. سخن امپراتور مبناست، نظریه ابن حزم تاییدیه ای بر آن سخن به شمار می آید. در این جا، چنان که اشاره کردم دو اشکال جدی به داوری پاپ وارد است: اولا همه سخن ابن حزم این نیست که خداوند التزامی به کلام خود و عقل ندارد. ابن حزم باور دارد که خداوند، بر خلاف عقل، اراده اش اعمال نمی شود.البته نه ابن حزم و نه پاپ وارد این مقوله نشده اند که چه نسبتی میان عقل و اراده خداوند وجود دارد.وجه تمایز عقل و اراده کدام است؟ آیا اساسا اراده خداوند می تواند غیر معقول باشد؟ کدام عقل را به عنوان معیار و محک سنجش در نظر می گیریم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:58 |

در کلیسا به دلبری ترسا (26)

 مشکل ابن حزم تنها در داوری او نسبت به معقول بودن افعال خداوند نیست، او اساسا باور دارد که عقل نمی تواند داوری کند.در رساله" البیان عن حقیقه الایمان"عقل را عرض دانسته که بر نفس حمل شده است.چون عقل عرضی است، نمی تواند در باره ماهیت امور داوری کند. مثلا تشخیص دهد که امری حلال یا حرام است.تنها عقل می تواند اشیاء را چنان که هستند درک کند. این سخن او نیزبا ابهام و اشکال مواجه است. اگر عقل امری عرضی ست، چگونه می تواند در باره ماهیت اشیاء داوری کند؟ دکتر دینانی در کتاب درخشان " ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام" در مورد نظریه ابن حزم نوشته اند:" عقل وقتی ماهیت اشیاء را بدان گونه که هست ادرک می کند،دیگر نمی توان آن را یک عرض بشمار آورد که حمل بر نفس می شود؛ زیرا چیزی که ماهیت اشیاء را ادراک می کند در واقع به آن اشیاء نوعی احاطه و اشراف خواهد داشت.در این صورت چگونه ممکن است ماهیات جوهری اشیاء مورد ادراک چیزی واقع شود که خود یک عرض بشمار می آید؟ به این ترتیب آن چه ابن حزم در باب عقل ابراز داشته محکم و معتبر نبوده، از دیدگاه فلاسفه بزرگ مردود شناخته می شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:57 |

در کلیسا به دلبری ترسا (25)

 

امپراتور از پرسشی که مطرح می کند، بی درنگ استنتاج می کند، که در پس دستاورد پیامبر اسلام که به تعبیر او " جز شرارت و امور غیر انسانی" چیزی نبوده است، یک مبنای نظری وجود دارد. آن مبنا چگونگی باور به خداوند است.امپراتور به تفصیل بر ضد خشونت سخن می گوید.- گویی فراموش می کند که او خود یک امپراتور است و سلطه اش مبتنی بر شمشیر ست- پاپ از سخن امپراتور این برداشت را دارد. برداشتی که مجددا در پی نوشت شماره 3 متن تازه سخنرانی ذکر شده ست.می گوید:" نظریه تعیین کننده در این گفتگوی بر ضد خشونت، این ست :عملی که بر خلاف عقل انچام شود، مطابق ذات خداوند نیست. مصحح متن، تئودور خوری امپراتور را فردی معرفی می کند که مشی فکری او بر اساس فلسفه یونان شکل گرفته ست.این بیان بدیهی به نظر می رسد ، اما در آموزه های مسلمانان، خداوند مطلقا موجودی ماورایی ست. اراده او از هیچ مقوله ای از جمله عقل تبعیت نمی کند. در اینجا خوری مطلبی را از یک اسلام شناس نامدار فرانسوی،آر.آرنالدز نقل می کند.، که او اشاره می کند که ابن حزم می گوید که خداوند حتی نسبت به کلمات خودش هم مقید نیست.هیچ چیز خداوند را ملزم نمی کند که حقیقت را به ما بگوید.وقتی اراده خداوند تعلق می گیرد ما حتی ملزم به بت پرستی می شویم."


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:56 |

در کلیسا به دلبری ترسا (24)

پاپ در مورد نقل قولش از امپراتور توضیح تازه ای داده است.این توضیح در ویرایش جدید سخنرانی 12 سپتامبر که در سایت واتیکان قابل دسترسی ست، درج شده است. وقتی ویرایش تازه را خواندم، مدتی فکر می کردم که برای این کار پاپ محترم چه عنوانی را در ذهنم انتخاب کنم. می دانید گاهی در زبان روزمره و عرف مردم واژه ها یا جمله هایی ست که انگار فشرده یک کتاب است. عبارتی که در ذهن شما تا دور دست ها امتداد پیدا می کند.عنوانی که به ذهنم آمد" آب زیر کاه" بود. شاید هم خصلت روستایی ست که می توان گاهی آب زیر کاه را شناخت و ردش را یافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:56 |

درکلیسا به دلبری ترسا(23)

اسلام به دودلیل نمی تواند به مقوله جنگ و جهاد بی تفاوت باشد.اولا اسلام آیینی ست که داعیه جهانی دارد. ثانیا: دینی است که ، به دلیل جامعیتی که دارد،نسبت به امر حکومت بی تفاوت نیست. رویکردی ضد ستم دارد و نمی تواند حکومت های جور و طاغوت را به رسمیت بشناسد.به عبارت دیگر اسلام صرفا عقیده قلبی نیست.این عقیده در جامعه تسری پیدا می کند و نظام تشکیل می دهد.ساده ترین دلیلش هم این ست که پیامبر اسلام که اسلام را بهتر از همه می شناسد، تشکیل حکومت می دهد.حکومتی که در آغاز با پیمان های مختلف با مسیحیان و یهودیان و قبایل عرب شکل می گیرد. به شیوه بسیار دقیق و هوشمندانه ای پیامبر هم ملت سازی می کند و هم دولت سازی. بدیهی ست وقتی با تعرض مشرکان مکه و پیمان شکنی یهودیان رویارو می شود، مقابله می کند.خودش شخصا در غزوات حضور پیدا می کند و می جنگد.در غزوات بدر و احد و خندق و بنی قریظه و خیبر و فتح و حنین و طائف و تبوک پیامبر حضور داشت و در غزوه احد مجروح شد.طبیعی ست که در چنین شرایطی که اساس اسلام به عنوان یک دین و نیز نظام نوپای اسلامی در معرض خطر بوده است، پیامبر جهاد را انتخاب می کند و درخشانترین سخن را در فضیلت جهاد و شمشیر می گوید. نه تنها او که به تعبیر قرآن همه پیامبران، چنین جهت گیری داشته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:55 |

در کلیسا به دلبری ترسا(22)

جنگ مقدس یک اصطلاح یهودی-مسیحی است. جنگ برای تصرف سرزمین موعود از سوی یهودیان ، مقدس تلقی می شد. شاید ، سرزمین موعود که مقدس خوانده می شد، این جنگ ها را هم به تبع آن مقدس خواندند. در قران با همین عنوان مقدس، سه بار به سرزمین فلسطین اشاره می کند.(مائده/21 و طه/12 و نازعات/19) مسیحیان نیز که با شعار جنگ مقدس، جنگ های صلیبی را بر پا کردند؛ مرادشان آزادی همین سرزمین یعنی بیت المقدس بود.پژوهشگران یهودی ومسیحی این اصطلاح را در مورد" جهاد" به کار بردند. برخی نویسندگان مسلمان هم بدون توجه به تاریخ و مناسبت این اصطلاح ، از آن استفاده کردند.مثل واژه"اسلامیست" که در دهه اخیر برای گروه بن لادن و زرقاوی استفاده می شود. ریشه و سابقه این واژه را جستجو می کردم که از کجا شروع شده است؟دیدم نخستین بار هفته نامه "جروزالم پست" این واژه را به کار برده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:54 |

در کلیسا به دلبری ترسا(21)

می توان دو معادله را برحسب داوری پاپ و امپراتور در برابرهم قرار داد و سنجید:

اول: بر اساس آموزه های مسیح، شمشیر را باید به کناری نهاد و اگر هم مثل مواردی که اشاره کردم، مسیح سخن از شمشیر و ضرورت استفاده از آن به میان آورده است، آن آیات را تاویل به شمشیر معنوی کنیم.

دوم:بر اساس آموزه های پیامبر اسلام و قرآن و سنت پیامبر، معیار استفاده از شمشیر عدالت است و دفاع از جان و مال انسان و سرزمین و ملت و دین واجب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:53 |

در کلیسا به دلبری ترسا 20)

 گسترش اسلام توسط شمشیر، توصیه پیامبر اسلام به این امر، نکته ای ست که به عنوان" شرارت و امری غیر انسانی " از سوی امپراتور مطرح شده است. با قرینه های بسیاری که در متن سخنرانی پاپ مشاهده می شود، می توان استنباط کرد که پاپ با امپراتور همدل و همسخن است.گویی واژه شمشیر و شرارت و امر غیرانسانی مساوی یا مترادف یکدیگرند.چگونه امپراتور دانشمند و نیز پاپ عالم الهی و متکلم پر سابقه چنین سخنی را می پذیرند؟ مگر مسیح از شمشیر سخن نگفته است؟ واقعیت این است که متن کتاب مقدس و به ویژه عهد جدید، در همین بحث خاص استفاده از شمشیر، به نحو شگفت آوری متکلمان مسیحی و مفسران انجیل را به زحمت انداخته است. سخن بر سر عهد قدیم و صحیفه یوشع و جنگ های داود نیست. سخن بر سر داوری مسیح در باره شمشیر است.:

" گمان مبرید که آمده ام تا سلامتی بر زمین بگذارم نیامده ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را* زیرا که آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خویش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم* و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود*"


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:52 |

در کلیسا به دلبری ترسا 19)

 پنجم: روایت کشتار مردم اریحا توسط یوشع( صحیفه یوشع)

یوشع کشتار شگفت انگیزی از زن و مرد و کودک و جوان و پیر و گاو و گوسفند و اسب و...به عمل می آورد و نهایتا شهر را می سوزاند.نکته قابل توجه این است که اصطلاح "جنگ مقدس" که برای محکوم کردن "جهاد" در اسلام، توسط پاپ در سخنرانی اش مطرح شد. اصطلاحی قدیمی و اساسا مربوط به یهودیت و مسیحیت است. مفسران کتاب مقدس در توجیه کشتار یوشع از همین اصطلاح استفاده کرده اند.تفسیر بسیار تامل انگیزی در مورد کشتار یوشع ، در تفاسیر عهد قدیم دیده می شود.از زمره این تفاسیر، تفسیری است که از طریق اینترنت قابل دسترسی ست.

www.hope.edu/bandstar/riot.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 23:50 |

در کلیسا به دلبری ترسا (18)

دستاورد پنجم:

پیراستن و تطهیر سیمای پیامبران، از آلایش هایی که به آنان نسبت داده شده است. بدیهی ست که ملاک سخن و ارزیابی ما متن کتاب مقدس موجود ست که یهودیان و مسیحیان به آن باور دارند.این بررسی-البته اجمالی- از زاویه دیگری نیز می تواند، مفید و مربوط به بحث ما باشد. پاپ عقلانیت را به عنوان پایه سخن خویش بر گزیده ست. می توان پرسید چنین تصاویر و تعابیری از پیامبران منطقی و عقلانی است؟

البته رساله های دیگری نیز در ادبیات دینی مسیحیت و یهود وجود دارد که در مورد آن ها بحث و مناقشه بسیاری صورت کرفته است . پاپ در سخنرانی خود به ترجمه کتاب مقدس از زبان عبری به یونانی اشاره کرده است.این ترجمه را از بعدی فراتر از ترجمه ساده متن تلقی کرده است. آن را ترجمه ای می داند که فلسفه و منطق یونانی را با متن دینی کتاب مقدس آمیخت. البته این داوری شایسته تامل و بررسی ست. اما در همین ترجمه از عبری و در مورد چند متن از آرامی به یونانی؛ سیزده رساله دیگر نیز ترجمه شده بود.که به روایتی در متن اصلی عبری این رساله های سیزده گانه نبوده ست.در مورد این رساله ها دو گونه داوری وجود دارد،اول: این رساله ها متعلق به خواص بوده است. از این رو ترجمه نشده است. دوم: در باره این رساله ها شک و تردید وجود دارد. مارتین لوتر در دوران اصلاحات این رساله ها را ترجمه کرد و به عنوان" پیوست" در انتهای کتاب مقدس قرار داد.و گفت: این رساله ها هم سنگ با کتاب مقدس نیستند اما برای خواندن مفیدند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:35 |

در کلیسا به دلبری ترسا(17)

دستاورد چهارم:

نظریه حکومت دینی، خلافت از دید اهل سنت و امامت و ولایت از دید اهل تشیع، دستاورد دیگری ست که تا پیش از اسلام این گونه دین به صورت جامع مطرح نشده بود. برخی پیامبران تشکیل حکومت داده اند. قران هم از حکومت آنان و شیوه اداره شان سخن گفته است.مثل داود و سلیمان. اما طرح دین به گونه ای که در یک نظام اجتماعی –سیاسی، دین تحقق کامل پیدا می کند، و علاوه بر آن تشکیل حکومت توسط پیامبر اسلام، نگارش نامه به سران کشورها، سازماندهی غزوات و سریه ها،این رویکرد ویژه اسلام است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:34 |

در کلیسا به دلبری ترسا(16)

دستاورد سوم: سادگی اسلام و قرآن است.ساده و عمیق.قرآن مجید به صراحت ا زآسانی آیات سخن می گوید.قران کتاب آسان و اسلام دین آسان است.سادگی مثل دریا.

 

سادگی اسلام و مبانی آن به گونه ای است که اسلام شناسان غیر مسلمان نیز بدان گواهی داده اند. یکی از کتاب های کلاسیک مسیحیت،کتاب" تاریخ کلیسای مسیحی " است که توسط فیلیپ شاف(1819- 1893نوشته شده است. در جلد چهارم این کتاب که مقطع تاریخی از سال 590 تا 1073بررسی شده است، نویسنده بحث نسبتا مفصلی در باره اسلام و پیامبر اسلام مطرح می کند. زبان کتاب آمیخته به ناسزاگویی است.نویسنده در برابر گسترش شگفت انگیز قلمرو اسلام و مسلمانان با تلخی و کینه سخن می گوید. با حسرت از این که مسلمانان ده درصد جمعیت جهان(در آن روزگار) را دارا بودند یاد می کند.بیش از صد سال از داوری شاف گذشته است و اکنون مسلمانان بیست در صد جمعیت جهانند! و صد سال دیگر؟ در میان ناسزا های بسیار شاف، که البته او هم مطلقا به دلایل گسترش اسلام نمی پردازد، مثل امپرتور مانوئل که به جای تحلیل دقیق از شرایط و موقعیتی که با آن روبرو شده بود به پیامبر اسلام ناسزا می گوید.شاف در بخش 45 جلد چهارم در بحث اعتقادات اسلام، نوشته است. "مبانی اعتقادات اسلامی آسان است."

 www.ccel.org

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:34 |

در کلیسا به دلبری ترسا(15)

 

یکی از دشوارترین و بحث انگیزترین رساله های کتاب مقدس، کتاب ایوب است. این کتاب از این رو اهمیت بسیاری دارد که چگونگی مواجهه خداوند با انسان صالح دینداری، که خود بر حسب کتاب مقدس و نیز قرآن مجید، از زمره پیامبران بوده است، بیان می شود.کتاب ایوب هم در مباحث روانشناسی و هم کلامی و نیز ادبی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تفسیرهای بسیاری نیز بر این کتاب نوشته شده است. مثل کتاب معروف "پاسخ به ایوب " نوشته یونگ .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:33 |

در کلیسا به دلبری ترسا (14)

 

خداوند در قرآن مجید یگانه است. این یگانگی در نام خداوند هم لحاظ شده است.الله کلمه ای ست که به عنوان نام خدا 980 بار در قرآن ذکر شده ست. گرچه در موارد معدودی واژه "اله" نیز در قرآن برای خداوند به کار برده شده است، مثل سوره الناس،"اله الناس" اما در اکثریت این موارد نیز در عبارت نفی خدایی غیر از خداوند یکتا به کار رفته است.مثل "لا اله الا هو"

در کتاب مقدس دچار تنوع نام ها و نشان ها و تعدد شخصیت خداوندیم.نکته جالب این است، که تازه بحث ها معمولا با توجه به متن ترجمه شده از یونانی مطرح می شود. چنان چه متن عبری ملاک قرار بگیرد، دشواری به مراتب افزوده می شود.تنوع نام، تنوع شخصیت، تنوع رفتار. علاوه بر آن گویی خدای عهد قدیم با خدای عهد جدید و خدای پولس در رساله ها متفاوت است. وقتی مجموعه این نام ها با توجه به تثلیث

معماری می شود، معمایی رخ می دهد که عقل انسان در درک آن فرو می ماند. چنان چه گرودم به صراحت می گوید ما نمی توانیم این نظریه تثلیث را درک کنیم.(الهیات سیستماتیک،ص:231)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:29 |

در کلیسا به دلبری ترسا (13)

 

دشواری فهم و تبیین تثلیث موجب شده است، که برخی از متفکران الهی کلیسا، از اساس منکر تلاش عقلانی و یا فلسفی در فهم مقولات دینی، شده اند. به طور مشجص،ترتولیان باور داشت، میان اورشلیم و آتن چه رابطه ای می تواند و جود داشته باشد؟ آتن چه چیزی می تواند به اورشلیم بدهد؟ از ترتولیان جمله عجیبی به یادگار مانده است:

 

Credo quia absurdum est

 

" ایمان دارم، چون بی معنی است." باور داشت که دین امری غیر عقلانی و ورای عقل است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:28 |

در کلیسا به دلبری ترسا(12)

دوم: دستاورد نوین و بسیار پر اهمیت اسلام و پیامبر اسلام، توحید است. توحید خالص و بری و بدون هیچگونه آلایش و خدشه ای؛ کافی است مفهوم بسیار دشوار فهم "تثلیث" را با مفهوم "توحید" در قران مقایسه کنیم، تا اهمیت و نوآوری اسلام در این زمینه را ببینیم. آیا امپراتور که پاپ از او به عنوان دانشمند و پژوهشگر یاد می کند، به این نکته مهم در اسلام و به ویژه در سنجش با مسیحیت قائل به تثلیث، اطلاعی نداشته است؟

شما می توانید مفهوم توحید در اسلام و قرآن را با هر کس که نیم نگاهی به فطرت خویش داشته و به قول قرآن نگاهی به آسمان و زمین بیفکند مطرح کنید. از زمره بلاغت های قرآن مجید،که هیچ نمونه ای نمی توان برای آن جستجو کرد سوره توحید است. در این سوره یک سطری مهمترین مساله هستی و تاریخ و طبیعت و انسان، یعنی موضوع خداوند و یگانگی او مطرح شده است. مدتی پیش از طیب صالح می پرسیدم، چگونه باید واژه ها را در رمان صیقل زد ، آیا کتابی را می شناسد که در این مورد راهگشا باشد؟ گفت بله، صیقل خورده ترین نوشته، قران است. سوره توحید، تابلو این صیقل خوردگی واژگان ، موسیقی کلمات و دریای معانی است. ضمنا در همین یک سطر تثلیث و یا باور به این که مسیح خداست و یا فرزند خداوند پاسخ گفته شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:27 |

در کلیسا به دلبری ترسا (11)

 

شیوه پیامبر اسلام، وصف حکمت و عقلانیت به تنهایی نیست. این ستایش تنها صورت امر است. حکمت به مثابه طرح و نقشه معماری قران و اندیشه اسلامی به کار رفته است. اندیشیدن در باره خداوند، در باره یکتایی او، در باره پیامبر، در این که او هم انسانی مثل دیگران است و نه یک فرا انسان، امتیاز او این است که ظرفیت پذیرش وحی ورسالت را یافته است. اندیشیدن در باره پدیده های طبیعی، اندیشیدن در باره تاریخ و پدیده های اجتماعی. در این راه ابراهیم به مثابه یک نمونه و مقتدا مطرح می شود، چنان که محمد(ص) نیز" اسوه حسنه" است. کتاب مقدس کتابی است که در طول یک دوره تاریخی هزار و پانصد ساله، دست کم توسط چهل تن نوشته است.از این رو به دشواری می توان از یک سیستم یا نظام فکری تعریف شده در کتاب مقدس سخن گفت. متفکرانی که کوشیده اند الهیات مسیحی را به عنوان یک سیستم معرفی کنند.در همانگام نخست، در توضیح و تبیین (خداوند) و موقعیت او و نیز "تثلیث" با دشواری زیادی روبرو شده اند. حتی در همین بحث عقلانیت وحکمت که سخن اصلی پاپ است، نمی توان تصویر واحد و یا تبیین یگانه ای را جستجو کرد. از این رو در موارد معدودی که در باره حکمت سخن گفته شده است،مفاهیم با یکدیگر ناسازگار هستند.این موارد تنها، سخن از حکمت به عنوان یک مقوله است و نه نشان دادن راه و رسم حکمت در مواجهه با هستی یا خداوند و انسان و تاریخ و طبیعت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:26 |

در کلیسا به دلبری ترسا(10)

ابراهیم در جستجوی خداوند است؛ در دل شب به ستاره چشم می دوزد. او خدای من است؟ تمام شب چشم بر ستاره دارد، ستاره خاموش می شود. ابراهیم می گوید، او نمی تواند یک امر گذرنده و ناپایدار را دوست بدارد. همین ماجرا با ماه و آفتاب تکرار می شود.قرار است ابراهیم به یقین دست یابد.این راه رسیدن به یقین، از شک و پرسش شروع می شود.سرانجام ابراهیم می گوید:

" انی وجهت وجهی للذی فطرالسموات والارض حنیفا و ما انا من المشرکین"(انعام/79)

گویی همین خطاب ابراهیم، گفتگوی درونی او با خودش به روایت قرآن، سرمشقی می شود که دیگران نیز ، پیامبر اسلام و مسلمانان راه ابراهیم را طی کنند.

" فاقم وجهک للدین حنیفا، فطره الله اللتی فطر الناس علیها" یونس/105 و روم/30و43)

چهره جان ما روی به کدام سوی دارد؟ قرآن می گوید به ابراهیم نگاه کنید.از او پیروی کنید.از ملت ابراهیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 17:25 |

در کلیسا به دلبری ترسا (9)

 امروز در شماره جدید "هفته نامه استاندارد" مقاله ای در دفاع از پاپ خواندم.این مقاله همان حلقه مفقوده یا سایه پنهانی بود که آشکار شد. هقته نامه استاندارد، ارگان محافظه کاران جدید امریکایی است.در واقع هفته نامه ای است که می توان جهت گیری، استراتژی دولت بوش را از آن دریافت. می کوشند که مقاله ها اعتبار پژوهشی و علمی مناسبی داشته باشد. در این مقاله، سخنرانی پاپ" قهرمانانه و شور آفرین" تلقی شده است. عنوان مقاله این است: محمد یا سقراط؟

سقراط که نماد پرسشگری و تفکر است در برابر پیامبر اسلام قرار گرفته است. نویسنده مکرر اشاره می کند که" پاپ بندیکت 16 ، سقراط روزگار ماست. روح سقراط است، که مارا به اندیشیدن در مورد خودمان، دعوت می کند. بندیکت مثل سقراط به میان ما آمده است ، او موعظه نمی کند، با پرسش ما را به چالش می کشاند."نویسنده مقاله الی هاریس است، که کتاب " دشمنان تمدن" را نوشته است، در آن کتاب مسلمانان و اسلام، به عنوان دشمنان تمدن و نوگرایی معرفی شده اند. این مقاله نشان می دهد که سخنرانی پاپ با محاسبه انجام شده است. چگونگی این محاسبه را بعدا بررسی می کنم.می خواستم صرفا اشاره کنم که نئوکان ها با صراحت به حمایت از سخنرانی پاپ پرداخته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 21:44 |

کلیسا به دلبری ترسا (8)

 

نقل قول پاپ از امپراتورمانوئل دوم فیلیولوگوس است. کتاب مستند ایشان ، مچموعه گفتگوهای مانوئل با دانشمند ایرانی است. برخی نام دانشمند ایرانی را رشیدالدین بیلقان نقل کرده اند. کتاب توسط تئودور خوری منتشر شده است.

مشخصات کتاب به زبان فرانسه را دوست دانشمندی از دانشگاه کلمبیا برایم فرستاد:

Entertiens avec un musulman

7 econtroverse Manul 2 Paleologue

Intro text critique

Traduction et notes par

Theodore KHoury

Paris Eiditions du cerf 1966

چهل سال از عمر انتشار کتاب می گذرد، تا این که پاپ کتاب را زنده کرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 19:4 |

هنگامي‌كه ديدم، حضرت پاپ در توجيه سخنراني‌شان فرموده‌اند كه ايشان در واقع دعوت به گفت‌وگو كرده‌اند، به ياد مرحوم دهخدا و <چرند و پرند> ماندگار ايشان افتادم. دهخدا ـ دخو ـ در نوجواني ملايي مي‌رفته است.

ملا آنچنان ضرب ضربا ضربوا را صرف مي‌كند كه رنگ از روي دخو مي‌پرد، دست و دلش مي‌لرزد. ملا مي‌گويد: نترس دارم مباحثه مي‌كنم. دخو جواب مي‌دهد: آقا قربان مباحثه‌ات بشوم، اگر دعوا مي‌كردي چه اتفاقي مي‌افتاد! دعوت به گفت‌وگو از طرف حضرت پاپ اين‌گونه است. عدم گفت‌وگو يا مجادله چه راه و رسمي‌خواهد داشت؟

اشكال اصلي‌اي كه اينجانب به حضرت پاپ دارم، شيوه و رويكرد ايشان در همان سخنراني مشهور است. اين سخنراني با كمال شگفتي ارزش و اعتبار علمي‌و پژوهشي ندارد. مرادم ساختار بحث و معماري سخن است. در مورد محتوا صحبت خواهم كرد.از روزگار دكارت تا فرانسيس بيكن، درباره روش علمي ‌در بحث و بررسي شيوه‌اي بر جاي مانده است كه معمولا پژوهشگران اروپايي بدان شيوه پايبندند. دو مشخصه را مي‌توان بر شمرد:

اول: پژوهشگر با پيشداوري جزمي ‌پژوهش را آغاز نمي‌كند.

دوم: استقراء ناقص نمي‌كند، يك جزء از يك مجموعه را انتخاب كند و براساس همان به داوري پردازد. از اين‌رو در بحث پاپ، مقدمه و مدعا و دلايل و نتيجه‌گيري كاملا آشفته است. سخن مانوئل دوم رضايتمندانه روايت مي‌شود. بدون اينكه كمترين تشكيكي در اين سخن كه در واقع ادعانامه‌اي عليه اسلام، پيامبر اسلام و مسلمانان است، به عمل آيد. علاوه بر آن تا پايان سخن هيچ دليلي در اثبات آن ادعا آورده نمي‌شود. صرفا براي تدارك پشتوانه نظري براي سخن امپراتور، پاپ به ابن حزم و انديشه او در مورد نسبت ميان اراده خداوند وكلمه او با عقلانيت اشاره مي‌كند. كه خداوند نه التزامي ‌به عقل دارد و نه به كلمات خود. البته بدون اينكه تعريف مشخصي از عقل داده شود.بدون اينكه اراده خداوند تعريف شود. شگفت‌انگيز است كه پاپ چگونه مخاطبان خود را اينقدر دست كم گرفته است؟ مسلمانان كه ديگر جاي خود دارند. غربي‌ها هميشه از بالا به ما نگاه مي‌كنند. به تعبير ادوارد سعيد، غربي‌ها به اين قاعده، يا دگم در ادبيات پاپ قائلند كه:

West and the rest

ما در حاشيه تاريخ هستيم. البته اگر نبوديم 2 كشور اسلامي ‌مستقيما و برخي غيرمستقيم اشغال نمي‌شد. به ديدن يكي از متفكران سياسي منطقه خاورميانه رفته بودم. دكتر عبدا... نفيسي، مي‌گفت آمريكايي‌ها كه به كشور ما مي‌آيند،نگاهشان به ما از رفتار ناخودآگاه‌شان پيداست. مقامات ما در فرودگاه به استقبال مي‌روند. خوب مقامات ما كوتاه و تپلند و آمريكايي‌ها دراز قد و دراز قدم. بعد شما مي‌بينيد كه مقام آمريكايي دارد راه خودش را مي‌رود و مقام ما دنبالش مي‌دود. در عرصه فكري هم همين‌گونه ما را دست‌كم مي‌گيرند. وگرنه پاپ نمي‌گفت، حرف مرا نفهميده‌ايد.اشاره كردم كه گفت‌وگو نيازمند ايجاد فضاي عاطفي متناسب است. مي‌خواهم نمونه‌اي را نقل كنم كه هنوز هم از يادآوري‌اش سرشار از بهجت و سرور و البته حسرت مي‌شوم. چند سال پيش به دانشگاه بلموند در نزديكي طرابلس در لبنان رفته بودم. فضاي دانشگاه مملو ازچشم‌انداز باغ‌هاي زيتون، صميميت و حال و هواي دانشجويان، مهر اساتيد و.. . بود. در اين ميان رئيس دانشگاه كه روحاني‌اي مسيحي بود اشاره به قرآن‌مجيد كرد، گفت پيامبر اسلام در گفت‌وگو با مشركان مي‌گويد:

<و انا او اياكم لعلي هدي او في ضلال مبين/ قل لا تسئلون عما اجرمنا و لا نسئل عما تعملون/ قل يجمع بيننا ربنا ثم يفتح بيننا بالحق و هو الفتاح العليم( >سوره سبا آيه 25 و 26)

<ما يا شما، بر هدايت يا گمراهي آشكاريم. بگو درباره جرم ما از شما بازخواست نمي‌كنند؛ در مورد عملكرد شما باز‌خواست نخواهيم شد. بگو در رستاخيز همه ما را گرد مي‌آورد، آن گاه ميان ما به حق داوري خواهد كرد كه او داور داناست.>

ببين، پيامبر در مواجهه با يك مشرك اين‌گونه سخن مي‌گويد. براي ايجاد زمينه عاطفي ناب جرم در اين آيه به پيامبر نسبت داده مي‌شود. بايد سپاسگزار باشيم كه پاپ اين آيه را دليل بر مجرميت پيامبر اسلام تلقي نكرده است! گفت‌وگو با يك فضاي برابر ترديدآميز شروع مي‌شود كه كداميك بر حقيقت هستيم؟ سرانجام هم كه به قيامت اشاره مي‌شود، پيامبر يعني قرآن، داوري نمي‌كند تا طرف گفت‌وگو به هيچ‌وجه از فضاي پرمحبت تدارك شده بيرون نيايد. نه در آغاز گفت‌وگو و نه در پايان، پيامبر حقيقت را به خود نسبت نمي‌دهد. در كدام متن ديني مي‌توانيم نظير اين‌گونه مواجهه با مخالف را ببينيم؟ همين روانشناسي پاپ، عصاره و نماد كليساي كاتوليك است. ناسزا گفته و مسلمانان را بدفهم تلقي مي‌كند. رمي ‌و اشتكي! سنگ مي‌اندازد و شكوه مي‌كند.

علاوه بر اين مورد بي‌نظير و يكه در گفت‌وگوي با ديگري، در شيوه مواجهه با غير؛ قرآن‌مجيد از واژه <احسن> استفاده كرده است. واژه‌اي كه در قرآن‌مجيد در وصف انسان و خداوند(احسن الخالقين، سوره مومنون آيه 23)و قرآن (سوره زمر آيه 23) به كار برده شده است. در موارد متعددي در باب شيوه مواجهه و مجادله با ديگري، اهل كتاب يا مشرك به كار رفته است <و جادلهم بالتي هي احسن( >سوره نحل آيه 53) نكته لطيف در همين آيه اين است كه در مواجهه با دوست و موعظه او از واژه <حسن> استفاده شده: <ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه> و درباره غير از واژه احسن، همين واژه در گفت‌وگوي با اهل كتاب مشخصا و به صراحت آمده است: <و لا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتي هي احسن( >سوره عنكبوت آيه 46)

انديشيدن در همه موارد 34 گانه‌اي كه اين واژه در قرآن مطرح شده، عمق و لطافت و زيبايي قرآن و اسلام را نشان مي‌دهد. حال اگر در فلسطين، با تاسف بسيار به كليسايي حمله شد يا در سومالي راهبه پرستاري را كشتند، اين رفتار‌ها منشاء آن جهالت است. جهالت نسبت به اسلام و انسان. قرآن مي‌گويد شما رفتار ناپسند را هم با خوبي بسيار پاسخ دهيد. جواب بدي خوبي است. <ادفع بالتي هي احسن(>سوره فصلت آيه 34) اساسا آفرينش فرصتي است كه انسان خودش را به قله زيبايي رفتار برساند. گفت‌وگو و مهر آنچنان اصالت دارد كه اگر مشركي به در خانه شما آمد، شما موظفيد او را در خانه‌تان بپذيريد، با او سخن بگوييد تا او هم سخن خداوند را كه شما روايت مي‌كنيد بشنود. سپس او را تا جايي كه احساس امنيت كند، همراهي كنيد. (قرآن، سوره توبه، آيه5)

گوهر تمامي ‌اين آيات حكمت درخشنده الهي است. قرآن مي‌گويد با مخالف براساس حكمت سخن بگو، پاپ مي‌گويد اسلام با تعقل رابطه بنيادي ندارد! در جاي ديگري بايد صحبت كنيم كه چه فاصله‌اي است ميان عقل منطقي پاپ آن هم به روايت يوناني‌اش با

حكمت الهي و قرآنی

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 21:29 |

درکلیسا به دلبری ترسا(6)

 

 پاپ بندیکت شانزدهم، برای سومین بار در مورد سخنانش در دانشگاه گینزبرگ، در دیدار عمومی روز چهارشنبه صحبت کرد.تکرار همان حرف سابق که معنی و هدف سخنان ایشان پنهان مانده است. نقل قول امپراتور رم، وسیله سوءتفاهم شده است.برخی ،سخنان تازه پاپ را دفاع از همان نقل قول تفسیر کرده اند. به عنوان نمونه،ستاکی میرچلی در :

 

The Plain Dealer

 

مقاله ای با عنوان :"دفاع پاپ از نقل قول" نوشته است. پیش از این اشاره کردم که نمی توان از پاپ انتظار داشت که حرفش را پس بگیرد و یا بالا تر از آن عذرخواهی کند.دلیلش کاملا روشن است. در کلیسای کاتولیک، تثلیث دیگری حاکم است. به جای پدر و پسر و روح القدس، سه گانه دیگری حاکم شده است: پولس، پاپ و کلیسا. در کلیسای کاتولیک ادبیات پولس حاکم است و نه مسیح.پولس که به خداوند درس حلال و حرام می داد، نگران بود که مبادا سادگی مسیح موجب گمراهی شود.تدبیر فیض خداوند به پولس اعطاء شده است.(رساله پولس رسول به افسیسان، باب سوم، آیه 1) نهاد عظیم دیوانسالارانه کلیسا و پاپ از همین تدبیر فیض ریشه می گیرد.چرا سادگی مسیح از کلیسا رخت بر بسته است؟پولس می گوید:" می ترسم چنان که مار به مکرخود حوا را فریفت، همچنین خاطر شما از سادگی که در مسیح است فاسد گردد."

 

( رساله دوم پولس رسول به قرنتیان، باب 11 آیه 3)

 

بی دلیل نیست که پاپ مقدس در سخنرانی دانشگاه گینزبرگ، به امپراتور بیزانس و پولس ارجاع می دهد.حتی برای یکبار نه اشاره ای به مسیح می شود و نه سخنی از او روایت می شود.می خواهم بگویم مسیحیت مبتنی بر مسیح است و کلیسا مبتنی بر پولس، به روشنی روز است که فضای اناجیل با فضای اعمال رسولان و رساله ها بکلی متفاوت است. به عبارت دیگر گویی در رساله ها نسیم عهد عتیق بیشتر می وزد تا عهد جدید.از این رو سادگی مسیح جای خود را به پیچیدگی پولس می دهد. پولس فقیهی است با همان تحلیل و داوری غزالی در باره فقها، نشانه ای دیگر از تعبیر قرآنی احبار و رهبان.

 

از این رو از حضرت پاپ به عنوان مقام قدسی پاپی در کلیسای کاتولیک اصلا نمی توان انتظاردیگری جز این که:" دیگران هستند که سخن ایشان را نمی فهمند" داشته باشیم.اما از زاویه ای دیگر،با یک متکلم و فیلسوف کاتولیک رویارو هستیم.با تجربه طولانی از تدریس الهیات مسیحی و ریاست شورای اعتقادی واتیکان.یک پژوهشگر درجه اول از همان تراز آلمانی. آیا از این زاویه می توانیم سخنان ایشان را نقد و رد کنیم؟ به دلایل پاپ و مدلول سخن توجه کنیم. متن سخنرانی را فارغ از این که سخن پاپ است بررسی کنیم. ببینیم آیا می توان از سخنران پذیرفت که سخن او را نفهمیده اند؟ به تعبیر شیخ محمود شبستری:

 

سخن ها چون به وفق منزل افتاد

 

در افهام خلایق مشکل افتاد

 

پاپ یک متفکر است و سخنرانی آکادمیک خود را در فضای خاطره انگیز دانشگاه سابق خود و دیار خود مطرح کرده است. چون پاپ است. صبغه پاپ بودن سخن او را به رنگ و نمای دیگری جلوه داده است.

 

یکم:این سخن که پاپ صرفا مطلبی را از امپراتور نقل کرده است، و این نقل به معنای تایید نیست، نیاز به تامل جدی دارد. وقتی مطلبی به عنوان سنگ بنای یک سخنرانی انتخاب می شود از سخنران انتظار می رود که آن سخن را اثبات یا تایید و در غیر این صورت نقد و رد کند. نقل مطلب بدون هیچگونه ارتباط یا جهتگیری سخنران امری باور نکردنی است. از حسن اتفاق توماس اکویناس که پاپ به ایشان هم اشاره کرده اند، درس های خواندنی در باره مفهوم کلمه و سخن و سخنرانی دارند.توماس اکویناس پس از سنت اگوستین، ستون خیمه کلام مسیحی-کاتولیکی است.

 

در سال های 1270-1271 سنت توماس در پاریس درس هایی را در باره معانی کلمات و چگونگی تفسیر واژه ها ارائه داده اند.به عبارت دیگر چنان که توماس اکویناس اشاره می کند، در صدد بوده است که به گونه ای نگاه فلسفی به کلمات داشته باشد.

 

در درس دوم می گوید، سخن در واقع نشانه گرایش روح است . امام علی (ع)نیز این حکمت را دارند که:"المرء مخبوء تحت لسانه" انسان در زیر زبانش پنهان شده است..نگین سخنرانی پاپ نقل قول از امپراتور است. چگونه می توان پذیرفت که پاپ بدون داوری این سخن را نقل کرده است.کارن آرمسترانگ که پژوهشگر مسیحی با اعتبار جهانی است به صراحت نوشته است که پاپ آن سخن را با خرسندی مطرح کرده ست. بر اساس سخن امپراتور که پاپ او را دانشمند معرفی می کند، اظهار نظرش را مقتدرانه می داند،مشی فکری امپراتور را مشی فلسفی یونانی تحلیل می کند و سر انجام در استنتاج سخن، مجددا به او ارجاع می دهد. تمامی نشانه های موافقت ضمنی است.

 

دوم:بحث اصلی پاپ که تباین خشونت با ایمان و عقل و ذات باری است، در واقع پشتوانه نظری است که پاپ بنا می کند تا اثبات کند که اسلام دینی غیر عقلانی است. خدای اسلام اراده اش نسبتی با عقلانیت ندارد. در این بخش ایشان از ابن حزم نقل قول می کنند.نقل قول ایشان به واسطه اسلام شناس فرانسوی به نام آر آرنالدز است.به گمانم خود پاپ فرصت نداشته است که نظریات ابن حزم و موقعیت اندیشگی ابن حزم را بررسی کند.ایشان از ابن حزم به عنوان ابن حزن یاد می کنند.در هیچ یک از متونی که به زبان های اروپایی در باره ابن حزم نوشته شده است، ابن حزن نیامده است.این اشتباه البته به قول استاد خرمشاهی میکروسکوپی، نشانه ای است که اساسا پاپ نمی داند ابن حزم چه جایگاهی از نظر فکری در میان مسلمانان دارد. البته شباهت غریبی بین ابن حزم و پاپ هست. هر دو شیفته" دگم" به همان مفهوم " مدرسی" اش هستند.گلد زیهر مستشرق نامدار آلمانی کتاب مهمی در باره ابن حزم نوشته است. اگر پاپ فقط همان کتاب را دیده بود:

 

اولا، به جای ابن حزم نمی نوشت ابن حزن و دوم، اساسا او را در جایگاه نماینده اندیشه اسلامی قرار نمی داد. وقتی قرار است بهانه ای جستجو شود که اسلام مخالف عقل است، البته ابن حزم به کار می آید. حکایت غریبی است. میراث فلسفی و فکری یونانی از طریق مسلمانان به اروپای قرون وسطی انتقال یافت و مسلمانان مهمترین مفسران فلسفه یونانی و به طور خاص نظریات ارسطو بودند. حال متهم می شوند که دین آن ها غیر عقلانی است. بدیهی است که برای فهم عقلانی بودن یا نبودن یک دین، باید به نص دین مراجعه کرد. یعنی به نص کتاب مقدس و قرآن مجید. اما این حکایت یک بار دیگر به شکل حسرت آوری تکرار شده است. می دانیم که سنگ بنا و گوهر اصلی ساختارکمدی الهی دانته از داستان پر ماجرای معراج پیامبر اسلام و نیز ارداویرافنامه گرفته شده است. گذار دانته در دوزخ و برزخ و بهشت، ابتکار او نیست.در سال 1919 میگوئل آسین پالاسیوس این موضوع را با دقت و جستجو در متون اسلامی ترجمه شده به لاتین ، تا روزگار دانته بررسی کرد.نکته مورد توجهم این است که دانته اصل فکر را از مسلمانان گرفت و پیامبر اسلام را در دوزخ با هیبتی ترسناک نشان داد. پاپ هم به جای این که به عنوان یک فیلسوف به این نکته اشاره کند که مسلمانان چه نقش دوران سازی در انتقال فلسفه یونانی به غرب داشته اند و همین موضوع پشتوانه دعوت به گفتگو و همکاری شود، به پیامبر ما از زبان امپراتور ناکام بیزانس ناسزا می گوید و مدعی است ، حقیقت سخن او و نقل قولش فهم نشده است.مهمترین شرط گفتگو ایجاد زمینه عاطفی و اخلاقی متناسب است.چگونه می شود به عزیز ترین کانون عشق و محبت مسلمانان اهانت کرد و گفت این حرف ها برای این است که با هم گفتگو کنیم. دکتر رضوان سید متفکر لبنانی که در آلما ن درس خوانده است و پاپ و الهیات و کلام مسیحی را خوب می شناسد، نوشته بود پاپ از همان وقتی که اسقف مونیخ بود با مسلمانان، به ویژه ترک ها بر سر لطف نبود.

 

(ادامه دارد)

 

سیدعطاءالله مهاجرانی

http://mohajerani.maktuob.net/archives/2006/09/23/673.php

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 10:24 |

در کلیسا به دلبری ترسا(5)

 

امروز پیش از بررسی سخنان پاپ می خواهم به نکته ای اشاره کنم، که بحث همین روز هاست. چنان که اشاره کردم گونه ای هماهنگی و یک صدایی از جهان اسلام به گوش می رسد که پاپ لازم است عذر خواهی کند و اظهار تاسف ایشان کافی نیست. در متن تنظیم شده اظهار تاسف عمیق پاپ هم، سخن بر سر این است، که حقیقت سخن پاپ درک نشده است. ابراز تاسف ایشان فرصتی خواهد بود تا دلها آرام شود و به حقیقت سخن پاپ پی ببرند.

در این فاصله شخصیت های مسیحی دانشمند و پژوهشگر، در نفد سخنرانی پاپ مقالاتی منتشر کرده اند، مانند مقاله بسیار پر اهمیت خانم کارن آرمسترانگ در روزنامه گاردین(دوشنبه 18 سپتامبر) و مقاله دقیق و کارشناسانه جان کول که به شتابزدگی پاپ در موارد مختلف در آن سخنرانی اشاره کرده است. مانند این که پاپ آیه " لا اکراه فی الدین" را مکی می داند و مربوط به دوران عدم قدرت پیامبر، و آیات جهاد را مربوط به دوره مدینه ، دوره تشکیل حکومت و قدرت تحلیل می کند. نکته شایسته توجه این است که این سخن دیگر سخن امپراتور نیست. داوری پاپ است. شناخت آیات مکی و مدنی جزء امر ابتدایی شناخت قرآن و اسلام است. به ویژه کسی که می خواهد بر اساس دوره های تاریخی مکه و مدینه در باره پیامبر داوری کند.چه حقیقتی در این سخن است، که وقتی دلهایمان آرام گرفت آن را در می یابیم؟ وقتی آیه مورد نظر مدنی است تمام استدلال پاپ فرو می ریزد.نکات مورد اشاره جان کول را مدتی پیش دکتر حمدی زقزوق، بسیار محترمانه در مقاله ای با عنوان: اجازه می فرمایید حضرت پاپ مقدس!(الاهرام 17 سپتامبر) مطرح کرد. شیخ یوسف قرضاوی که از زمره مفاخر چهان اسلام است نیز در برنامه معروف الشریعه و الحیات به بررسی اشتباهات پاپ پرداخت. مثل همه، قرضاوی و جان کول از پاپ خواسته اند عذر خواهی کند.می خواهم بگویم چنین اتفاقی نخواهد افتاد. می دانید چرا؟ همانگونه که اگر پاپ اسلام را درست می شناخت،و یا دست کم در تنظیم متن سخنرانی خود مشورت می کرد دچار این اشتباه بسیار مهم نمی شد، که شد.گویی او اساسا چنین فضایی را خواسته یا ناخواسته فراهم کرده ست. در میان کاردینال های کلیسای کاتولیک شخصیت بسیار برجسته اسلام شناس و مسلط به زبان عربی و فرهنگ و تمدن اسلامی و ظرافت های بلاغی قرآن وجود دارد.نامش کاردینال مایکل فیتزجرالد است،که اصلا انگلیسی است.مایکل رییس قسمت گفتگوهای درون دینی واتیکان بود. از نزدیکان و اسقف های مورد احترام پاپ جان پل دوم به شمارمی رفت.پاپ جدید ایشان را از سمتی که داشت کنار گذاشت و محترمانه به مصر تبعیدش کرد...

می دانید مشکل از کجا آغاز می شود؟ از همان تیتر مقاله دکتر زقزوق!از عنوان جضرت پاپ مقدس! از مقام قدسی برای پاپ قائل بودن، از این که پاپ اشتباه نمی کند. مصون از خطاست. شما هستید که حقیقت را در نمی یابید. چون دلهایتان آشفته است.آرام که شدید می فهمید و شاهد حقیقت سخن پاپ را در آغوش می کشید.

در سال 1870 در کلیسای واتیکان اتفاق بسیار مهمی افتاد. اعلام شد که پاپ، به اعتبار این که در مقام قدسی پاپی قرار می گیرد مصون از خطاست. چهل-پنجاه سال پیش هم بحث مصون بودن پاپ از خطا مجددا مطرح شد.لازم به توضیح است که اشاره کنم برخی از درخشانترین چهره های کلیسای کاتولیک به دلیل مواضعی که در همین مورد داشتند از کلیسای کاتولیک رانده شدند، امکان تدریس در دانشگاه الهیات مسیحی را از آن ها گرفتند. هانس کونگ متفکر و متکلم بزرگ آلمانی ؛به رغم این که دوست و مدتی همکار بندیکت در دانشگاه های آلمان بود از تدریس ممنوع واو را از کلیسای کاتولیک اخراج کردند! هانوس کونگ کتاب خواندنی در باره موضوع خطاناپذیری پاپ نوشته است، کتاب مغضوب واتیکان است.

مرحوم دکتر مصطفی رحیمی که صیاد اندیشه در شاهنامه بود، در کتاب تراژدی قدرت در شاهنامه به نکته غریبی اشاره می کند. قدرت، قدرتمند را بالای برج می برد، از آن بالا همه را کوچک و خرد و ریز می بیند و می پندارد.گمان نمی کنم هیچ ریس جمهور یا شاهی در دنیا تشریفات پاپ را داشته باشد.گارد سوییسی اش که معرکه است. جوانان زیبا، خوش قامت و تربیت شده ، با لباس های رنگین کمانی، آبی خوشرنگ و ارغوانی، سرشان مثل سر قو از توی یقه ها بیرون است و مثل پروانه صحن واتیکان را پر کرده اند.دوست نازنین اصفهانی آقای دکتر صلواتی با همان، طنزمعرکه اش وقتی ازشیب راهروهای طولانی قصر پاپ بالا می رفتیم تا با نمایندگان اتحادیه بین المحالس با پاپ ژان پل دوم ملاقات کنیم، به جوانان سوییسی نگاه می کرد و می پرسید: حاج آقا علمان هم همینجوراس؟! این تشریفات، استقبال های میلیونی که از پاپ در سفر ها به عمل می آید، او را به نقطه ای می رساند که خود را فرا تر از همه می بیند و می انگارد.این انگاره متکی به ساختار کلیسای کاتولیک است. کلیسا خودش یک موجود زنده است.چیزی شبیه به نهاد ارتش در ترکیه و پاکستان که سایه اش بر سر دولت سنگین است.نظام دیوانسالارانه شگفت انگیز کلیسا اگر لازم باشد پاپ را به خاطر مصلحت کلیسا وادار به تبعیت می کند.البته این ویژگی کلیسای کاتولیک است و گرنه چنان که می دانید پروتستان ها قائل به معصومیت یا خطاناپدیری پاپ نیستند. کلیسای اورتودوکس شرقی هم کلیسا را مصون از خطا می داند و نه پاپ یا رهبر کلیسا را.

فاصله پاپ تا مسیح مثل فاصله قصر های زمستانی و تابستانی پاپ با بی خانمانی مسیح است:

" عیسی بدو گفت، روباهان را سوراخها و مرغان هوا را آشیان هاست، لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست."( انجیل متی باب 8 آیه 21)

فاصله تواضع پسر انسان، که پیش از فرا رسیدن ماموران پیلاطس و قیافا رئیس کاهنان یهودی، در همان شام آخر پاهای یاران خود را می شست...فاصله کودکی پاک و زلال مثل باران با شریعتمدار قدرتمندی است که اگر لازم باشد به خداوند هم درس حلال و حرام می دهد.به گمانم دقت در اعمال رسولان و رساله های مختلف پولس و پطرس... به روشنی به ما می گوید که کلیسا در چه حال و هوایی شکل گرفت و فضای کلیسا چگونه است. تمامی کسانی که انتظار دارند پاپ صریح و صمیمانه عذرخواهی کند اگر مسیحی اند، کاتولیک نیستند و اگر مسلمانند ساختار کلیسا و تاریخ کلیسا را توجه نمی کنند.به این متن بی نظیر در شناخت ریشه کلیسا توجه کنید:

"و واقع شد که چون گرسنه شد.(پطرس)خواست چیزی بخورد، اما چون برای او حاضر می کردند، بیخودی او را رخ نمود* پس آسمان را گشاده دید و ظرفی را چون چادری بزرگ به چهار گوشه بسته به سوی زمین آویخته بر او نازل می شود* که در آن هر قسمی از دواب و وحوش و حشرات زمین و مرغان هوا بودند* و خطابی به وی رسید که ای پطرس برخاسته ذبح کن و بخور* پطرس گفت حاشا خداوندا زیرا چیزی ناپاک یا حرام نخورده ام* بار دیگر خطاب به وی رسید که آن چه خدا پاک کرده است تو حرام مخوان* و این سه مرتبه واقع شد که در ساعت آن ظرف به آسمان بالا برده شد."(اعمال رسولان، باب دهم، آیات 10تا17)

پطرس که به خداوند درس حلال و حرام می دهد، نماد و سمبل کلیسای کاتولیک است. در واتیکان بیش از مسیح، پطرس حضور دارد و البته سایه ای از امپراتور رم و حسرتی بر زوال امپراتوری بیزانس و البته حاشیه ای از سلوک فقه یهودی در سیمای خاخامی مثل قیافا!از این معجون شگفت انگیز عذر خواهی بیرون نمی آید.

سیمون وی چرا از کلیسا می گریخت؟ از کلیسا می گریخت تا مسیح را پیدا کند. تحلیل او در مورد تاثیر عهد عتیق از بعد نظری و تاثیر امپراتوری رم از سوی دیگر که در " نامه ای به یک کشیش" نوشته است، تمام حرف است.

 

ادامه دارد

 

سیدعطاءالله مهاجرانی

http://mohajerani.maktuob.net/archives/2006/09/21/671.php

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 11:57 |

در کلیسا به دلبری ترسا (4)

 

دوستی پرسید، چرا از این مصرع هاتف اصفهانی برای این سلسله مقالات استفاده می کنم ؟ وقتی برایش توضیح دادم، پیشنهاد کرد که توضیح را بنویسم.

پاییز سال 1352 دانشجوی رشته تاریخ دانشگاه اصفهان بودم. توی کتابخانه ادبیات، که با حسرت باید بگویم در یک آتش سوزی بسیاری از کتاب هایش سوخت،نشسته بودم. دوست آسوری ام ولنر بیت صیاد، جزوه ای را به دستم داد.سخنرانی اسقف در کلیسای حضرت لوقای اصفهان بود که در باره تثلیث سخنرانی کرده بود.سخن با ترجیع بند هاتف شروع شده بود:

در کلیسا به دلبری ترسا...گفتگوی مسلمان و مسیحی ادامه پیدا می کند تا:

ما در این گفتگو که از یک سو

شد ز ناقوس این ترانه بلند

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لا اله الا هو

همان هفته به دیدن اسقف رفتم...گفتگو با اسقف.برایم جذاب بود.تصویری که در ذهن داشتم این بود که باید مسیحیت را از یک مسیحی مومن حکیم آموخت. اسقف همان بود که می خواستم.از آن دوران دو کتاب مقدس برایم به یادگار مانده است: متن فارسی که یادگار بیت صیاد است و متن انگلیسی با تابلو های رامبرانت که هدیه اسقف است.هنوز هم پس از گذار بیش از سه دهه هر وقت به مسیحیت می اندیشم و به شخصیت عزیز مسیح، آن مصرع و آن پنجشنبه ها در ذهنم تازه می شود. دوست دوران کودکی ام که از بچه های ده ارمنی نشین "حمریان" بود و حالا در کانادا زندگی می کند برایم ایمیل فرستاده بود، که به خاطر مسیح بنویس! گفتم پاپ این حرف ها را زده، تو می گویی به خاطر مسیح؟ گفت فاصله پاپ تا مسیح مثل فاصله زمین تا آسمان است.بنویس: در کلیسا...

نکته دیگری به نظرم آمد. بی شک در ترجیع بند هاتف مثل سروده محتشم در باره امام حسین(ع) می توان برق لطفی آسمانی را دید. این واژه ها و تصاویر از جای دیگری است.مثل پیامبر جبران خلیل جبران،که به تعبیر او، او شعر نسروده است، شعر او را سروده است.

می خواهم بگویم تربیت درست و انسانی و حکیمانه موجب می شود که هاتف درخشانترین و زیباترین تفسیر و توضیح را در باره مسیحیت و تثلیث بسراید. محتشم در اوج شعر خود مسیح را با درخشانترین تابلو سوگواری ترسیم می کند:

یک باره جامه در خم گردون به نیل زد

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

 

بانوی دانشمند دکتر قمر آریان کتاب قابل و پر اهمیتی دارند؛ با عنوان" مسیح در ادبیات فارسی" که می توان نمونه های بسیاری از این زمره را مشاهده کرد.

کدام عقلانی است؟ تصویر مسلمانان از مسیح و موسی یا تصویر مسیحیان از محمد؟ تابلو هاتف و حافظ از مسیح؟ یا تصویر محمد در باب 28 دوزخ دانته؟ و یا تصویری دیگر در برزخ در باب 32 یادداشت های ترجمه انگلیسی کمدی الهی که در چاپ دانشگاه آکسفورد دیده می شود هم خواندنی است. در سوی دیگر، به عنوان نمونه نام ها را ببینید. در هیچ کوچه ای در شهر و روستای ایران و دیگر کشورهای اسلامی نیست که نام پاک پیامبران الهی مثل ابراهیم و موسی و مسیح و عیسی و داود و سلیمان یافت نشود. شما تا به حال دیده اید که یک مسیحی نام فرزندش را محمد بگذارد؟ چه مقدار نام مقدس مریم در میان دختران مسلمان رواج دارد...این ها نشانه های عقلانیت و سنت پسندیده احترام به ادیان دیگر است. اساسا مسلمانان همه پیامبران را همراه و همدل می انگارند. همه پیامبران را عزیز می شمرند. به تعبیر شگفت انگیز مولوی:

نام احمد نام جمله انبیاست... پیامبر اسلام از دیگر پیامبران به عنوان برادر خود یاد می کند." برادرم موسی رو به مغرب داشت و برادرم مسیح رو به مشرق؛ من در میانه مشرق و مغربم"

قرآن مجید به ما آموخته است که نباید داشته ی هیچ کسی را دست کم گرفت." ویا قوم اوفوا المکیال و المیزان بالقسط و لا تبخسواالناس اشیائهم.( آیه 85 سوره هود) این داوری در باره ارزش های مادی و صوری و نیز معنوی است. باید از پاپ پرسید مگر مسیح در کانون وفراز تمامی ارزش های مسحیت نیست؟ برای مسلمانان هم پیامبر اسلام کانون ارزشها و عشق و شور آن هاست. متاسفانه پاپ به جای جبران اهانت و رفع آن، با توضیحی که ایشان در روز یکشنبه در دیدار عمومی در کاج تابستانی شان که بر فراز یکی از زیباترین و خوش منظره ترین تپه های اطراف رم است(کاخ گاندولفو) به جای عذر خواهی، مسلمانان را به بدفهمی سخنانش متهم کرد. این موضع را پیش از این مرکل صدراعظم آلمان و برخی شخصیت های سیاسی ایتالیایی داشتند. اما پاپ با زبان خودش همین را گفت. به نظرم واژه ها کاملا اندیشیده شده است. پاپ متاسف است اما نه به خاطر حرف هایی که زده بلکه به خاطر پیامد های سخنرانی اش در کشور های مختلف، دیگران گمان کرده اند که چند عبارت نطق ایشان موجب خدشه دارشدن حساسیت مسلمانان شده است.او صرفا مطلبی را ازیک متن قرون وسطایی نقل کرده است، که معنی اش این نیست که پاپ چگونه می اندیشد!تاکید می کند امیدوار است این توضیح دلها را آرام کند ومعنی حقیقی سخن او،روی هم رفته این بود که دعوت کرده است تا گفتگوی صریح و صمیمانه بر اساس احترام متقابل انجام شود.

گمان نمی کنم کسی این سخن پاپ را عذر خواهی و یا بازگشت از حرف هایی که زده است تلقی کند.شبکه سی ان ان نظر سنجی را درمورد تاسف عمیق پاپ مطرح کرده و پرسیده است: اظهار تاسف پاپ عذر خواهی تلقی می شود؟54463 نفر اظهار نظر کرده اند. 85 در صد پاسخ منفی داده اند و 15 در صد پاسخ مثبت.

این توضیح اشتباه دیگر پاپ بود. شاید همچنان حق با حافظ است که سرود : چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو.

پاپ سال های سال با همین حرف ها و متن های کهن زندگی کرده است.چگونه انتظار داریم به یک باره تغییر نظر دهد.جالب این که در همین جلسه اعلام تاسف عمیق ، مضمونی هم به دست یهودیان داد! در باره مفهوم صلیب؛ پاپ مطلبی را از پولس رسول نقل می کند، که به نحوی پولس یهودیان را در قضیه تصلیب مسیح، شماتت می کند. خاخام یهودیان، دکترجوناتان رومین گفته است:" پاپ حق دارد متن مقدسی را که به آن اعتقاد دارد روایت کند، اما ابلهانه است که کسی بدون توجه به شرایط روز، متنی را انتخاب کند که در مورد دیگر ادیان است.پاپ باید میان دین و نژاد تفاوت قائل باشد."

خاخام می خواهد بگوید یهودیان به عنوان یک نژاد در تصلیب مسیح نقش داشتند و نه به عنوان یهودی. در صدد نقد و بررسی سخن خاخام نیستم. می خواهم بگویم وقتی نگاه و داوری در ذهن کسی تا آستانه هشتاد سالگی نقش بست و سنگین شد ،تکانیدن آن کار دشواری است.

پاپ اگر بخواهد می تواند نقشی تاریخی در این زمینه ایفا کند.به بررسی سخنش می پردازیم. تاسفش که تاکیدی بود بر آن چه گفته است. وزیر کشور ترکیه محمد آیلین با طنزشکرینی گفته است، پاپ از واکنش مسلمانان عمیقا متاسف شده است تا به خاطر حرف هایی که زده است!

(ادامه دارد)

 

 

سیدعطاءالله مهاجرانی

 http://mohajerani.maktuob.net/archives/2006/09/20/670.php

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 0:49 |

پاپ در سخنرانی دانشگاه رگنزبرگ، گفتگوی امپراتور مانوئل دوم پالئولوگوس را به عنوان سنگ بنای سخن خود انتخاب کرده، در موارد مختلفی به همین سخن اشاره می کند. به عبارت دیگر، سخن او یک هسته تاریخی دارد، که داوری مانوئل در باره اسلام و پیامبر اسلام است، و یک پوسته تئوریک که در باره نسبت میان عقل و ایمان، بحث کرده است. در بحث تئوریک، پاپ بر واژه "لوگوس"

تاکید می کند. می کوشد نسبت میان لوگوس و خدا را نشان دهد. ایشان بر واژه

God

تکیه می کند و با توجه به ریشه این واژه، و پدید آمدن آن، در واقعه سوختن درخت و صدایی که به گوش موسی علیه السلام رسید، این واژه را به معنی " من هستم" ،ترجمه می کند.بحث مفصلی در مورد نسبت میان ایمان مسیحی و فلسفه یونانی دارند. معتقدند در متن یونانی کتاب مقدس که با متن عبری تفاوت دارد،اندیشه فلسفی یونانی از راه زبان با ایمان مسیحی، نسبت پیدا کرده است.اما سنگ بنای سخن:

" تازگی ها متن گفتگوی امپراتور دانشمند بیزانس امانوئل دوم پالئو لوگوس را، که توسط پروفسور تئودورخوری منتشر شده است، می خواندم.این گفتگو در اردوی زمستانی نظامی امپراتور درسال1391در نزدیکی آنکارا انجام شده است. طرف گفتگو یک پارسی فرهیخته بوده است.به نظر می رسد این گفتگو از طرف امپراتور در برهه ای که کنستانتینوپل-استانبول- در طی سالهای 1394تا1402 در محاصره بوده ، ترتیب داده شده است.( در همین فاصله کوتاه، پاپ فراموش کرد که گفتگو را در سال 1391تخمین زده بود؟)

"گفتگو در باره مسیحیت واسلام و حقیقت آن دو می باشد.بحث به نحو گسترده ای در باره ساختار ایمان در کتاب مقدس و قرآن مطرح می شود. به شکل خاص بر تصویر خداوند و انسان متمرکز می شود و سرانجام گفتگو به رابطه میان سه مقوله" شریعت"،" قوانین زندگی" و" عهد قدیم" و" عهد جدید" و" قرآن" می انجامد.من نمی خواهم در این سخنرانی در باره این موارد صحبت کنم. فقط می خواهم به نکته ای که می تواند نکته ای حاشیه ای نسبت به کل گفتگو باشد،بپردازم. نکته ای که در بافت"ایمان و خرد"قرار می گیرد. این نکته را من شایسته توجه می دانم که می تواند به عنوان نقطه آغازبازتاب اندیشه ام در این موضوع باشد.

"در گفتگوی هفتم، که توسط تئودور خوری ویراسته شده است، امپراتور موضوع"جنگ مقدس" را مطرح می کند.امپراتور می بایست،مطلع بوده باشد که در سوره دوم-بقره-آیه 265 آمده است:" لا اکراه فی الدین" بر اساس نظر کارشناسان ،این یکی از سوره های دوران نخستین است، دوره ای که محمد(ص) قدرت نداشت و در معرض تهدید بود.طبیعتا امپراتور به این نکته نیز توجه داشته است، که چگونه این مفهوم در قرآن تطور یافته و به مفهوم جنگ مقدس انجامیده است.بدون

توچه به جزئیات، مانند تفاوت بین اهل کتاب و کفار، امپراتور با تندی، پرسش اصلی خود را در باره نسبت میان دین و خشونت مطرح می کند، از طرف گفتگویش می پرسد:" حالا به من بگو محمد چه چیز تازه ای آورده است؟تنها چیری که می توانی به حساب بیاوری، فقط شرارت و رفتارغیر انسانی است، مثل همان که فرمان داد، آیین او را با شمشیر گسترش دهند.

"امپراتور، پس از بیان مقتدرانه داوری اش،سخنش را ادامه می دهد، توضیح می دهد که چرا ترویج دین بر اساس خشونت، امری غیر عقلانی است.خشونت با ماهیت خداوند و ماهیت روح ناسازگار است.خداوند،خونریزی را نمی پسندد و خداوند بر خلاف ماهیت خود رفتارغیرمعقول نمی کند.ایمان محصول روح است و نه تن، هرگاه کسی به سوی ایمان فراخوانده می شود،نیاز به گفتگوی نیکو و خرد شایسته وجود دارد.نیازی به تهدید و خشونت نیست. برای متقاعد کردن یک روح عقلانی، کسی به بازوی نیرومند و اسلحه ، یا هر وسیله دیگری که شخص را به مرگ تهدید کند، ندارد.

"محور اصلی بحث امپراتور،علیه گفتگوی خشونت-مداراین است: رفتاری که علیه ماهیت خداوند باشد، معقول نیست. ویراستار، تئودور خوری اظهار نظر می کند که امپراتور بیزانس سلوک اندیشگی فلسفه یونانی داشته است.از این رو اظهارات او بدیهی تلقی می شود. اما در آموزه های مسلمانان،خداوند مطلق متعال است.اراده او منوط به مقولات ما نیست؛حتی مقوله عقلانیت.در اینجا تئودور خوری از یک اسلام شناس مشهور فرانسوی،آر-آرنالدز نقل می کند،که ابن حزم تا آنجا بحث را می کشاند که خداوند مبتنی بر کلمات خودش هم اعمال اراده نمی کند.هیچ چیزی خداوند را ملزم نمی کند که اراده الهی را بر ما آشکار کند، ما تنها ناگزیریم که او را ستایش کنیم."

مظلوم خداوند! تا به حال هر چه اعتراض به سخن پاپ شده است، در طرفداری از پیامبر گرامی اسلام بوده است.البته در نقد و رد سخنان پاپ، در مواردی به مطالبی اشاره شده که در متن سخنرانی پاپ نیست. آن چه نقل کردم ترجمه- البته نه ترجمه فنی دقیق کارشناسانه-بخشی از سخنرانی پاپ است که موضوع این مقاله هاست.

پاپ اعلام کرد که در سخنرانی اش تنها به نقل قول پرداخته، و نقل قول به مفهوم موافق بودن با آن نیست. آیا حضرت پاپ گمان می کنند که مسلمانان متن اصلی سخنرانی را نمی خوانند؟ یک دانشجوی متوسط الهیات هم که متن را بخواند، به روشنی در می یابد که پاپ این نقل قول را سرسری انتخاب نکرده است. واژه هایی که در وصف امپراتور به کار رفته، اشاره های مکرر پاپ به امپراتور، نتیجه گیری سخن مبتنی بر نظریه امپراتور، در یک کلام به تعبیر قرآن مجید "لحن قول" پاپ نشان می دهد که ایشان چگونه می اندیشند. باید سپاسگزار سایت بسیار دقیق و کارآمد واتیکان باشیم که امکان مطالعه تمامی سخنرانی ها و پیام ها و نامه ها ی پاپ را فراهم کرده است.می خواهم بگویم که حتی عذرخواهی نمی تواند چاره کار باشد. آیا حضرت پاپ می تواند نگاه و داوری اش را تغییر دهد؟

نمی خواهم در داوری بر نقد و بررسی که دارم سبقت بگیرم. اما نمی توانم احترام و ستایشم را نسبت به پاپ شنوده رهبر قبطیان مصر اعلام نکنم، انصافا حکیمی نادر است. چرا پاپ مثل او به اسلام نگاه نمی کند؟ پاپ شنوده در برنامه تلویزیون المصریه می گفت:" چرا پاپ پاسخ آن مسلمان پارسی را نقل نکرد؟"

گفتگوی مانوئل دوم در چه شرایطی انجام شد؟ مانوئل دوم چه راه و رسم و سلوکی داشته است؟ طرف گفتگویش چه کسی بوده است؟

(ادامه دارد)

 

سیدعطاءالله مهاجرانی

 http://mohajerani.maktuob.net/archives/2006/09/19/669.php

+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 20:24 |
در کلیسا به دلبری ترسا (2)

گونه ای هم صدایی در جهان اسلام در واکنش نسبت به سخنان پاپ، پدید آمده است.نمایندگان دولت ها، نهادهای دینی، دانشگاهی، مردمی، نویسندگان روزنامه های مشهور در این باره نقد و بحث کرده اند و می کنند. این هم صدایی از زاویه دید برخی که با چشم غربی به مسلمانان می نگرند، پرسش بر انگیز است. در روزنامه شنبه 25 شهریور واشنگتن پست دیدم که نویسنده نتوانسته شگفتی اش را از این هم صدایی پنهان کند.
معاون طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه، سخنان پاپ را نوعی بازگشت به دوران تاریک قرون وسطی و روزگار جنگ های صلیبی تلقی کرده است. گفته است این ذهنیت تاریک، میراث همان ظلمات قرون وسطاست.در این سخنان هیچ نشانه ای از معنویت و اصلاح نیست.علاوه بر موضع رسمی صالح کاپسوز، احزاب لاییک ترکیه نیز اعلام تجمع و تظاهرات کرده اند.مردم دور ساختمان سفارت واتیکان نوار سیاه کشیده اند.
برای واشنگتن پست این مطلب قابل فهم نیست که چگونه در کشوری که لاییک است ومن اضافه می کنم که همسر نخست وزیر که حجاب اسلامی دارد نمی تواند به ادارات دولتی که شوهرش به عنوان نخست وزیر رییس همه آن هاست برود، مگر این که با موی باز برود، می بینید آزادی و دموکراسی و حقوق بشرادعایی چه چهره ای دارد.در چنین کشوری احزاب لاییک تظاهرات راه می اندازند.کشوری که قرار است ظرف دوماه آینده پذیرای پاپ باشد، از همین حالا مقامات و احزاب ترکیه پیام داده اند که پاپ نخست عذرخواهی کند و بعد به ترکیه بیاید.
دولت و مطبوعات آلمان به یاری پاپ آمده اند؛همان اشتباه تاریخی و همیشگی. مثل همان اشتباه که به رشدی جایزه دادند، تحسین اش کردند و...بیلد پرفروش ترین روزنامه آلمان در صفحه نخست تصویر تظاهرات مسلمانان را که فریاد می زنند در کنار تصویر یک خانم بسیار زیبا و آرام و متین چاپ کرده است. تصویر جوان مسلمانی که فریاد می زند در همان نگاه اول شبیه جانورطراحی شده است. می گویم طراحی به این خاطر که در دنیای مطبوعات امروز طراحی عکس با کامپیوتر و شکل و شمایل دلخواه به عکس دادن امری غریب نیست. تیتر اول روزنامه جدی دی ولت این است که مرکل صدراعظم آلمان از پاپ بندیکت شانزدهم حمایت کرد،
در صفحه اول دی ولت هم تصویر تظاهرات مسلمانان وآتش افروخته ای را نشان می دهد که آدمکی دارد می سوزد و لگد مال می شود. موضع مرکل که شبیه بیانیه واتیکان است ، نیز شباهت به توجیه و توضیح برخی روزنامه ها مثل دی ولت وواشنگتن پست و شیکاگو تریبیون دارد. حرفش این است که سخن پاپ درست فهمیده نشده است. مرکل گفته است :پاپ بر ضرورت گفتگو تاکید کرده است.
بنجامین هاروی در شماره شنبه 25 شهریور در مقاله ای با عنوان:" رهبران مسلمانان از پاپ می خواهند که عذرخواهی کند." در شیکاگو تریبیون نوشته است،: پاپ مطلقا اشاره ای نکرده است که با نقل قولی که می کند موافق است یا مخالف"
شبیه همین موضع را می توان در واشنگتن پست هم دید.:
" نه پاپ کاملا آن سخن را پذیرفته و نه رد کرده است."
آیا این شباهت در پیدا کردن فرمولی برای توجیه معنی دار سخنان پاپ اتفاقی است؟
واقعا پاپ چه گفته است ؟ اکنون که با مشاور ارشدش در اقامتگاه تابستانی اش در حومه رم به سر می برد، به روایتی از واکنش مسلمانان آشفته شده است.
پاپ بدون شک یک انسان معمولی نیست. انسانی بسیار دقیق و منضبط، وقتی در دوران کاردینالی صبح ها در حالی که کیفش را به دست چپ می گرفت از آپارتمان شماره 8 خارج می شد. درست مثل از خانه بیرون آمدن کانت، می شد ساعت را با پاپ تنظیم کرد. در این دوران ربع قرن مدیریتش بر مرکز مطالعات نظری واتیکان، وقتی متنی را تقریر می کرد که معمولا در هر جلسه او یک نفس تا بیست صفحه را تقریر می کرد، می دیدند که حتا یک غلط نحوی نمی توان از پاپ گرفت.گاهی هم که خودش می نوشت، یک سره 12 تا 13 ساعت یک ریز می نوشت و در این میان چیزی نمی خورد...وقتی فردی مثل او می خواهد مطلبی را به عنوان مضمون اصلی و به عنوان یک سند برای سخنش انتخاب کند، آیا پیش بینی پیامدهای چنان نقل قولی را نمی کند؟
سخنرانی پاپ به گمانم مثل ساختمانی است که معماری تعریف شده ای دارد.سنگ بنای این ساختمان همان نقل قول از مانوئل دوم است.درست است که پاپ نقل قول کرده است، اما این نقل قول در یک فضای تدارک شده در صحبت اتفاق افتاده، و علاوه بر آن پاپ از مانوئل دوم تجلیل کرده است.در متن انگلیسی و آلمانی و ایتالیایی،واژه هایی که برای مانوئل دوم استفاده شده، به معنی پزوهشگر و آموزگار ، است. (هر سه متن در سایت واتیکان قابل دسترسی است.)
اظهار نظر رابرت تافت از مقامات واتیکان که از زمره پژوهشگران موسسه مطالعات خاورشناسی در واتیکان است و از جمله اسلام شناسان واتیکان به حساب می آید، موضوع را پیچیده تر کرده:
" این اشتباه محاسبه بندیکت بود که واکنش مسلمانان را در برابر سخنرانی اش نیندیشیده بود. پیامی که او می فرستد ، بسیار بسیارروشن است. خشونت به نام دین پذیرفتنی نیست.در هیچ دینی پذیرفته نیست.پاپ رسالتش را در چالش با اسلام یا هر کس دیگری بیان کرده است."(شیکاگو تریبیون 16/9/2006)
گویی سخنان پاپ تنها قله کوه یخ بود، تافت بخش دیگری را نمایانده است. از این رو به گمانم نباید سخنرانی پاپ را یک سخنرانی آکادمیک تلقی کرد.
(ادامه دارد)

سیدعطاءالله مهاجرانی
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 18:18 |
<DIV class=mttitle>در کلیسا به دلبری ترسا(1) </DIV>
<P class=mtbody>به عنوان یک مسلمان،مانوس با آیات قران مجید،روح شما سرشار از عشق به مسیح می شود.این راز آشکار شگفت انگیزی است که در کتاب آسمانی ما، بیش از زندگی پیامبر اسلام از زندگی موسی و مسیح سخن گفته شده است.اسلام و قرآن پیامبران را از یک ریشه و یک خانه می داند، که کاروان انسان را در طی تاریخ هدایت کرده اند.مدتی پیش از دوست مسیحی دانشمندم پرسیدم، به این نکته توجه کرده اید که چرا داستایوسکی می گوید:" اگر ناگزیر شوم که میان حقیقت و مسیح، یکی را انتخاب کنم، مسیح را انتخاب می کنم؟"<BR>پدر بروس توی صندلی اش جا به جا شد، با نگاهی روشن و عمیق- مثل نگاه دکتر شرف الدین خراسانی- از پنچره به بیرون نگاه می کرد. باران نرم می بارید، آفتاب هم بود. باران و آفتاب در لندن کیمیاست...بلند شد، قدم زد. دست هایش را روی شانه ام گذاشت و گفت:" تو بگو سید!"<BR>به شوخی گفتم : " شما که کشیش هستی، می گویند یهودی ها سئوال را با سئوال جواب می دهند!"<BR>اصلا به روی خودش نیاورد.<BR>آرام گفت:"بگو!"<BR>" به نظرم مسیح حقیقت عشق است..."<BR>به سرعت برق چشمانش خیس اشک شد.نشست. چقدر چهره اش که محاسنی یک دست نقره ای بر روشنی اش افزوده،چشمان روشن، پیشانی بلند، آفتاب و باران که می تابید و می بارید،متناسب بود.<BR>- پدر بروس پرسید:" تو که در باره مسیح این داوری را داری در باره پیامبر اسلام چه تعبیری داری؟"<BR>- گفتم: از نظر ما مسلمانان، به تعبیر قرآن مجید تفاوتی میان پیامبران نیست. اما به نظرم مسیح مثل ماه است و محمد مثل آفتاب..<BR>- وقتی متن سخنرانی پاپ بندیکت شانزدهم را در سایت واتیکان خواندم،ساعت ها در اندیشه بودم که باید در این باره مطلبی بنویسم.به گمانم داوری پاپ در باره اسلام و پیامبر اسلام داوری ای نیست، که در اثر شتابزدگی یا بی توجهی های معمول اتفاق افتاده باشد. پاپ بیست و سه سال مسئول بخش مباحث نظری واتیکان بوده است. چند دهه سابقه تدریس الهیات مسیحی در دانشگاه های مختلف را دارد. کتاب های متعددی منتشر کرده است.متن سخنرانی اش از پیش آماده بوده و به زبانهای مختلف در سایت واتیکان قابل دسترسی است. گفتگوی امپراتور رم شرقی، مانوئل دوم با دانشمند ایرانی در واقع محور سخن اوست که تا پایان سخنرانی یک ساعت و نیمه اش بدان اشاره می کند.پرسش های متعددی در ذهنم سر می کشید.همان حال و هوایی را داشتم که وقتی نقد رمان آیات شیطانی را می نوشتم.از آن روزگار هفده سال گذشته است...<BR>- چرا پاپ چنین حرفی زده است؟ همین امروز-جمعه- بعد از نماز جمعه در مسجد الازهر مسلمانان مصری تظاهرات کرده اند. یکی از نماز گزاران گفته است، هر چند وقتی یک باربه پیامبر ما اهانت می کنند، دری را می بندیم در دیگری را باز می کنند...<BR>- آیا پاپ به لوازم سخنش توجه داشته است؟ وقتی به عنوان پاپ جدید انتخاب شده بود، پنج هزار نفر از مردم باواریا-مردم همین منطقه ای که پاپ سخنرانی کرده، و خودش اهل همین منطقه است- به زیارتش رفتند. پرچم باواریا را حمل می کردند. به آلمانی شعار می دادند. در همان جلسه پاپ گفته بود:" 23 سال است که در ایتالیا زندگی می کند و ایتالیزه شده است. اگر اشتباهاتی انجام داده، که اشتباه از هر انسانی سر می زند، او را یاری کنند و به او اعتماد داشته باشند."<BR>- به گمانم داوری پاپ در مورد اسلام، جهاد، عقلانیت در اسلام، امتناع تفسیر عقلانی از اسلام و قرآن، و داوری اش در باره پیامبر اسلام که از زبان مانوئل دوم که هم امپراتور بود و هم موقعیت کلیسایی درجه اول داشت، نیازمند بررسی جدی است.<BR>- پرسش از زمین و زمان می جوشد.چرا پاپ مثل خانم فالاچی حرف می زند؟ همین حرف ها را فالاچی تا دم مرگ بارها در باره پیامبر اسلام زده است و..<BR>- علامه سید محمد حسین فضل الله در نماز جمعه بیروت گفته است" پاپ لازم است شخصا و نه از طریق دیگران از مسلمانان عذر خواهی کند." آیا عذر خواهی می کند؟ بیانیه واتیکان که در واقع توجیه سخن پاپ بود.<BR>- مدت ها پیش کتابی از پاپ می خواندم به نام"<BR>- " دختر صهیون" این کتاب را پاپ در باره حضرت مریم نوشته است ؛اما چرا با این تعبیر؟ و...<BR>- می توان بر اساس دو فرضیه سخنرانی پاپ را تحلیل کرد:<BR>- اول: ایشان دچار اشتباه شده اند و با عذر خواهی مساله تمام می شود.<BR>- دوم: این سخنرانی با محاسبه انجام شده و اساسا نحوه اندیشه پاپ همین گونه است.پاپ گام بلندی به سوی صهیونیزم-مسیحی بر داشته است.در کشور ما دانشمندان مسیحی بسیاری وجود دارند. امیدوارم چنان چه در این نوشته کمی و کاستی دیدند، یاد اوری کنند.<BR>- (ادامه دارد)<BR>- - </P>
<P class=mtbody>سیدعطاءالله مهاجرانی </P>
<P class=mtbody align=center><A href="http://mohajerani.maktuob.net/archives/2006/09/17/666.php">http://mohajerani.maktuob.net/archives/2006/09/17/666.php</A></P>
+ نوشته شده توسط پدرآريوس - pop aryus در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:36 |